en
Feedback
‌‍‍‌‌ ‍‌ㅤ𝚴𝗂ց‌𝗁𝗍 𝖲𝗍ɑ᷼𐑾‌៹⋆ پـڪ

‌‍‍‌‌ ‍‌ㅤ𝚴𝗂ց‌𝗁𝗍 𝖲𝗍ɑ᷼𐑾‌៹⋆ پـڪ

Open in Telegram

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌◜달 𝗐𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾. ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗅𝖾𝖺𝗏𝖾𝗌 𝖺 𝗍𝗋𝖺𝖼𝖾, ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖺 𝗆𝖺𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖺𝗆𝗈𝗇𝗀 ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖿𝗈𝗋𝗀𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌, ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖳𝖺𝗄𝖾 𝖺 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎!◞

Show more
Iran60 713The category is not specified
3 128
Subscribers
+3124 hours
-6027 days
+78830 days
Number of Posts

Data loading in progress...

Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by

Data loading in progress...

Publication analysis
Posts
Views dynamics
sticker.webp
5000Loading...
ریکتم که نمیدید دیگه.
4001Loading...
فردا ساعتِ 1 ظهر پک جدید داریم به نفر اولِ فور استارز به نفر دوم 1k ویو میدم‌.
6001Loading...
sticker.webp
5000Loading...
No text...
4000Loading...
ㅤ      live  ’s bloom  ៸  petal 25                     sniff  #joong  ’s  flower           ㅤ
4000Loading...
No text...
5000Loading...
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  barbie's rui 𝇆  ‌ ‌ Bizness ?? ‌ ‌ ‌ ‌bonita princess ‌ ‌ ❄️‌ ‌ ‌ butterfly boy
5000Loading...
No text...
7000Loading...
‌ ‌‍ ‍ ݄ Pond Naravit ﹐LeapDay ݄ ‌ ‌ ‌⌜ #ThaiDrama ⌟
7000Loading...
No text...
6000Loading...
‌ ‌‍ ‍ ݄ Phuwin Tangsakyuen ﹐Taste ݄ ‌ ‌ ‌⌜ #ThaiDrama ⌟
6000Loading...
بعد از ساعت‌ها پیاده راه رفتن ، به یک خانهء چوبی رسیدند. لوسیفر در را برای دخترک باز کرد. - برو داخل. دختر‌ک آرام وارد شد ، نگاهی به اطراف انداخت. + کسی اینجا نیست؟ - به کسی اجازه نمیدم با من زندگی کنه. استلا با تعجب برگشت سمتِ پدرش و گفت: + پس من هم اینجا موندگار نیستم؟! - قبل از هرچیزی گفتم دارم برات استثنا قائل میشم ، این یعنی همه جوره پشتتم و همه چیز رو بهت یاد میدم ، لازم نیست نگران چیزی باشی. فقط بهم نشون بده توی ذاتت چیزی به اسم وفاداری هست. دخترک در مقابل مَرد قرار گرفت ، در برابرِ او بسیار کوچک بود اما با اعتماد بنفس دست‌ش را بالا گرفت و انگشت کوچک‌ش رو جلو برد. مَرد خنثی نگاه‌ش را به او دوخت. + میخوام بهت قول بدم خب ، چرا اینجوری نگاه میکنی؟ - به قول اعتقادی ندارم. + من دارم ، وقتی هم که قولِ انگشتی بدم بهش عمل میکنم ، سَرَم بره قولم نمیره ، دستت رو بیار جلو. مَرد از سر کلافگی پوفی کشید و انگشت‌ش را جلو بُرد ، انگشتان‌شان را در هم حلقه کردند و شصت‌شان را به یکدیگر زدند. دختر در چشمانِ مَرد نگاه کرد و گفت: + این رو یک قَسَم از جانبِ دخترت در نظر بگیر ، بابا. بعد دستانِ او را رها کرد. + خب؟شام چیه؟خیلی گشنمه. لوسیفر از غرغرهای دختر کلافه شده بود و زیر لب با خودش گفت: - همیشه انقدر گشنه‌ست؟ استلا جیغی کشید و گفت: + شنیدم چی گفتی ، همیشه هم گشنمه پس عادت کن به شنیدن‌ش. # اشکِ اقیانوس.
4000Loading...
No text...
3000Loading...
11⠸ Adorable ִֶָᵗ᷒ᰰ  yesw8are Sweet ⋅⋅ #cheongmyeong
2000Loading...
No text...
2000Loading...
22⠸ Lovely ִֶָᵗ᷒ᰰ  Ald1 Sweet  ⋅⋅  #anxin
2000Loading...
No text...
3000Loading...
‌ nakedbibi ’ s 🍒 Kazino ! ‌ ‌midnight queen of seoul
3000Loading...
sticker.webp
3000Loading...