𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶
Closed channel
𝐵𝑒𝑡𝑤𝑒𝑒𝑛 𝑤𝑜𝑟𝑑𝑠, ℎ𝑒𝑎𝑟𝑡𝑠 𝑐𝑜𝑙𝑙𝑖𝑑𝑒 ٬ ٬ تحت حمایت انجمن نویسندگان ونوس
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
528
Subscribers
-724 hours
+47 days
+6830 days
Posts Archive
528
Repost from N/a
کمربندشو باز کردم و کنار زدمش ، زیپ شلوارشو وا کردم و دستمو از #شورتش رد کردم …
جووون کشداری زمزمه کردم ، کیرشو از تو شورت در آوردم و بهش زل زدم …
اب دهنمو حوس الود قورت دادم …
یکم از صندلی فاصله گرفتم و شلوار و شورتم رو همزمان پایین کشیدم … .
#کیرشو گرفتم تو دستم و به #بهشتم مالوندم …
همزمان شروع به آه و ناله کردم ، رگه های قرمز رنگی تو چشاش موج میزد …
وحشیانه هلم داد رو صندلی و خیمه زد روم …
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
6 پاک شه
528
Catania ⚜
#part83
حالا یا خودشون جاسوس بینشونو پیدا میکنن
یا برای مرگ آماده میشن
گوشیمو برداشتم
دوربین خونه رو چک کردم ولی آمیار نبود
اخمام توهم رفت
بهش گفتم بشینه تو خونه
کدوم گوری رفته؟
اصلا رو پا بند نبود این پسر
سریع دوربین خونه خودشو چک کردم
اونجا هم نبود!
رفتم تو حافظه دوربین
نزدیک یک ساعت پیش از خونه رفته
پس کلانتری نرفته
اگه نزدیک اونجا میشد افرادم خبر میدادن
کلافه گوشی پرت کردم رو میز
نیم وجب بچه دهن منو سرویس کرده
هیچکس!
حتی کسایی که تاحالا منو ندیدن
جرعت ندارن رو حرفم حرف بیارن یا خلاف میلم کاری انجام بدن
اون وقت این نیم وجب دردسر اصلا منو حساب نمیکنه!
خودمو مشغول رسیدگی به پرونده ها کردم
ولی تمام ذهنم پیش آمیار بود
کجا میتونه رفته باشه؟
اگه حالش بد بشه چی؟
با قانع کردن خودم که اون الان تو شرایط خوبی نیست برای همین پیگیرشم
زنگ زدم به کسی که مراقبش بود
بعد از اولین بوق تلفن وصل شد
بدون حرف منتظر موندم
528
Repost from N/a
سرگردی که مطیع مظنون پروندش شده و هر شب زیر مافیا گاییده میشه 🏳️🌈🍆💦https://t.me/+d3_CmusjA4c4N2U0 _ار...اراد آروم... شت دارم جر میخورم ..❤️🔥 خودم و محکم تر توش میکوبیدم ... خم شدم سمتش و دستم و وارد موهاش کردم و کشیدم سمت خودم ... _چیه مامور کوچولو خوشت میاد ...لامصب این سور/اخ تنگت بدجور داره کی/رم و له میکنه ... 🔞❌ نفسش بالا نمیومد .. قوسی به کمرش داد .. _فاک سریع تر ... اهههه لعنتی دارم میام ...🥵 دستم و روی کلاهک دی/کش گذاشتم ... _نچ نچ تک خوری نداری یا با هم یا هیچ کدوم ...💦
#پارت_واقعی #مافیایی #گی #اسمات 🔥🍆https://t.me/+d3_CmusjA4c4N2U0 https://t.me/+d3_CmusjA4c4N2U0 صب پاک
528
Repost from N/a
جای سیلی روی صورتم میسوخت!❌
- من…من بزور زنت نمیشم!
صورتم اسیر دست هاش شد و فشار دستش!🔥
- دِ یالا امضا کن وقت نخر.
- محرمت شم تا بیشتر عذابم بدی؟
تا با اون زن لعنتی اذیتم کنی؟🔞
به عقب هلش دادم و فریاد کشیدم!
- میرم برای کسی که لیاقتمو داره امضا میکنم نه…😭
با صدای سیلی وحشتناک به عقب پرت شدم.
صورت نریمان به قرمزی میزد.
بلافاصله اسیر بازو و آغوشش شدم!
- هیسسس…آرومم کن تا بهت آسیب نزنم!
تو مال منی لامذهب،تو سرت فرو کن!🤤
دستش نوازش وار روی صورتم لغزید.
- امضا کن…نمیخوام دست احدی بهت برسه!
فشاری به تنم داد و با حرف آخر من و خورد کرد:
- اون خودکشی و به یاد بیار کوچولو…🔪
https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0
https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0
نریمان یه مرد تورک متعصب و غیرتی که عاشق چشمه کوچولو میشه سر یه سو تفاهم از هم جدا میشن الان جلوی چشماش برای دختره خاستگار اومده و ....🫣❌صب پاک
528
قشنگا 🤍
از اونجایی که وضع ریکشن ها خیلی بده، امروز پارت نداریم... 🤧
ولی!
اگه تا نیمهشب به 20 ریکشن برسونین، پارت رو براتون میذاریم. ✨
و اگه امشب نرسید، ولی تا فردا تا 25 ریکشن یا بالاتر بشه، علاوه بر پارت، یه پارت هدیه مهمون ما هستین. 🎁🤍
528
Repost from N/a
-دوباره محرمم میشی ❗️
با چشمهای گرد شده بهش نگاه کردم
- برو کنار نریمان بمیرمم باز محرم تو نمیشم.🥵
با چنگی که به کمرم زد جیغ زدم
- یا مال منی یا مال خدا چش قشنگ.
مشت نحیفمو به سینهی ستبرش زدم
- بذار یادت بندازم که ما طلاق گرفتیم ،خواهرت از دست وحشی بازیات داشت خودکشی میکردد بخاطر ...🔞
هق زدم.
- من محرمت شم زیر دستات میمیرم عوضی!🥺
ناگهان به تخت سینش کوبیده شدم.
- د انقدر چرند نگو واسه من
دستش نوازش وار روی موهام نشست و من ساکت شدم.
- قلم میکنم دستی رو که اذیت کنه تو رو! حتی اگه مال خودم باشه..😤❤️🔥
https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0
https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0
https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0
نریمان یه مرد ۳۰ساله متعصب و غیرتی که دلباختهی دختر لوند و شیطونی میشه اما سر یه سو تفاهم دختر مورد علاقشو طلاق داده و الان پشیمونه و دست از سرش برنمیداره و میخواد ...😱💢🚫۱۲پاک
528
Repost from N/a
چشمه موحد نوه یکی از خاندان بزرگ تهران که از دست پسرعموی مستش که تو مهمونی خانوادگی قصد تجاوز بهش رو داره فرار میکنه...شبانه پناه میبره به نریمان که یه مرد خشن ،هات و غیر قابل نفوذ ...نریمانی که از هرچی عشق و تعهد فراری و هرشب یه زن جدید و مهمون تختش می کنه حالا شرطش برای نجات دختر کوچولو و بی پناهمون از دست خانواده زورگوش اینکه صیغه اش بشه و تختش و هرشب گرم کنه...🔞♨️
بزن رو لینک ادامه شو اینجا بخون👇😈❌https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0 https://t.me/+ijLKadofKX5iODU0 اروتیک،بزرگسال،خشن،اجباری ۱۹پاک
528
Repost from N/a
کمربندشو باز کردم و کنار زدمش ، زیپ شلوارشو وا کردم و دستمو از #شورتش رد کردم …
جووون کشداری زمزمه کردم ، کیرشو از تو شورت در آوردم و بهش زل زدم …
اب دهنمو حوس الود قورت دادم …
یکم از صندلی فاصله گرفتم و شلوار و شورتم رو همزمان پایین کشیدم … .
#کیرشو گرفتم تو دستم و به #بهشتم مالوندم …
همزمان شروع به آه و ناله کردم ، رگه های قرمز رنگی تو چشاش موج میزد …
وحشیانه هلم داد رو صندلی و خیمه زد روم …
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
۱۰ صبح پاک شه
528
این دو روز بخاطر نزدیک بودن کنکور بدون توجه به نرسیدن ریاکشنها پارتگذاری داشتیم
تا بهتون انرژی بدیم ✨
امیدوارم که همگی موفق بشین🌟
528
Catania ⚜
#part82
- حالا تو جلوی من نشستی میگی نمیدونی چطور این اتفاق افتاد؟
شونه هاش از صدام بالا پرید
ولی در حال حاضر اصلا برام مهم نبود
من شناسایی شدم
نزدیکام هم همینطور
هیچکس منو بجز افراد محدودی نمیشناسه و ندیده
که این یعنی یه جاسوس داریم...
جاسوسی که خیلی نزدیک بهم داره نفس میکشه
_ قربان میدونم به چی فکر میکنید
ولی چطور امکان داره آخه؟
همه اونا از آزمونهای سختی رد شدن تا به شما وفادار باشن
چطور ممکنه خیانت کنن؟
- تو خوب میدونی من به چه علت رفتم تو سایه ها
پس ازم نخواه به چندتا آدم حقیر که به خاطر پول هرکاری میکنن اعتماد کنم
ناراحت سرشو پایین انداخت
گاهی با خودم فکر میکنم شاید اصلا نباید وارد این کار میکردمش
اون زیادی احساساتی عمل میکنه
- بگرد دنبال جاسوس
اگر تا دو روز دبگه نتونی پیداش کنی
همشون به عنوان جاسوس میمیرن...؛!
_ ولی قربان...
- این بحث تمومه، حواستو جمع آمیار کن
از صد متری کلانتری نباید رد بشه، فهمیدی؟
_ بله رئیس
سری براش تکون دادم که با قیافه توهم و فکری درگیر تعظیم کوتاهی کرد و رفت بیرون
براش سخته
بلاخره اونا افرادش بودن ولی حیف که خیلی بی خاصیت بودن
528
Repost from N/a
تپلی دختر کوچولوشو چجوری باک.یرش می.گاد🫣🤤😈
فقط 10تا از دخترای ح×شری میتونن #رایگان جوین این چنلا بشن به پارتهای 🔞 دسترسی داشته باشن🫦❤️
ᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔᚔᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔᚔ
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
ᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔᚔᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔᚔ
کلی ژانر خفن که شب تا صب میتونی باهاش جق بزنی و تختو پر آب کنی🍑🤟🏿💧❤️🔥۱۲پاک
528
Repost from N/a
فقط اهل دلاش بیان🤤🍑
رمانهای ممنوعه که آبت چوچولتو میاره🥵❤️🔥
🙈معدن رمانای فول صحنه وVIP 🙈𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 𝗝𝗈𝗂𝗇𝗝𝗈𝗂𝗇 ۸صب پاک
528
Repost from مُعَلق | Джоха
بعد جفتمون از یک اپل آیدی استفاده کنیم که گوشی اون رو گوشی من باشه
گوشی منم رو گوشی اون
528
Repost from N/a
باهرپارتی ک بخونی یه دور# ارضا میشی💧🫦
رمانهای هات کننده و شورت خیس کن سالو برات جمع کردم🙈🔞JOIN: https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk JOIN: https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk رمانهای Vip تلگرامو #رایگان اینجا میزارن🍑🫦 ۴صب پاک
528
Repost from N/a
کمربندشو باز کردم و کنار زدمش ، زیپ شلوارشو وا کردم و دستمو از #شورتش رد کردم …
جووون کشداری زمزمه کردم ، کیرشو از تو شورت در آوردم و بهش زل زدم …
اب دهنمو حوس الود قورت دادم …
یکم از صندلی فاصله گرفتم و شلوار و شورتم رو همزمان پایین کشیدم … .
#کیرشو گرفتم تو دستم و به #بهشتم مالوندم …
همزمان شروع به آه و ناله کردم ، رگه های قرمز رنگی تو چشاش موج میزد …
وحشیانه هلم داد رو صندلی و خیمه زد روم …
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
https://t.me/+XPU3_Ejhqh4zOGM0
۱۰ صبح پاک شه
528
Repost from N/a
کدومشو میخونی!؟مافیایی💧 بزرگسال 🙊خشن😈 هات 🤯انتقامی 👄گی و.....🔞🙈 ۲۴پاک
528
Catania ⚜
#part81
ما که کسی رو نداریم
پس کی زنگ زده؟
نشستم تو ماشین، چشمامو بستم
با نقش بستن ماتئو پشت پلکام هول شده چشمام باز شد
یعنی کار اونه؟
امکان نداره!
اون نمیدونه من کجا کار میکنم
نمیتونه کار اون باشه
پکر دوباره تکیه دادم به صندلی
آخه اگر اون نیست پس کیه؟
Matteo
کلافه خودمو پرت کردم رو صندلی
پائولو روبروم نشست
قراردادو جلوم گذاشت
_ این قراردادی هست که دادن
میخوان در قبال بچه محموله هارو از بندر رد کنیم
اون حرومزاده ها چطور جرعت کردن تو روی من وایستن؟
چطوری فهمیدن من کیم؟
من تو این دنیا نقش یه افسانه رو داشتم
هیچ کس نمیدونست من وجود دارم
فقط شایعه بود که تو دهن مردم میچرخید
- چطور تونستن منو شناسایی کنن؟
پس شما اینجا چی کار میکنید؟
زمزمه هام بلند نبود
ولی وحشتو تو نگاه پائولو میدیدم
_ رئیس باور کنید ما حواسمون به همه چی بود
اصلا نمیدونم چطور این اتفاق افتاد
- چهارتا احمق دور خودم جمع کردم
نه تنها خودمو شناسایی کردن
بلکه سرگرمی جدیدمم پیدا کردن
جرعت کردن نزدیکش بشن و منو باهاش تهدید کنن
528
Repost from N/a
کلی رمان #صحنه دار و ارباب رعیتی #بچه مچه جوین نشه ❌💦
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
تمامی لینکا حق عضویت #ماهانه دارن سریع جوین شو تا باطل نشده🍑🤤۲۰پاک
528
Repost from N/a
کم سناجوین ندن خطریه باراشون😡❤️🔥
هرژانر رمانی که فکرشو کنی داریم😈🔥
سکسی_مافیای_بزرگسال_خشن_هات_انتقامی
ᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔ✰ᚔᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚐᚐ
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
https://t.me/addlist/xivTBzvDVk81MGNk
ᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚔ✰ᚔᚐᚐᚑᚑᚒᚒᚓᚓᚐᚐ
بااین رمانا گوشی بدست خوابت میبره😴👙
❤️🔥فولدری پراز رمانها صحنه داره +18 ❤️🔥
۱۶پاک
