en
Feedback
نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

Open in Telegram

شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
323
Subscribers
-2024 hours
+167 days
+26030 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

کافه تقریباً خالی بود. بخار فنجان قهوه آرام بالا می‌رفت و پشت شیشه، باران بی‌عجله روی شهر می‌نشست. روی میز کنار پنجره، گلدانی
+4
کافه تقریباً خالی بود. بخار فنجان قهوه آرام بالا می‌رفت و پشت شیشه، باران بی‌عجله روی شهر می‌نشست. روی میز کنار پنجره، گلدانی کوچک قرار داشت که تنها یک شاخه لیلیوم در آن بود. گلبرگ‌های سفیدش آن‌قدر بی‌نقص بودند که انگار به این جهان تعلق نداشتند؛ انگار تکه‌ای از سکوت را بریده و درون گلدان گذاشته باشند. مرد نگاهش را از خیابان گرفت و به گل خیره شد. عجیب بود که بعضی چیزها بدون آنکه حرفی بزنند، آدم را به یاد کسی می‌اندازند. نه به خاطر شباهت، نه به خاطر خاطره‌ای مشخص؛ فقط چون حضورشان همان حس گمشده را در دل زنده می‌کند. او جرعه‌ای از قهوه نوشید. تلخی آرام آن روی زبانش نشست و گرمایش تا نوک انگشتانش دوید. بیرون، آدم‌ها زیر چترهای رنگی از کنار هم می‌گذشتند و هیچ‌کس نمی‌دانست در گوشه‌ای از این کافه، دلتنگی در کنار یک گل سفید نشسته است. لیلیوم بی‌حرکت بود، قهوه کم‌کم سرد می‌شد و زمان راه خودش را می‌رفت؛ اما بعضی انتظارها، حتی وقتی هیچ وعده‌ای برای آمدن وجود ندارد، باز هم در دل آدم ریشه می‌دوانند.
۱۷، آگوست، ۲۰۲۶
𝖡𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝖬𝗂𝗇𝗍

sticker.webp0.00 KB

تاریکی،تنهایی،بی اعتمادی

Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
+1
       𝖩𝗎𝗇𝗀𝗄𝗈𝗈𝗄 : tranqu𝗂l𝗈, 𝗉𝖾r𝗈 𝗂m𝗉𝗈sibl𝖾 d𝖾 𝗂𝗀n𝗈rar.

sticker.webp0.00 KB

نوشته هات رو همیشه واقعا دوست دارم و همیشه همه چی عالیه؛ ادیت واقعا قشنگ بود و همه چی باهم همخونیه عالی ای داشتن.
+ چون آدم وقتی زیادی درباره‌ی یک نفر فکر می‌کنه، کم‌کم تصویر خودش رو جای حقیقت اون آدم می‌ذاره.
- شاید به همین دلیله که حقیقت این‌قدر دردناکه. چون همیشه چیزی رو از آدم نمی‌گیره؛ گاهی فقط نشونش می‌ده که چیزی که فکر می‌کرد مال خودش بوده، هیچ‌وقت انتخاب خودش نبوده.
- آدم‌ها به خیلی چیزها عادت می‌کنن. به دروغ، به ترس، به قدرت، حتی به غم. بعد یک روز دیگه نمی‌فهمن کدوم بخش از وجودشون انتخاب خودشونه و کدوم بخش فقط نتیجه‌ی سال‌ها تحمل کردنه.
این ها هم که از فیوام بود؛ واقعا پر معنا و زیبا بود متن ، مخصوصا دیالوگ ها. خسته نباشی.

Repost from N/a
𝖲︎𝖺𝗒 𝗐𝖺𝗒 𝖽𝗈𝗐𝗇︎ 𝗐𝖾 𝗀︎𝗈, 𝗈𝗈𝗁︎. 𝖶︎𝖺𝗒 𝖽𝗈𝗐𝗇︎ 𝗐𝖾 𝗀︎𝗈.

Repost from N/a
دلیل اینکه بعضی از حقیقت‌ها به خاک سپرده میشن این نیست که فراموش بشن‌؛
خاک‌شون می‌کنن چون از این موضوع آگاهن که حقیقت، زمانی‌که نفس بکشه، فقط یک راز رو برملا نمی‌کنه؛ بلکه تمام آدم‌هایی رو که با اون راز زندگی کردن، زیر سؤال می‌بره. گاهی چیزی که سال‌ها اسمش رو "وظیفه" گذاشتی، فقط ترسی‌‍ه که اون‌قدر بهش وفادار موندی تا دیگه نتونی فرق بین انتخاب و اجبار رو بفهمی. گاهی هم گذشته چیزی نیست که پشت سرت جا گذاشته باشی؛ چیزی‌‌‍ه که هر روز باهاش تصمیم می‌گیری، بدون اینکه بدونی هنوز داره به جای تو حرف می‌زنه. و شاید ترسناک‌ترین بخش حقیقت این نباشه که بفهمی چه اتفاقی افتاده؛ این باشه که بفهمی اگر اون حقیقت رو از اول می‌دونستی، شاید هیچ‌وقت تبدیل به آدمی نمی‌شدی که امروز براش این‌همه جنگیدی. گاهی اوقات نیازه که یه‌سری از پرونده‌ها بسته بمونن، نه به دلیل اینکه جواب ندارن؛ بلکه چون جوابشون آدمی رو که سوال رو پرسیده، دیگه به همون آدم قبلی برنمی‌گردونه.

sticker.webp0.00 KB

امشب ساعت 00:00 پست جدید داریم تا شب به ۲۶۰ برسونین

Frw + a number between 7 to 208: ~ I'll give u a text massage from the book "You left me on read" . Be join !

sticker.webp0.00 KB

پسته جدید؛ به به با اینکه ادیت سادست، ولی واقعا قشنگ بود و کاور، چیدمان و رنگه زیبایی رو داشت.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﻠﻪﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﻪ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﺪﯾﺪﯼ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﺘﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯼ.
این قسمت رو واقعا به دلم نشست و دوستش داشتم؛ ما عاشقه شخصه اشتباهی شدیم؛ عاشقه کسی که دیگری اهمیتی براش نداره و فقط خودشو توی هر موقعیتی میبینه؛ وقتی موفق میشه، فقط ماییم که تشویقش میکنیم ، اما اون مارو نمیبینه انگار وجود نداریم؛ آخر هم به این منجر میشه که ما فقط با قلبی شکسته، تنهای تنها میمونیم و کسی که شادتره در انتها، شخصیه که عاشقش بودیم؛ عاشقه فرده اشتباهی شدیم و مقصر ما یا قلبمون نیستیم. واقعا قشنگ بود خسته نباشی.

پسته جدید؛ به به با اینکه ادیت سادست، ولی واقعا قشنگ بود و کاور، چیدمان و رنگه زیبایی رو داشت.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﻠﻪﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﻪ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﺪﯾﺪﯼ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﺘﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯼ.
این قسمت رو واقعا به دلم نشست و دوستش داشتم؛ ما عاشقه شخصه اشتباهی شدیم؛ عاشقه کسی که دیگری اهمیتی براش نداره و فقط خودشو توی هر موقعیتی میبینه؛ وقتی موفق میشه، فقط ماییم که تشویقش میکنیم ، اما اون مارو نمیبینه انگار وجود نداریم؛ آخر هم به این منجر میشه که ما فقط با قلبی شکسته، تنهای تنها میمونیم و کسی که شادتره در انتها، شخصیه که عاشقش بودیم؛ عاشقه فرده اشتباهی شدیم و مقصر ما یا قلبمون نیستیم. واقعا قشنگ بود خسته نباشی.