کافه مستاجر پلاک ۱۲
Open in Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 293
Subscribers
+824 hours
+627 days
+24630 days
Posts Archive
2 291
تو مسیرِ برگشت از نونوایی داشتم به این فکر میکردم که بَهبَه، نونِ گرم، بادِ خنک، که یهو یادم افتاد توی ایران دارم زندگی میکنم.
2 291
یکی از مشکلاتِ همیشگیم اینه که وقتی ناراحتم نمیتونم کامل و واضح درموردش صحبت کنم. همه چی رو میریزم تو خودم. ساکت میشم و همه چی رو هم تلنبار میشه.
2 291
این پلی لیستی که میخوام براتون بذارم، خیلی قشنگه. تاحالا شده دلتون یک پلی لیست بخواد که نه خیلی آروم باشه نه خیلی تند و اذیت کننده؟ این خودشه. اسپاتیفای به عنوان یک دوشنبه عصرِ چیل اینو برام ساخت.
2 291
تصور کن چقدر اسیر و زندانی باشی توی زندگیت که هر روشی رو امتحان کردی، هر کاری کردی فرار کنی، آزاد بشی، نجات پیدا کنی، نتونستی، و ته دلت میدونی که تنها راهِ نجاتت مرگِ یک نفر باشه. اون یک نفر میتونه عزیزت باشه. میتونه از نزدیکانت باشه، میتونه رفیقت، یکی از اعضای خانوادهات یا همکارت باشه، یا حتی یک فردِ خیلی بزرگتر و مهمتر. دلت نمیخواد از دستش بدی، اما ته دلت میدونی که فقط با مرگِ اون یک نفر آزاد و رها میشی. امیدوارم هیچوقت تجربهش نکنید. همچین حسی رو حتی برای دشمنم هم نمیخوام.
2 291
احتمال میدم بعد از اون مدت خسته بشم و دلم بخواد برم توی شلوغترین جای دنیا. جایی که انقدر شلوغ باشه که توی اون حجم از شلوغی و جمعیت گُم بشم و هیچکس نتونه پیدام کنه.
2 291
بیشتر از همیشه دلم میخواد مدتی برم داخل یک کلبه وسطِ جنگل زندگی کنم. جایی که هیچ آدمی نباشه. هرچی آدم کمتر، بهتر.
2 291
نمایشِ داستانیِ این آلبوم در پنج پرده روایت میشه که همشون به همدیگه مرتبطه.
