یادداشتهای ماتیلدا
Open in Telegram
با لیوان چای وارد بشید. صندوق پستی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=663438206
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 031
Subscribers
+324 hours
+27 days
+12330 days
Posts Archive
1 031
دیهگو: میخواهم فرار کنم ویکتوریا. دیگر معنی و مکان انجام وظیفه از یادم رفته است.
ویکتوریا: مرا ترک نکن. وظیفهی انسان این است که با کسانی که دوست میدارد بماند. پایدار باش.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
دهان ما را بستهاند، تحت نظریم، اوقاتمان فرمایشی است ولی دلهای ما سکوت را نمیپذیرد.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
زمانی ما مردمی بودیم و امروز رمهی گوسفندانیم. زمانی دعوت میشدیم و اکنون احضارمان میکنند. وقتی بود که آزادانه نان و شیر مبادله میکردیم و اکنون جیرهی مختصری به ما میدهند. ما درجا میزنیم.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
عدالت حکم میکند که بچهها وقتی گرسنهاند، غذا بخورند و سردشان نباشد. عدالت حکم میکند که کوچولوهای من زنده بمانند. من آنها را روی زمینی شادمان به وجود آوردهام.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
ما مستحق چنین زندانی نبودیم. دل ما معصوم نبود ولی جهان و تابستانهایش را دوست داشتیم و این میبایست نجاتمان میداد.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
چه کسی مرا از آدمیزاد و از وحشتهای او رهایی خواهد داد؟ من بر قلهی سال نیکبخت بودم، در میان میوهها، فصلهای همسان و تابستان پربرکت میگشتم. جهان را دوست میداشتم. ولی دیگر آهنگ امواج را نمیشنوم. اینک غریوها، ترسها، دشنام و ناجوانمردی فرا رسیده. اینک برادرانم از شدت دلهره و خستگی سنگین شدهاند و حتی نمیشود پیکرشان را به دوش کشید. چه کسی دریاهای فراموشی را به من باز خواهد داد؟
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
برویم به دریا! دریا نجاتمان خواهد داد. بیماری و جنگ را بر دریا اثری نیست. اوست که بسیار حکومتها را دیده و بر آنها چیره شده است.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
ــ آنقدر مُرده زیاد شود که دیگر آدم زنده برای خاک کردنش پیدا نشود.
ــ ایکاش میتوانستم از این شهر بروم.
شهربندان و عادلها | آلبر کامو
1 031
این کتابهای خودمه،
ولی خیلیی کتابهای دیگه(ما دروغگو بودیم، سمفونی مردگان، مجموعه کتابهای هریپاتر، طاعون، قصر آبی، مغازه خودکشی، سم هستم بفرمایید، یادداشتهای زیرزمینی و ...)رو بخاطر وضعیت مالی یا از کتابخونه خوندم یا فایلشون رو خوندم.
امیدوارم بتونم یه روز نسخهی فیزیکی تمام کتابهایی که خوندم رو داشته باشم
