en
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Open in Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
429
Subscribers
-224 hours
-157 days
+9030 days
Posts Archive
نه عزیز من، این سیب گلو رو به گریه مبدل نمی‌کنم. خرده‌سنگ‌های نشسته روی دلم هم به زبون نمیارم. این سنگینی رو می‌خوام ساز بزنم، به کلمات کتاب‌ها پناهش بدم، بین قصه‌ها جا بذارمش و شعرش کنم.

آدم از والد بودن برای والدینش خسته می‌شه، از اینکه بیشتر از سن و جایگاه خودش مسئولیت عاطفی به دوش بکشه به ستوه میاد. کاش هیچ‌وقت جایگاه‌ها جابه‌جا نمی‌شد.

جسارت داشتن به معنای نترس بودن نیست، زیبایی و جبروتِ جسارت داشتن، در اونجایی خودش رو نشون می‌ده که با وجود ترس‌ات جلو بری.

چقدر کتاب نخونده، آهنگ نشنیده و شعرِ کشف‌نشده در این دنیا هست. چقدر فیلم، آدم، شهر و قصه‌هایی هست که می‌تونیم دوستشون داشته باشیم و هنوز ندیدیم. و چقدر بد که برای همه‌شون وقت نداریم.

دلم می‌خواهد زیر باران بدوم و جیغ بکشم، صدایم لابه‌لای رعدها گم شود و رگبار هرچقدر می‌خواهد به تنم بتازد. دلم می‌خواهد روزی کنار دریا بایستم، و بگذارم موج‌ها با تمام خشمشان به پاهایم بکوبند. دلم می‌خواهد در یک صبح سرد، دست‌هایم را از جیبم بیرون بیاورم و بگذارم سرما انگشت‌هایم را بی‌حس کند. دلم می‌خواهد زیرِ آفتاب داغ راه بروم، و بگذارم پوست تن و گونه‌هایم را سرخ کند. یا میان مه باشم و مه طوری دورم را بگیرد که جز چند قدم روبه‌رویم چیزی نبینم. دلم می‌خواهد وقتی باد شدید می‌وزد، رو به آسمان بایستم و بگذارم موهایم را پریشان کند و ریه‌هایم را بسوزاند. می‌خواهم صدایم را در دل کوه رها کنم و جز پژواکش از دور، پاسخی نشنوم. دلم می‌خواهد کنار آتش بنشینم، و آن‌قدر به شعله‌ها نزدیک باشم که گرمایش صورتم را پس بزند. دلم می‌خواهد جهان را با تمام شدت‌اش حس کنم، خیس شوم، بلرزم، بسوزم، گم شوم، فریاد بزنم و طبیعت با تمام عظمت و بی‌رحمی‌اش مقابلم بایستد و یادم بیاورد چقدر کوچک و چقدر زنده‌ام.

Repost from Tomato story🍁
دیدید معین میگه تو آبروی عشقی؟ بعضیا بی آبرویی عشقن.

Repost from Tomato story🍁
نمیدونم من واقعا بابت سنم وحشت دارم.

«شراب صدسالهٔ من، وقتشه که بنوشمت.»

نفس به سینه‌ی من حبسِ گفت‌وگوی تو ماند نگاه من ز جهان شُست و خیره روی تو ماند تو یک اثر، پر از نماد و راز و رمز شدی تمام بودن من صرف جست‌وجوی تو ماند شراب عشق تو خوردم، جهان ز یادم رفت دل از دمی که چشیدم به میل و هوی تو ماند چنان مرا به خودت خواندی از تمام جهان که قبله‌ام شدی و سر همیشه سوی تو ماند هزار نغمه شنیدم ز هر کجای جهان و گوش من به تمنّای های‌و‌هوی تو ماند به پیچ و تاب جهان دل نبست این دل من که بهترین گره‌اش پیشِ پیچ موی تو ماند به هر دیار که رفتم، دلم وطن می‌خواست که ریشه‌های من آنجا، به خاک کوی تو ماند نه عقل چاره‌ی این دل، نه صبر مرهم اوست دوای این دل بیچاره در سبوی تو ماند تو جامِ باده شکستی که آتشم بزنی لبم ز جام بُرید، لیک تشنه‌خوی تو ماند -خود سروده.

من قبل از برگشتن به خوابگاه، باید به مناسبت پاییز برای دوست‌هام کوکی درست کنم. اینجا می‌نویسم یادم بمونه.

تو همون طنابی هستی که وقتی محکم‌ترین بندهای زندگیم یکی‌یکی از من ناامید شدن و از هم گسستن، دیدم که هنوز سرِ جات بودی. بدون اینکه حتی یک تار ازت کم شده باشه.

photo content

انسان‌های خوب رو که خیلی دوست دارم. اما انسان‌هایی که برای خوب بودن تلاش می‌کنن رو راستش، یکم بیشتر دوست دارم.

عزیز، انسان پر از ایراده. قرار نیست همه‌ی خوبی‌ها از روز اول درونمون حاضر و آماده باشن. مهم هم این نیست که چه چیزهایی ذاتا در وجود تو هست، مهم اینه که با چه چیزهایی که درونت هست، الان داری می‌جنگی و برای ساختن چه چیزهایی درون خودت تلاش می‌کنی. انسانیت بیشتر از اینکه در نداشتن ویژگی‌های بد خلاصه بشه، در توانایی ایستادن در برابر اون‌هاست. در اینکه خشمگین باشی، اما سعی کنی بی‌رحم نباشی. در رنج باشی، اما نخوای رنجت رو به دیگری منتقل کنی. اشتباه می‌کنی، اما خودت رو اصلاح می‌کنی. پس اگر احساس می‌کنی مهربانی، صبوری، بخشندگی یا هر خوبی دیگه‌ای به‌طور طبیعی در وجودت نیست، این به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که آدم بدی هستی. این رو بهت می‌گم و قبول کن، ارزشمندترین خوبی‌ها همون‌هایی هستن که خودت با دست‌های خودت در وجودت بذرش رو کاشتی، و بالاترین مقام انسانیت رو انسان با تاب‌آوری در برابر ویژگی‌های بدِ خودش نشون می‌ده.

یک چیزی که برای من خیلی واضحه اینه که بعضی از ویژگی‌های خوب، گاهی ذاتی‌ان و اکثر اوقات هم نه. باید اقبال بسیار بلندی داشته باشی که ویژگی های خوب رو از همون اول و بی هیچ تلاشی، درون خودت داشته باشی. اگر برای شما این‌طوره که مبارکه، اما من روی صحبتم با کساییه که احساس می‌کنن این ویژگی‌ها مادرزادی درونشون نبوده.

اما عزیزم، کاش کسی باشه که دوست داشتنت براش کافی نباشه؛ بخواد بفهمتت، به همون اندازه‌ای که دوستت داره.

بی‌حرف، با نوا.

Video message00:27

آدم وقتی به بچه‌هایی که ناخواسته به دنیا اومدن نگاه می‌کنه، نمی‌تونه بپذیره و باور کنه بودنشون تصادفی بوده. دلیلش هم اینه که قبل از خواستِ آدم‌ها، خدا اون‌هارو خواسته.

هیچ‌چیز به‌جز عشق و لحظه‌های خوبی که تجربه می‌کنی، اونقدر ارزشش رو نداره عزیزم. این رو اون روزی که اولین تار موی سفیدت رو جلوی آینه دیدی، می‌فهمی.