fa
Feedback
‌‍‍‌‌ ‍‌ㅤ𝚴𝗂ց‌𝗁𝗍 𝖲𝗍ɑ᷼𐑾‌៹⋆ پـڪ

‌‍‍‌‌ ‍‌ㅤ𝚴𝗂ց‌𝗁𝗍 𝖲𝗍ɑ᷼𐑾‌៹⋆ پـڪ

رفتن به کانال در Telegram

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌◜달 𝗐𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾. ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗅𝖾𝖺𝗏𝖾𝗌 𝖺 𝗍𝗋𝖺𝖼𝖾, ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖺 𝗆𝖺𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖺𝗆𝗈𝗇𝗀 ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖿𝗈𝗋𝗀𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌, ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌ㅤ‌𝖳𝖺𝗄𝖾 𝖺 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎!◞

نمایش بیشتر
إيران61 006دسته بندی مشخص نشده است
3 137
مشترکین
+824 ساعت
-6337 روز
+75730 روز
تعداد پست‌ها

در حال بارگیری داده...

واکنش‌ها
نظرات
ستاره‌های تلگرام
بهترین پست‌ها بر اساس

در حال بارگیری داده...

تجزیه و تحلیل انتشار
پست ها
ديناميک بازديد ها
sticker.webp
5000Loading...
ریکتم که نمیدید دیگه.
4001Loading...
فردا ساعتِ 1 ظهر پک جدید داریم به نفر اولِ فور استارز به نفر دوم 1k ویو میدم‌.
6001Loading...
sticker.webp
5000Loading...
بدون متن...
4000Loading...
ㅤ      live  ’s bloom  ៸  petal 25                     sniff  #joong  ’s  flower           ㅤ
4000Loading...
بدون متن...
5000Loading...
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  barbie's rui 𝇆  ‌ ‌ Bizness ?? ‌ ‌ ‌ ‌bonita princess ‌ ‌ ❄️‌ ‌ ‌ butterfly boy
5000Loading...
بدون متن...
7000Loading...
‌ ‌‍ ‍ ݄ Pond Naravit ﹐LeapDay ݄ ‌ ‌ ‌⌜ #ThaiDrama ⌟
7000Loading...
بدون متن...
6000Loading...
‌ ‌‍ ‍ ݄ Phuwin Tangsakyuen ﹐Taste ݄ ‌ ‌ ‌⌜ #ThaiDrama ⌟
6000Loading...
بعد از ساعت‌ها پیاده راه رفتن ، به یک خانهء چوبی رسیدند. لوسیفر در را برای دخترک باز کرد. - برو داخل. دختر‌ک آرام وارد شد ، نگاهی به اطراف انداخت. + کسی اینجا نیست؟ - به کسی اجازه نمیدم با من زندگی کنه. استلا با تعجب برگشت سمتِ پدرش و گفت: + پس من هم اینجا موندگار نیستم؟! - قبل از هرچیزی گفتم دارم برات استثنا قائل میشم ، این یعنی همه جوره پشتتم و همه چیز رو بهت یاد میدم ، لازم نیست نگران چیزی باشی. فقط بهم نشون بده توی ذاتت چیزی به اسم وفاداری هست. دخترک در مقابل مَرد قرار گرفت ، در برابرِ او بسیار کوچک بود اما با اعتماد بنفس دست‌ش را بالا گرفت و انگشت کوچک‌ش رو جلو برد. مَرد خنثی نگاه‌ش را به او دوخت. + میخوام بهت قول بدم خب ، چرا اینجوری نگاه میکنی؟ - به قول اعتقادی ندارم. + من دارم ، وقتی هم که قولِ انگشتی بدم بهش عمل میکنم ، سَرَم بره قولم نمیره ، دستت رو بیار جلو. مَرد از سر کلافگی پوفی کشید و انگشت‌ش را جلو بُرد ، انگشتان‌شان را در هم حلقه کردند و شصت‌شان را به یکدیگر زدند. دختر در چشمانِ مَرد نگاه کرد و گفت: + این رو یک قَسَم از جانبِ دخترت در نظر بگیر ، بابا. بعد دستانِ او را رها کرد. + خب؟شام چیه؟خیلی گشنمه. لوسیفر از غرغرهای دختر کلافه شده بود و زیر لب با خودش گفت: - همیشه انقدر گشنه‌ست؟ استلا جیغی کشید و گفت: + شنیدم چی گفتی ، همیشه هم گشنمه پس عادت کن به شنیدن‌ش. # اشکِ اقیانوس.
4000Loading...
بدون متن...
3000Loading...
11⠸ Adorable ִֶָᵗ᷒ᰰ  yesw8are Sweet ⋅⋅ #cheongmyeong
2000Loading...
بدون متن...
2000Loading...
22⠸ Lovely ִֶָᵗ᷒ᰰ  Ald1 Sweet  ⋅⋅  #anxin
2000Loading...
بدون متن...
3000Loading...
‌ nakedbibi ’ s 🍒 Kazino ! ‌ ‌midnight queen of seoul
3000Loading...
sticker.webp
3000Loading...