-𝟔𝟕𝟐𝟐
Закритий канал
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
504
Підписники
-924 години
-347 днів
+8730 днів
Архів дописів
503
آدم به هرکس دروغ بگه به خودش که نمیتونه دروغ بگه آخرش تو ذهنت مجبوری با اون حقیقته رو به رو شی راه فراری نداری...
503
جدیدا خیلی از مدرسه رفتن داره خوشم میاد..
شاید چون برای چند ساعت هم که شده از فکر و خیالام و غم و غصه هام دور میشم :)
503
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
هوا نسبت به قبل سردتر شده، یک خوشحالی کوچک بابت نشانههای پاییز.
503
Repost from دَشتِ پَروانه ᥫ᭡
از یاد بردن کسی که روح شما را لمس کرده سخت که نه بلکه غیر ممکن است.
503
من دلم نمیخواست خیلی چیزارو تجربه کنم، دلم نمیخواست تا اون حد عصبانی و ناراحت بشم، دلم نمیخواست اونجوری ذوقم کور شه، دلم نمیخواست پروانههای تیکه تیکه شدهی خونی رو بالا بیارم، یا همهی اون حسای قشنگ برام یه کابوس شن، دلم نمیخواست انقدر اذیت شم که الان هرکاری کنم نتونم خوشحال شم، دلم نمیخواست همه ی حِسام گاییده شه و الان بی حس شم، نمیخواستم اینجوری از زندگی درس بگیرم.
503
هر روز مثل سیلی این حقیقت تو گوشم میخوره که
دیگه بزرگ شدی ؛ نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری،«بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی» اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها..
