نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!
Open in Telegram
شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
341
Subscribers
+2024 hours
+367 days
+28030 days
Posts Archive
ᴡ ʜ ᴏ ᴀ ʀ ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ?
ᴄ ᴀ ᴜ s ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ' ʀ ᴇ ɴ ᴏ ᴛ ᴛ ʜ ᴇ ʙ ᴏ ʏ , ɪ ғ ᴇ ʟ ʟ ɪ ɴ ʟ ᴏ ᴠ ᴇ ᴡ ɪ ᴛ ʜ . . . .
_همه گفتند تا تورا فراموش کنم، اما کسی نگفت تا با قلبی که تورا صدا میزند چکار کنم؛ و این درد مرا ذره ذره نابود میکند.
_اگر عشقِ من گناهی نابخشودنی است، میخواهمتا آخرین نفسم قشنگ ترین گناهِ زندگیم رو بکنم.
-از دریا نمی ترسی؟
-معلومه که میترسم؛ دریا حیله گره، فریبت میده و تورو به داخلِ خودش میکشه بعدم غرقت میکنه کیه که از همچین چیزی نترسه؟
-پس چرا انقدر نگاهش میکنی؟ قسم میخورم اگه ولت کنن سالها بهش خیر میمونی.
جونگکوک لبخند زد:
-چون با وجود حیله گریش هنوزم خوشگله.
-fox🦊🕸
+4
فهمیدم هیچ نجات دهنده ای نیست؛و به جای فریاد، دستانم را در
موج های نگاهت رها کردم. غرق شدنِ من، انتخابِ من بود — و انتخابِ من، تو بودی.
تو آمدی تا آسمانِ سیاهِ دلم را با نورِ خود تابانده باشی، اما با رفتنت، مرا در تاریکیِ عادت به روشنایی، زندانی کردی. حالا دیگر نه راهِ فراموشی هست و نه راهِ بازگشت؛ من در شبِ نبودنت، گم شدهام. فکر میکنم به آرزویت رسیدی ماهِ بی رحم و زیبای من؛ من در فراموش کردنت عاجز شده ام.
در ژرفای کهکشانِ چشمانِ تیرهات گم شدم؛گویی از ازل، نجاتی برای من نوشته نشده بود.دیگر چه جای انکار،وقتی من خود، پیش از سقوط ، با رضایتِ تمام ، به بندِ تو درآمده بودم و به این اسارت تن دادم؟
Everything is your fault"I’ve always
