𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
Open in Telegram
هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" مینویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 251
Subscribers
No data24 hours
+57 days
-130 days
Posts Archive
1 251
من؟ من همیشه با دلم تصمیم گرفتم. دلم گفت برو، رفتم. دلم گفت نرو، موندم. دلم گفت زندگیت رو داغون کن، کردم. دلم گفت حالا همهچی رو درست کن، درستش هم کردم. حالا که به پشتِ مسیرم نگاه میکنم میبینم دلم همیشه بهترین تصمیم رو برام گرفته. نمیدونم الان توی چه وضعیتی هستی که اینو میخونی بچه ولی اینو میگم و اگه خواستی گوش کن. به حرف دلت گوش بده. اون همهچی رو میدونه، حتی چیزهایی که تو نمیدونی. ولی یادت هم باشه دل همیشه تمامِ نقشه نیست، جهت رو میده ولی مسیر رو باید با دیدنِ زمین و خاطرهها و مقصد کامل کرد.
1 251
Repost from N/a
بیست سال دیگه بچم نگام میکنه بم میگه تو چی میفهمی از عشق اونجاست که ی دل سیر گریه میکنم بعد میزنم زیر گوشش
1 251
گفت: دلم میخواد جیغ بزنم ولی برازندهی خودم نمیبینم. این همه سال تمام احساساتم رو درونم تجربه کردم, تمام جیغهام رو ریختم توی خودم.
1 251
«یحیی جان، زنها میتوانند عاشقت بمانند، اما چیزی درونشان نسبت به تو عوض بشود. آنها میتوانند در عین عشق و علاقه، هرگز تو و زندگی کنار تو را نخواهند.»
1 251
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
یکچیزی که در مورد آدمها جالبه اینه که گاهیاوقات چنان دچار تغییرات عظیمی توی خودت میشی که نمیتونی با روشهای قبلی با خودت رفتار کنی. مثلا من همیشه وقتی گنگ بودم میدونستم باید برنامه بنویسم تا بیفتم روی روال، اما الآن هربار که میخوام برنامه بنویسم یادم میره باید بنویسم و حتی بعد نوشتن هم یادم میره برنامه نوشتم. مثلا دیروز میخواستم برم بیرون و نیمساعت تمام داشتم دلدل میکردم خدایا چیکار میخواستم بکنم. حتی حین لباس پوشیدن هم فکرم درگیر این بود که انگاری یککار نکرده دارم. واقعا هرروز با یک کشف جدیدی از خودم دارم سورپرایز میشم و این واقعا خیلی جالبه.
1 251
Repost from N/a
دنیا بعد از تو دیدن نداشت، باور کن. چیزی رو از دست ندادی. فقط تماشای من رو از دست دادی، که ببینی چقدر ماهر شدم بابا. چه بازیگر درجه یکی شدم. همیشه نگران بودی که دروغ گفتن بلد نیستم، می گفتی خودتو لو میدی وقتی یه مرگت هست، نه دیگه یاد گرفتم، کاش بودی و می دیدی..
ولش کنیم این حرفا رو.ببخش، نشد اونی که دوست داشتی بشم. اون همه قول که بهت دادم، به یکیش هم عمل نکردم و تو هیچ وقت به روم نیاوردی. کادوی تولد امسالم این باشه یه شب رو دور بمونم از غم. هایده بذارم و تنهایی گوش کنم و به جاده چالوس فکر کنم و قر دادن های تو پشت فرمون...نه بابا، امشب گریه نمی کنم. برای تو؟ نه. برای نبودنت؟ نه. قوی شدم دیگه..
تولدم بعد تو غمگینه بابا, دنیا بعد از تو شده شبیه کوچه بازار شب عید، شلوغ و پرهیاهو و پر از غریبه. یادته دستمو می گرفتی و تندتند رد می شدیم تا برسیم به شرکت؟ توی راه می گفتم بابا اینو می خری برام؟ برا اونو می خری برام؟ می گفتی بیا بریم، اینجا واسه ما چیزی نیست باباجون...
هنوز هم اینجا واسه ما چیزی نیست باباجون، کاش روز تولدم پیشت بودم، هرجا هستی بهشت همونجاست..
1 251
هر صبحی که میشه گول زدن خودمم باهاش شروع میشه. من کلهم فقط دارم خودمو گول میزنم. اصلا ادامه دادن بی تو بیمعنیه. هر کسی هم خلاف اینو بگه دروغه.
1 251
من دیگه نمیدونم امیدم رو از کدوم ویرانه جمع کنم. اصلا امید تو بودی بابا. زندگی تو بودی بابا. میباختم؟ میگفتم باشه دوباره شروع میکنم بخاطرِ بابا. نشد؟ من یه کاری میکنم بشه بخاطر بابا. بابا تو دلیل جنگیدنم بودی خودتم اینو خوب میدونستی.
1 251
نمیدونم دردم چیه. ولی درمونش تویی بابا. خیلی زود تنهام گذاشتی. چطور دلت اومد بری بابا میدونستی من بدون تو دووم میارم. من زندگی رو بلد نیستم بدون تو بابا
1 251
اون لحظهای که فکر میکنی چیزی برای از دستدادن نداری میبینی آخرین چیزی که از دستت افتاد زمین خودت بودی.
1 251
خیلی برام دردناکه که چطور همیشه در آغوش من راهی برای بازگشت آدمها و دوستداشته شدن هست، ولی کسی که هیچوقت بغلش نکردم، خودم بودم.
1 251
هرچقدر من میخوام بیام بنویسم تو چنل میبینم این دو نفر قشنگتر میگن و من کم میارم کنارشون.
