اَز تو چهپِنهون؛
Open in Telegram
عشقت رسد به فریاد. +کوچیک همه شما،آقایِخاص هستم. (دانشجوی رشته شیمی،نویسنده،خیلی کم مذهبی). حرفاتو بده به پستچی واسم بیاره: @postpenhonbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
320
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
حال را میشَود با درد گذراند؛اما تصور دردآلود بودن آینده و دوام بدون دگرگونی حال،انسان را از پا در می آورد.
بعضی وقتا با خودم میگم کاش کمتر زندگی رو به شوخی بگیرم،بعدش که بیشتر فکر میکنم میگم بابا دنیا همش شوخیه،دیگه چرا میخوای جدیش بگیری؟
اینقدر به چیز های که میخواستم نرسیدم که حالا دلم نازک تر از پوست سیر شده و اشکم،سر کوچیک ترین دلگیری های زندگی جاری میشه،کاش به جای اشک،قانون بس کنم رو تو زندگیم جاری کنم.
بعضی وقتا که با خودم فکر میکنم،تو فکر به خودم میگم آیا با این بار گناه سنگین،میتونم بمیرم؟شهادت که پیشکشم.
داشتم با خودم فکر میکردم،کاش بعضی از کارمو بس کنم،اینجوری زندگیم خیلی بهتر میشه.
