|رِهآن|
Open in Telegram
ناشناس☆ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8811931579 @Rehanchatbotbot چنل رندوم شت☆ https://t.me/rehan_shit
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
646
Subscribers
-724 hours
-497 days
-18930 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+6
in 2 channels
August '26
+852
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +2 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
دیگر توانی برای خواستن نمانده بود.
نفس کشیدن، خود، ادایی بود به رسمِ عادت؛ معجزهای در کار نبود.
خستگی، نه چون سایهای، که چون غباری سنگین، همه چیز را در خود بلعیده بود.
دنیا، صدایی گنگ و دور از دسترس بود، بیهیچ رنگ و نشانی از اهمیت.
وقتی تار و پودِ وجود از هم میگسلد، دیگر «خودخواهی» واژهای بیمعناست.
تنها سکوتِ مطلق باقی میماند و پذیرشی سرد. پذیرشی که در آن، دیگر هیچ نشانی از امید نیست؛
فقط تسلیمِ محضِ آنچه پایان یافته.
@rehan_sto|nazanin
| 2 | روبهرویم نشسته بود و پایش را روی پای دیگرش انداخته بود.
همینطور که مشغول تماشایش بودم، قهوهاش را تمام کرد و گفت:
خسته نشدی؟ چطور میتوانی؟
گفتم: منظورت چیست؟
کمی مکث کرد و گفت:
چطور انقدر خوب دیگران را دلداری میدهی؟
گفتم: اما با صدایی گفتم که درونم را بشکند و بیرونم را زیبا جلوه دهد؛ همانند همیشه، مبادا او ناراحت شود.
خوبی؟ صدایش به گوشم خورد و به خودم آمدم.خوبم، خوبم.
قهوهام تمام شده بود. گفتم:بوران در راه است، بهتر است زودتر برویم.
سرم را به نشانهی تأیید تکان دادم، پالتویم را روی دوشم انداختم، اندوهم را هم با خود برداشتم و دوباره سنگینیاش را روی شانههایم حمل کردم.
در راه به بیرون خیره شده بودم و نشخوار فکری امانم نمیداد.
تا کی؟
آخر تا کی قرار است حرفهایی را که دوست دارم بشنوم و بگویم، قورت بدهم؟
تا کی قرار است مسائلی را که دوست دارم در آنها درک شوم، درک کنم؟
شاید سرنوشت همین است.حداقلش او ناراحت نمیشود...
و من؟
من که سالهاست بلدم ناراحتیام را پشت یک خوبم پنهان کنم.
@Renovating_nar|nar | 2 |
| 3 | No text... | 38 |
| 4 | کمبود دوست به معنی کم بودن تعداد دوستات نیست به معنی کم بودن دوستای واقعیه
ممکنه صد نفر دور و برت باشن ولی اگه فقط یه نفر واقعاً کنارت باشه دیگه کمبود دوست نداری
در آخرش تعداد مهم نیست آدم واقعی مهمه | 6 |
| 5 | کمبود آدم دور و برت، دلیل کمارزش بودن تو نیست.
گاهی فقط یعنی هنوز آدمهای درستت رو پیدا نکردی. | 6 |
| 6 | باید خودت خودتو بالا بدونی.
خودت برای خودت احترام قائل باشی.
برای کسی که مدام نادیدهت میگیره، خودتو کوچیک نکنی و برای گرفتن یه ذره توجه، دنبال آدمها ندوی. | 6 |
| 7 | و شاید اینجا باید یه چیزی رو یاد بگیری؛
اینکه ارزش تو قرار نیست با تعداد آدمایی که دورتن یا میزان توجهی که ازشون میگیری مشخص بشه. | 5 |
| 8 | ممکنه برای بعضی ها بیشتر روابط دوستیشون همین شکلی باشه و کم کم از روابط دوستی زده شن و تنهایی رو ترجیح بدن | 9 |
| 9 | و خب این لزوماً به معنی بیارزش بودن تو نیست
فقط یعنی هر رابطهای دوطرفه نیست، حتی اگه مدتها بهش اسم دوستی داده باشی | 8 |
| 10 | تو برای بعضیا مهمی، ولی نه اونقدری که اونا برای تو مهمن | 7 |
| 11 | و بدترین قسمتش اینه که یه مدت فکر میکنی شاید سرشون شلوغ بوده، شاید حواسشون نبوده، شاید شرایط اینطوریه...
تا اینکه یه روز میبینی نه، داستان خیلی سادهتر از این حرفاست | 7 |
| 12 | اگه خودت زنگ نزنی زنگ نمیزنن
اگه احوال نپرسی احوالت رو نمیپرسن
اگه پیام ندی مکالمهای هم وجود نداره | 8 |
| 13 | یه وقتایی یهو میفهمی تو زندگی بعضیا اونقدرا هم آدم مهمی نیستی
اون دوست صمیمی تو ولی تو دوست صمیمی اون نیستی
نه اولین نفری هستی که وقتی یه اتفاقی میفته بهش زنگ میزنن
نه حتی کسی که اگه چند روز نباشی نبودنت به چشمشون بیاد | 7 |
| 14 | رندوم شت:
پارت دو، کمبود دوست | 12 |
| 15 | احساس میکنم امشب بیش از اندازه واقعا رندوم بودم 👩🦯 | 12 |
| 16 | این اون نکته است که باید بدونید که دوستاتونو از کجا انتخواب کنید | 10 |
| 17 | ما نسبت به علاقه هامون اشنا شدیم و یکی از بهترین تجربه های دوستیم بود | 10 |
| 18 | چون تو مدرسه رندوم با هم اشنا نشدیم یا محیط های این شکلی | 11 |
| 19 | با سن های متفاوت ولی هممون یه طرز فکر تقریبا شبیه بهمی داشتیم | 11 |
| 20 | این موضوع مهم نیست
موضوع اصلی اینه که این اکیپ از ایونت و... این چیزا شکل گرفت | 11 |
