en
Feedback
♪ܝ݅‌ِܝ‌ܦ̇ܝ̇ߺߊ

♪ܝ݅‌ِܝ‌ܦ̇ܝ̇ߺߊ

Open in Telegram

عـمقِ تـاریکِ یـک نویسـنده..... @parabox00bot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
-324 hours
-87 days
-830 days
Posts Archive
چشام مال تو گریه هام مال تو صدام مال تو خنده هام مال تو..

این اهنگ تا ابد.....

1:45

دردا و دریغا که در این بازی خونین، بازیچه ایام دل آدمیان است…

هیچ چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آدم‌ها، نه فیلم‌ها، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام. نمی‌دانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درخت‌ها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمی‌دانم.
فروغ فرخزاد

4_6048739856140470207.mp39.72 MB

خداحافظی‌ها را شروع کنیم. خداحافظی از خاطراتی که دیگر مرورشان فایده‌ای ندارد. خداحافظی از رابطه‌هایی که تمام شده‌اند. از آدم‌هایی که دیگر نیستند. از جوانی‌ای که تمام شد. خداحافظی‌ها را که شروع کنیم، چند وقت غمگین خواهیم بود اما بعد از آن داستان‌های جدیدی را تجربه خواهیم کرد.

+5
دل زارم.mp35.11 MB

زنده باد عکس‌هایی که آپلود نکردیم، خاطراتی که تعریف نکردیم، و لحضه‌هایی که هیچ کس نمی‌دونه اتفاق افتادن…

seda kon mara.mp34.99 MB

دوست دارم در شهری دائماً بارانی در کتابخانه ای بزرگ مدتی گم شوم اصلا کوچ کنم به جایی که ابر باشد خزان باشد سیگار باشد و ساز کلهر که بیرمق می نوازد... شاید هم گرامافون را روشن کنم و بنان گوش بدهم بی آنکه نگران فردا و پس فردا و هفته ی بعد باشم...

زنان در قوطی‌های خالی کنسرو، شمعدانی می‌کارند و در حلب‌های خالی روغن، درخت. زنان همیشه همه‌چیز را از مرگ پس می‌گیرند.

دستی که تو را کُشته، زخم‌هایت را چگونه شفا خواهد داد؟
دستی که تو را کُشته، زخم‌هایت را چگونه شفا خواهد داد؟

ToChi.mp39.13 MB

«اگر مشتاق دیدنت بود می‌آمد..»

؛) 💚

Tel MiladRemiix Atesh Doshtom.mp316.41 MB

NAYAB_MUSIIC.mp313.19 MB

چشم‌هایم به افق دوخته شده، در انتظار بادی که ردپای تو را به ارمغان بیاورد. هر طلوعی، چراغی است در دل بی‌پناه من که در تاریکی دلتنگی‌ام می‌سوزد. تو، ای معشوق دور از دسترس، مثل ستاره‌ای در آسمان بی‌نهایت الهام‌بخش منی، هر چند دور، اما همیشه در قلبم زنده‌ای. دست‌های سرد من دراز شده به سمت آسمان، تا شاید نسیم صبحگاهی بوی تو را به ارمغان بیاورد. یاد چهره‌ات، همچون باغی از گل‌های معطر در ذهنم می‌روید، و هر گل نمایانگر یک یادآوری از لحظه‌های شیرین و تصاویری که فقط در خواب دیده‌ام. دلتنگی‌ام همچون دریا، بی‌پایان و عمیق است. هر موج، به یاد تو می‌آید و با خود داستان‌هایی می‌آورد که فراموش‌شدنی نیستند. در دل شب، صدای زنگوله‌های دوردست را می‌شنوم که یادآور خنده‌های تو هستند و در هر نغمه، حسی از شوق و ناباوری موج می‌زند. من در خیال‌های خود می‌سازم تو را، با آن چشمان پر از راز و لبخندهای پر از محبت. تویی که هنوز به رویاهایم نیامده‌ای، اما دلم را با عطر وجودت پر کرده‌ای. در تنگنای دلتنگی، به یاد تو روزها را شب‌مدار می‌کنم و شب‌ها را به خواب‌های پر از تو. ای کاش می‌توانستم یک لحظه، یک دقیقه، یک نگاه در چشمانت بنشینم و از عمق وجودت آشنایی بگیرم. اما اکنون فقط با صدای نرم رعد و برق و باران، یادت را در دل می‌پرورانم. دلم می‌خواهد با دستانم به دور چهره‌ات حلقه‌ای بزنم و در آغوشی گرم، تمام دلتنگی‌ها را به زانو درآورم. تا آن روز که رویای ما به واقعیت تبدیل شود، دلتنگی‌ام را با شعر و نغمه پر می‌کنم، به عشق تو زندگی می‌بخشم و قلبم را همچون دریایی از احساسات برای تو می‌سازم. ای دوردست، تو همیشه در دلم جا داری و هر لحظه انتظارم برای دیدنت، شعله‌ورتر از همیشه است. در دل تاریک شب، رازهای دلتنگی‌ام به آسمان پرتاب می‌شوند. حضور تو، ای عشق دور از دسترس، همچون آوایی است که در سکوت یک پیغام شبانگاهی می‌رقصد، و قلبم را با یاد تو پر می‌کند. به یاد آن روزهایی که هنوز ملاقات نکرده‌ایم، ذهنم در دنیایی از خیالات سرگردان است. چشمانم به درختی می‌نگرد که در باغ خانه‌ام سال‌هاست شکوفا شده، اما تو در آن همیشه غایب هستی. هر برگش، حکایت از روزهای باری دارد که بدون تو گزراندیده‌ام. بگذار هر نسیم صبحگاهی، پیامی از عشق تو با خود بیاورد، تا بگویم چگونه در این دلتنگی عمیق غرق شده‌ام. خواب‌هایم به تصاویر معصوم تو مزین شده‌اند؛ آن چهره ملایم و لبخند زیبا که در دریای خواب‌های من شناور است. اگر روزی تو را بیابم، به تو نخواهم گفت از این ایام طولانی و فرسایشی، بلکه فقط با یک نگاه… _غـزل

Radio-Lavarite-Ep16.mp314.80 MB