-𝟔𝟕𝟐𝟐
Closed channel
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
515
Subscribers
-824 hours
-347 days
+9030 days
Posts Archive
515
هی خودتو مشغول میکنی، مسخره بازی درمیاری، بازی میکنی فیلم میبینی هیچیو به روت نمیاری به حرفای بقیه میخندی با هیچکس بحث نمیکنی از اتاقت بیرون نمیای
ولی بازم یه جوری یه جایی موقع خواب تنها و بی دفاع و خسته گیرت میاره یقتو میگیره خفهات میکنه. دیگه ولت نمیکنه.
515
آدم به هرکس دروغ بگه به خودش که نمیتونه دروغ بگه آخرش تو ذهنت مجبوری با اون حقیقته رو به رو شی راه فراری نداری...
515
جدیدا خیلی از مدرسه رفتن داره خوشم میاد..
شاید چون برای چند ساعت هم که شده از فکر و خیالام و غم و غصه هام دور میشم :)
515
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
هوا نسبت به قبل سردتر شده، یک خوشحالی کوچک بابت نشانههای پاییز.
515
Repost from دَشتِ پَروانه ᥫ᭡
از یاد بردن کسی که روح شما را لمس کرده سخت که نه بلکه غیر ممکن است.
515
من دلم نمیخواست خیلی چیزارو تجربه کنم، دلم نمیخواست تا اون حد عصبانی و ناراحت بشم، دلم نمیخواست اونجوری ذوقم کور شه، دلم نمیخواست پروانههای تیکه تیکه شدهی خونی رو بالا بیارم، یا همهی اون حسای قشنگ برام یه کابوس شن، دلم نمیخواست انقدر اذیت شم که الان هرکاری کنم نتونم خوشحال شم، دلم نمیخواست همه ی حِسام گاییده شه و الان بی حس شم، نمیخواستم اینجوری از زندگی درس بگیرم.
