ar
Feedback
نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

الذهاب إلى القناة على Telegram

شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
354
المشتركون
+2024 ساعات
+367 أيام
+28030 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
⌖ پرونده نوادا تان ⌖ گاهی اوقات تاریک‌ترین هیولاها، در معصوم‌ترین ظاهر پنهان شده‌اند و قوانین، همیشه پاسخی برای تمام تراژدی‌ه
پرونده نوادا تان
گاهی اوقات تاریک‌ترین هیولاها، در معصوم‌ترین ظاهر پنهان شده‌اند و قوانین، همیشه پاسخی برای تمام تراژدی‌ها ندارند.آنها همان‌هایی هستند که سکوت می‌کنند، در حالی که درونشان طوفانی از خشم و اراده شعله می‌کشد.وقتی این طوفان به بیرون می‌ریزد، دیگر اثری از معصومیت باقی نمی‌ماند، بلکه شاهدی بر اراده‌ای است که از قواعد معمول فراتر رفته است.

Repost from N/a

Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ 𖥻 taki’s vault 💭 TapTap ‌ ‎ ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ Bron to be icon

Repost from N/a

Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ 𖥻 yudai’s vault 💭 TapTap ‌ ‎ ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ Bron to be icon

- اینکه هنوز دنیا رو رنگی میبینی یه هدیه الهیه. برای خوندن "کلیک" کنین.
+1
- اینکه هنوز دنیا رو رنگی میبینی یه هدیه الهیه.
برای خوندن "کلیک" کنین.

Repost from N/a
1757131293_final_1786834095.mp33.73 MB

Name:آخرین پیام Writer:sandia گاهی بعضی از پیام هارو فقط می‌نویسیم ، نه برای اینکه کسی بخواندشان ، بلکه برای اینکه خودمون زند
+1
Name:آخرین پیام Writer:sandia گاهی بعضی از پیام هارو فقط می‌نویسیم ، نه برای اینکه کسی بخواندشان ، بلکه برای اینکه خودمون زنده بمانیم [Click Here for read ] خوشحال میشم نظراتتون رو درموردش بشنوم 💫🌓

╭────────── ⟡ ──────────╮ 𝐒𝐈𝐋𝐄𝐍𝐂𝐄 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐌𝐀𝐑𝐒𝐇 ╰────────── ⟡ ──────────╯ ⊳ 𝑾𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 · واتپد ⊳ 𝑪𝒉𝒂𝒓
╭────────── ⟡ ──────────╮ 𝐒𝐈𝐋𝐄𝐍𝐂𝐄 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐌𝐀𝐑𝐒𝐇 ╰────────── ⟡ ──────────╯ ⊳ 𝑾𝒂𝒕𝒕𝒑𝒂𝒅 · واتپد ⊳ 𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒆𝒓 · تلگرام ⊳ 𝑪𝒐𝒎𝒎𝒆𝒏𝒕 · ارسال نظرات ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ⋆⋅ ♱ ⋅⋆ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ #SilenceOfTheMarsh | #Fiction

House Of Balloons _ Glass Table Girls.mp37.31 MB

- 𝖸𝗈𝗎 𝖻𝗅𝗂𝗇𝖽𝖾𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗆𝖺𝗇 , 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝖺𝗌𝗍𝖺𝗋𝖽 .. + 𝖧𝖾'𝗅𝗅 𝗅𝖾𝖺𝗋𝗇 𝗍𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗀𝗈𝗈𝖽 𝗎𝗌𝖾 𝗈𝖿
+1
- 𝖸𝗈𝗎 𝖻𝗅𝗂𝗇𝖽𝖾𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗆𝖺𝗇 , 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝖺𝗌𝗍𝖺𝗋𝖽 .. + 𝖧𝖾'𝗅𝗅 𝗅𝖾𝖺𝗋𝗇 𝗍𝗈 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗀𝗈𝗈𝖽 𝗎𝗌𝖾 𝗈𝖿 𝗁𝗂𝗌 𝗋𝖾𝗆𝖺𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝖾𝗒𝖾 ! - 𝖸𝗈𝗎 𝗄𝗂𝗌𝗌𝖾𝖽 𝗆𝖾 𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗂𝗇 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗈𝖿 𝖺𝗅𝗅 𝗍𝗁𝗈𝗌𝖾 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾 , 𝗒𝗈𝗎 𝖺𝗌𝗌𝗁𝗈𝗅𝖾 . + 𝖨 𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋𝗌𝗍𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗁𝗎𝗇𝗍𝖾𝗋'𝗌 𝗍𝖾𝗋𝗋𝗂𝗍𝗈𝗋𝗒 !.

Repost from N/a
من مدت‌هاست از آن ماجرا گذشته‌ام.
نه چیزی از آن در من مانده که بخواهم نجاتش بدهم، نه زخمی که هر بار با لمس گذشته دوباره دهان باز کند. آنچه میان ما بود، پیش از آن‌که فرصتی برای نام گرفتن پیدا کند، تمام شد. من دوستت داشتم؛ تو مرا نخواستی؛ و زندگی، بی‌آنکه برای این فقدان اهمیتی قائل باشد، ادامه پیدا کرد. چیزی که نمی‌دانستم این بود که پایان یک رابطه، همیشه پایان روایت آن نیست. مدت‌ها بعد، از میان حرف‌هایی که به من رسید، با آدم دیگری روبه‌رو شدم؛ کسی که نامش را من داشتم، اما هیچ‌کدام از خاطراتش را نه. انگار از من، در غیاب خودم، نسخه‌ای ساخته بودی و بعد آن‌قدر برای دیگران تعریفش کرده بودی که مرز میان واقعیت و ساخته‌ی ذهن، برای همه محو شده بود. در آن روایت، من دیگر کسی نبودم که دوستت داشته باشد و کنار گذاشته شده باشد. برای من نیت‌هایی تراشیده شده بود که هرگز در سرم نبود، میل‌هایی که هیچ‌گاه نداشتم، و چهره‌ای که اگر روزی در آینه می‌دیدمش، احتمالاً خودم هم از آن بیگانه می‌شدم. یک هیولا، با صورتی آشنا. و شاید عجیب‌ترین قسمت همین بود؛ آدم‌هایی که هرگز مرا نشناخته بودند، درباره‌ام مطمئن‌تر از خودم حرف می‌زدند. نمی‌دانم روایتت را چگونه ساخته بودی. شاید خاطره‌ای را از جای خودش کنده بودی و کنار چیزی گذاشته بودی که هرگز اتفاق نیفتاده بود. شاید ترس‌هایت، سوءتفاهم‌هایت و چیزهایی که می‌خواستی درباره‌ی من باور کنی، آرام‌آرام جای خود من را گرفتند. ذهن انسان استاد عجیبی‌ست در ساختن حقیقت از چیزهایی که حقیقت نیستند... و من، در تمام این مدت، حتی خبر نداشتم در ذهن تو مشغول زندگی دیگری هستم؛ زندگی‌ای که در آن، هرگز خودم نبوده‌ام. با این حال، دیگر میل چندانی به دفاع از خودم ندارم. نه از سر بی‌تفاوتی؛ از این جهت که آدمی، بالاخره باید بفهمد کدام جنگ‌ها ارزش حضورش را دارند. اگر کسی مرا از دهان دیگری شناخته، همان شناخت را با خودش نگه دارد. من نمی‌توانم وارد ذهن تک‌تک آدم‌ها شوم و تکه‌های اضافه‌شده به نامم را از آن بیرون بکشم. فقط گاهی به این فکر می‌کنم که چقدر غریب است.. من از دوست داشتن تو عبور کردم اما تو هنوز از تصویری که از من ساخته‌ای عبور نکرده‌ای. من از آن قصه بیرون آمدم. تو ظاهراً هنوز داری آن را برای دیگران بازگو می‌کنی..
و شاید بعضی تصویرها، هرچقدر هم که دقیق کشیده شده باشند، واقعا صاحب صورتشان نباشند.

Repost from N/a
photo content
+4

Repost from N/a
+1

‌⨳ —هوانگ هیونجین؛ میلان، اکتبر ۱۹۹۸ برای تو، که هنوز نمی‌دانی چرا چراغ اتاقم را خاموش نمی‌کنم؛

Repost from N/a

Repost from N/a
 ‌  ‌ ‌ lisa 𑜎 jisoo ‌ ‌‌‌‌𝆤𝆣͡ ͝ ͡𝆣ּ𝆤 clouds ær ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ﹙🤩﹚ :: angels flying .ᐟ

Repost from N/a
Chase Atlantic - HEAVEN AND BACK.mp39.71 MB