en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

ره‌آورد بهشت

ره‌آورد بهشت

Open in Telegram

"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
341
Subscribers
-324 hours
+17 days
+4130 days
Posts Archive
این چه حـرفیست که در عالم بالاست بـهـشـت ؟ هـر کجا وقت خـوش افـتـاد همانجاست بـهـشـت #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

انصاف نیست آیه رحمت شود عذاب چینی که حق زلف بُوَد بر جبین مزن #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

طاعت ما نیست غیر از شستنِ دست از جهان گر نماز از ما نمی‌آید، وضویی می‌کنیم #ارسالی_دوستان #شعر #صائب_تبریزی

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

چون کمان و تیر در وحشت سرای روزگار تا به هم پیوسته‌ایم از هم جدا افتاده‌ایم #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

به غیر صائب و معصومِ نکته‌سنج و کلیم دگر که ز اهل سخن مهربان‌ یکدگرند؟ #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

ما آنچه کرده‌ایم فدایِ تو سربه‌سر ای سنگدل چه مانده که با ما نکرده‌ای؟ #شعر #ارسالی_دوستان #صائب_تبریزی

گر قسمت ما باده و گر خونِ جگر بود ما نوبتِ خود را گذراندیم و گذشتیم #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

صـد وعــده‌ی امیــد به دل داده ام دروغ چون من مباد هیچ‌کسی شرمسار خویش #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است به احتیاط سخن در حضور خوبان کن که خوی سنگدلان آبگینه حلبی است نمی کنند نظر عارفان به حسن مجاز به ریگ سینه نهادن، دلیل تشنه لبی است خسیس را ز مدارا زبان دراز شود ز آب شعله کشد آتشی که بولهبی است چراغ انجمن ماست دیده بیدار می شبانه ما گریه های نیمشبی است اگر چه نقش دویی نیست در قلمرو حسن نظر به زلف و خط از روی یار، بی ادبی است دلش به ما عجمی زادگان بود مایل اگر چه لیلی صحرانشین ما عربی است عروس عافیتی را که خلق می طلبند چو نیک درنگری، در حباله عزبی است رواست صائب، اگر نیست از ره دعوی تتبع غزل خواجه گر چه بی ادبی است #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

تو به صد آینه از دیدن خود سیر نه‌ای من به یک چشم ز دیدار تو چون سیر شوم؟ #شعر #صائب_تبریزی #ارسالی_دوستان
تو به صد آینه از دیدن خود سیر نه‌ای من به یک چشم ز دیدار تو چون سیر شوم؟ #شعر #صائب_تبریزی #ارسالی_دوستان

لطافت آنقدر دارد که هنگام خرامیدن توان از پشت پایش دید نقش روی قالی را....!! #صائب_تبریزی #شعر

با شعلهٔ خورشيد       چه سازد نفسِ صبح ... روشن‌تر از آنم        ڪه توان ڪرد خموشم ... صائب‌تبریزے... #صائب_تبریزی #شعر

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

من از بی قدری خار سر دیوار دانستم که ناکَس کَس نمی‌گردد بدین بالا نشینی ها #صائب_تبریزی #شعر

پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست شمع را فانوس از پروانه می‌سازد جدا #صائب_تبریزی #تابلو_شعر #شعر @NegarKhane_adabiat
پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست شمع را فانوس از پروانه می‌سازد جدا #صائب_تبریزی #تابلو_شعر #شعر @NegarKhane_adabiat

با دست رعشه دار چو شبنم در اين چمن دامان آفتاب مكرر گرفته ايم باور كه مي كند كه در اين بحر چون حباب سر داده ايم و زندگي از سر
با دست رعشه دار چو شبنم در اين چمن دامان آفتاب مكرر گرفته ايم باور كه مي كند كه در اين بحر چون حباب سر داده ايم و زندگي از سر گرفته ايم؟ #صائب_تبریزی #شعر

دل به داغش مبتلا کردم خطاکردم خطا سوختم خود را برای او غلط کردم غلط #وحشی_بافقی #شعر #ارسالی_دوستان

بر سر کوی تو غوغای قیامت می‌بود گر شکست دل عشاق صدایی می‌داشت #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان

یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده چشم بینا جان آگه و دلی بیدار ده #صائب_تبریزی #شعر #ارسالی_دوستان