en
Feedback
نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

Open in Telegram

شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
354
Subscribers
+2024 hours
+367 days
+28030 days
Posts Archive
_من بی تو شبیه به کبریتیم که هرچقدر بیشتر نفس بکشه زودتر میمیره. + من‌هیچوقت تنهات نمیذارم که بی من بودن، زندگیت رو شعله بکشه
_من بی تو شبیه به کبریتیم که هرچقدر بیشتر نفس بکشه زودتر میمیره. + من‌هیچوقت تنهات نمیذارم که بی من بودن، زندگیت رو شعله بکشه...! -unconscious🚬🕯

کتاب‌ها قلمروِ عشق‌های بی‌نقص‌اند؛ جایی که ما در پیِ جاودانگیِ خود می‌دویم، تا شاید ناممان در میانِ ستایشگران، زمزمه شود.
"همواره در دل آرزو داشتم قلبم را به پناهگاهی بسپارم که از آن، همچون یک میراثِ مقدس، محافظت کند و در میانِ آغوشِ خویش پناه دهد. اما ای عزیزِ بی‌رحمِ من، تقدیرِ ما هرگز با خطوطِ کتاب‌ها هم‌سو نبود و به آن مدعایِ رویاها نمیرسیم؛ و من اکنون، در میانه‌یِ این ویرانی، سرنوشتِ تلخِ خویش را به آغوش کشیده‌و آن را پذیرا شده‌ام."

‌ ‌ ‌ ᴏᴜʀ ꜱᴛᴏʀʏ ᴡᴀꜱ ɴᴇᴠᴇʀ ᴀ ꜰᴀɪʀʏᴛᴀʟᴇ; ᴍᴀʏʙᴇ ɪɴ ᴀɴᴏᴛʜᴇʀ ʟɪꜰᴇ...
+4
‌ ‌ ‌ ᴏᴜʀ ꜱᴛᴏʀʏ ᴡᴀꜱ ɴᴇᴠᴇʀ ᴀ ꜰᴀɪʀʏᴛᴀʟᴇ; ᴍᴀʏʙᴇ ɪɴ ᴀɴᴏᴛʜᴇʀ ʟɪꜰᴇ...

sticker.webp0.03 KB

در آن هنگامه که روحِ تو در شادیِ مکانی دیگر به رقص درآمده بود، سایه‌یِ سنگینِ خاطرات، وجودِ مرا ذره‌ذره فرو می‌ریخت. از حسرتِ آن خوشی‌هایِ گذرا، دیگر جانی در تنم نمانده بود. و آنگاه که اندیشه‌یِ “بازیچه‌یِ احساسات شدن” بر من سایه افکند و خیالت از آن آسوده گشت، اشک‌هایم چون سیلاب، راهِ چشمانم را یافتند؛ چرا که قلبِ من در دستانِ تو ای معبودم ، که اکنون تنها ویرانگرِ من هستی، در آستانه‌یِ فروپاشی قرار گرفته است.

‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 𝑫𝑶 𝒀𝑶𝑼 𝑺𝑻𝑰𝑳𝑳 𝑹𝑬𝑴𝑬𝑴𝑩𝑬𝑹 𝑶𝑼𝑹 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝑰𝑬𝑺 ?
+4
‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 𝑫𝑶 𝒀𝑶𝑼 𝑺𝑻𝑰𝑳𝑳 𝑹𝑬𝑴𝑬𝑴𝑩𝑬𝑹 𝑶𝑼𝑹 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝑰𝑬𝑺 ?

sticker.webp0.07 KB

ᴏɴʟʏ ʏᴏᴜʀ ᴠᴏɪᴄᴇ ʜᴀᴅ ᴛʜᴇ ᴘᴏᴡᴇʀ ᴛᴏ Qᴜɪᴇᴛ ᴍʏ ʀᴀᴄɪɴɢ ᴛʜᴏᴜɢʜᴛꜱ

"ᵂⁱᵗʰⁱⁿ ᵗʰᵉ ˢᵖʳⁱⁿᵍᵗⁱᵐᵉ ᵒᶠ ᵐʸ ᵗʰᵒᵘᵍʰᵗˢ, ᵀʰᵉ ᵐᵒᵒⁿ ʳᵉᵐⁱⁿᵈˢ ᵐᵉ ʸᵒᵘʳ ᶠᵃᶜᵉ"
"ᵂⁱᵗʰⁱⁿ ᵗʰᵉ ˢᵖʳⁱⁿᵍᵗⁱᵐᵉ ᵒᶠ ᵐʸ ᵗʰᵒᵘᵍʰᵗˢ, ᵀʰᵉ ᵐᵒᵒⁿ ʳᵉᵐⁱⁿᵈˢ ᵐᵉ ʸᵒᵘʳ ᶠᵃᶜᵉ"

ᴡ ʜ ᴏ ᴀ ʀ ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ? ᴄ ᴀ ᴜ s ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ' ʀ ᴇ ɴ ᴏ ᴛ ᴛ ʜ ᴇ ʙ ᴏ ʏ , ɪ ғ ᴇ ʟ ʟ ɪ ɴ ʟ ᴏ ᴠ ᴇ ᴡ ɪ ᴛ ʜ . . . .

_همه گفتند تا تورا فراموش کنم، اما کسی نگفت تا با قلبی که تورا صدا میزند چکار کنم؛ و این درد مرا ذره ذره نابود می‌کند.

_اگر عشقِ من گناهی نابخشودنی است، میخواهم‌تا آخرین نفسم قشنگ ترین گناهِ زندگیم رو بکنم.

-از دریا نمی ترسی؟ -معلومه که میترسم؛ دریا حیله گره، فریبت میده و تورو به داخلِ خودش میکشه بعدم غرقت میکنه کیه که از همچین چیزی نترسه؟ -پس چرا انقدر نگاهش میکنی؟ قسم می‌خورم اگه ولت کنن سالها بهش خیر میمونی. جونگکوک لبخند زد: -چون با وجود حیله گریش هنوزم خوشگله. -fox🦊🕸

ری اکتاتونو ببینم قلبای من؟👀

فهمیدم هیچ نجات دهنده ای نیست؛و به جای فریاد، دستانم را در موج های نگاهت رها کردم. غرق شدنِ من، انتخابِ من بود — و انتخابِ من
+4
فهمیدم هیچ نجات دهنده ای نیست؛و به جای فریاد، دستانم را در موج های نگاهت رها کردم. غرق شدنِ من، انتخابِ من بود — و انتخابِ من، تو بودی.

sticker.webp0.08 KB

تو آمدی تا آسمانِ سیاهِ دلم را با نورِ خود تابانده باشی، اما با رفتنت، مرا در تاریکیِ عادت به روشنایی، زندانی کردی. حالا دیگر نه راهِ فراموشی هست و نه راهِ بازگشت؛ من در شبِ نبودنت، گم شده‌ام. فکر می‌کنم به آرزویت رسیدی ماهِ بی رحم و زیبای من؛ من در فراموش کردنت عاجز شده ام.