TheGandomin
Open in Telegram
340
Subscribers
-124 hours
-67 days
+130 days
Posts Archive
338
چند روز پیش در بازار قدم میزدم. ازدحام آدمها مثل همیشه جاری بود؛ چهرههایی که میآمدند و میرفتند، صداهایی که در هم گره میخوردند و زندگیهایی که برای لحظهای از کنار هم عبور میکردند. مردی با شتاب از میان جمعیت میگذشت، زنی دست کودکش را گرفته بود و پیرمردی مقابل ویترین یک دکان ایستاده بود. هیچکدام را نمیشناختم. شاید دیگر هرگز هم نبینمشان. با این حال، ذهنم به همین ناآشنایی رضایت نمیداد.
برای مرد عجول، مقصدی تصور میکردم. با خود میگفتم شاید دیرش شده باشد، شاید کسی منتظرش باشد یا شاید خبری ناگوار او را به این شتاب واداشته باشد. برای آن زن و کودک نیز داستانی در ذهنم شکل میگرفت؛ داستانی که نه از واقعیت، بلکه از حدسها و خیالهای من ساخته شده بود.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5007/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
338
آرزو/آرزوی Arezu/Arezuy: نامیست که فِرِیدون پیشدادی برای عروس مهتر خود و همسر سلم برگزید. این نام را … نسخههای مختلف شاه نامه «آرزوی» نیز نوشتهاند.
ماه Mah: نامی است که فریدون پیشدادی برای عروس میانی خود و همسر تور برگزید. این نام را با صفت پسین آن «ماه آزادهخوی» و «ماه آزادهخو» [و ماه آزاده] نیز آوردهاند. بهمن حمیدی ۱۵۵
زن سلم را کرد نام آرزوی
زن تور را ماه آزاده خوی
سهی Sahi: سهی از مصدر«هستن» به معنی تماشایی دیدنی و زیبا نامی است که فریدون پیشدادی برای عروس کفتر خود و همسر ایرج برگزید نک: دختران شاه یمن. بهمن حمیدی ۱۵۶
زن ایرج نیک پی را سَهی
کجا بُد به خوبی سهیلش رهی
ادامۀ نوشته همراه با نسخۀ صوتی در لینک زیر:
https://gandomin.com/4993/
338
In its inaugural issue, Gandomin magazine compiled and published Seventy Memoirs of Afghanistan Girls, spanning nearly seven decades—from 1951 to 2021. These memoirs appear at a time when Afghanistan has become the only country in the world where girls are systematically denied access to education, employment, and the possibility of living an ordinary life.
In such circumstances, writing is no longer a matter of leisure or merely an artistic pursuit. It becomes an act of defiance against silence and forgetting; a stand against denial; and a form of cultural resistance to oppression, ensuring that neither the suffering of this captivity nor the dignity of this steadfastness is erased from our collective history.
Read more at the link below:
https://gandomin.com/en/2465/
338
«سمفونی مردگان» را چند روز قبل بستم و حس میکردم گویی از مراسم تشییع چند انسان برگشتهام؛ انسانهایی که پیش از مرگ، بارها در سکوت کشته شده بودند. «سمفونی مردگان» فقط داستان مرگ چند نفر نیست؛ مرثیهٔ نسلی است که زیر بار جهل، تعصب و حسادت، آرامآرام خاموش شد. کتابی که بعد از تمام شدنش، اندوهش تمام نمیشود؛ در گوشهای از قلبت میماند و هر از گاهی، بیصدا خودش را به یادت میآورد.
آیدین برای من فقط یک شاعر نبود؛ انسانی بود که بزرگترین گناهش متفاوت بودن بود. میخواست بخواند، بنویسد، عاشق شود و جهان را کمی بزرگتر از حجره و بازار پدر ببیند. اما چه میشود کرد وقتی در بعضی خانهها، متفاوت بودن بیشتر از گناه مجازات دارد؟ آیدین شاید اگر در خانهای دیگر، میان آدمهایی دیگر متولد میشد، سرنوشتش اینقدر تلخ نبود.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4981/
338
نیمهشب برمیخیزی و هقهق گریه سر میدهی. خودت هم نمیدانی چه شده است. با خود میگویی: مگر انسان بدون دلیل چنین حالی پیدا میکند؟
و پاسخ میدهی: نه، البته که انسان بیدلیل نمیگرید. این نشان میدهد هنوز زخمهای روانی و تروما در تو وجود دارد؛ زخمهایی که زمان میبرد تا التیام یابند. غیرممکن است که یکباره برخیزی و تصمیم بگیری کاملاً خوب شوی.
ادامۀ نوشته در لینک زیر:
https://gandomin.com/4971
338
افغانستان؛ از آغاز نوسازی و امید به توسعه در سال ۱۳۱۱ خورشیدی تا امروز، در سال ۱۴۰۵ خورشیدی؛ درگیر بحرانها، جنگها و محدودیتهای گستردهٔ آموزشی برای زنان بوده است.
دانشگاه کابل، که بیگمان میتوان آن را مادر تمام نهادهای آموزش عالی افغانستان و کهنترین دانشگاه این سرزمین دانست، داستانی پرفراز و نشیب و غرورآمیز دارد که در دل خود، تمام فراز و فرودهای تاریخ معاصر این کشور را جای داده است. برای درک عمق این روایت، باید به سالهای پایانی دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی بازگشت؛ روزگاری که افغانستان پس از فراز و نشیبهای فراوان و سقوط حکومت اصلاحطلب امانالله خان، در مسیر تثبیت یک نظام سیاسی جدید به رهبری محمد نادر شاه گام میگذاشت.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4958/
338
کارگاه روایتنویسی، به ابتکار رسانهٔ «گندمین»، در تاریخ بیستم سرطان/تیر، از ساعت شش شام تا هشت شام به وقت افغانستان برگزار شد. این کارگاه که بهمدت دو ساعت ادامه یافت، با حضور بیش از سی دختر علاقهمند به نوشتن، در فضایی صمیمی برگزار گردید.
رهنمایی و تدریس این کارگاه را «شفیعالله زاور» بر عهده داشت. در این کارگاه، اشتراککنندگان ابتدا با مفاهیم بنیادی روایت، تفاوت روایتهای داستانی و غیرداستانی (خاطرهنویسی، زندگینامه و جستار روایی) آشنا شدند؛ سپس عناصر ساختاری روایت از جمله انواع پیرنگ (خطی و غیرخطی)، شیوههای مستقیم و غیرمستقیم شخصیتپردازی، انواع کشمکشهای درونی و بیرونی، و زوایای دید را به بررسی گرفتند.
در پایان کارگاه، برای شرکتکنندهگان فرصتی برای پرسش و پاسخ فراهم شد و آموزگار با حوصلهمندی به تمام سوالها و دغدغههای نگارشی شرکتکنندگان پاسخ داد.
کارگاه روایت نویسی «گندمین»، با استقبال گرم شرکتکنندهگان همراه بود و توانست گامی کوچک اما معنادار در جهت ترویج نوشتن و ثبت تجربههای فردی در میان دختران بردارد.
پیش از این این رسانه کارگاه آموزشی خاطرهنویسی را نیز برگزار کرده بود.
لینک برنامه:
https://youtu.be/iotrYvvvOiA?is=3Rd6SC8OamVOr0Ap
338
این یادداشت را در حالی مینویسم که با تماشای غروب آفتاب، حسی از پایان تمام وجودم را دربرگرفته است. من و شما، همه میدانیم که روزی خواهیم مرد، اما کمتر پیش میآید که واقعاً به این سرنوشت غایی فکر کنیم. با وجود حضور پررنگ مرگ در دین، فلسفه، ادبیات و هنر، در زندگی روزمره معمولاً به مرگ نمیاندیشیم و تا جای ممکن از فکر کردن به آن دوری میکنیم؛ انگار که مرگ از ما خیلی دور است، یا فقط برای دیگران اتفاق میافتد.
شاید به همین دلیل، فکر کردن به مرگ برای بسیاری از آدمها کاری بیهوده، تلخ یا حتی بیمارگونه به نظر برسد. کسی یکبار به من گفت: «آدم هوشیار نمینشیند با فکر کردن به مرگ، زندگیاش را تلخ و بیمعنا کند.» اما پرسش من همیشه این بوده است که اگر اندیشیدن به مرگ بتواند کیفیت زیستن را بیشتر کند، آیا باز هم باید آن را دیوانگی دانست؟
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4932/
338
این نخستین اثر از ناتورالیستها بود که خواندم و گمانم با بنیادگذار این مکتب -امیل زولا- آغاز کردم؛ کسی که خود از پیروان بالزاک بوده و بعدها توانسته سبکی را رقم بزند که تحول بزرگی را در ادبیات داستانی رقم زد. در کتاب «نظریات ادبی» اثر «دوکتور محمدصالح راسخ»، از این مکتب به صورت گذرا و با درج فهرستی از مشخصات یادآوری شده است که با خواندن آنها و طرز توصیفی که از این مکتب شده بود، حسی برایم دست داد که گویا این مکتب، مکتبی ناکام باشد.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4922/
338
سالهاست که نامهای چون کریستیانو رونالدو و لیونل مسی برای میلیونها نفر فقط نام یک بازیکن فوتبال نیستند؛ آنها تبدیل به نمادهای از تلاش، موفقیت، رقابت و رسیدن به قله شدهاند. اما چیزی که برای من قابل توجه بود، نه مقایسه تعداد جامها بود و نه بحث اینکه چه کسی بازیکن بزرگتری است. سوال من چیزی دیگری بود.
چرا وقتی یک قهرمان را به اوج میبینیم، او را تحسین میکنیم، اما وقتی او را در لحظهای ناراحتی میبینیم ناگهان احساس میکنیم به او نزدیکتر شدهایم؟ چرا یک لبخند پیروزی شاید چند روز در ذهن ما بماند، اما یک چهرهی غمگین یا یک لحظهای شکست، سالها در خاطره ما باقی میماند؟
شاید دلیل اش باشد که موفقیت، فاصله ایجاد می کند. وقتی کسی در بالاترین جایگاه قرار دارد، وقتی میلیونها نفر او را تشویق میکنند، وقتی جام را بالا میکند، ناخودآگاه او را متفاوت از خودمان میبینیم. اما غم، این فاصله را کمتر میکند. در لحظهای که یک انسان موفق ناراحت است دیگر فقط یک اسطوره نیست.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4900/
338
نشریهٔ «گندمین» در نخستین شمارهٔ خود، هفتاد خاطره از دختران افغانستان را «در بازهای نزدیک به هفت دهه، از سال ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی» گردآوری کرده است. این خاطرات در شرایطی منتشر میشوند که افغانستان، تنها کشوری در جهان است که دختران را از تحصیل، کار و داشتن یک زندهگی عادی بازداشته است. در چنین شرایطی، نوشتن دیگر امری تفننی یا صرفاً هنری نیست؛ بلکه شورشی است علیه سکوت و فراموشی، ایستادهگی در برابر انکار، و مقاومتی فرهنگی است در برابر ستم، تا رنج این اسارت و شکوه این ایستادهگی از حافظهٔ تاریخ ما پاک نشود.
نوشتار حاضر به مرور و واکاوی این خاطرات در سه محور اصلی (آسیبشناسی نظام آموزشی، نوستالژی و زیباییهای مکتب و مرور ساختاری خاطرات) میپردازد.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/4889/
338
فردا ساعت ۰۶:۰۰ الی ۰۷:۳۰ به وقت افغانستان کارگاه «روایت نویسی» در نظر گرفتیم. دخترانی که علاقه به روایت نویسی دارند میتوانند در این کارگاه اشتراک کنن
لینک کارگاه:
کارگاه آموزشی روایتنویسی گندمین
Saturday, July 11 · 3:30 – 5:00pm
Time zone: Europe/Berlin
Google Meet joining info
Video call link: https://meet.google.com/gfi-mwoz-aot
Or dial: (DE) +49 40 8081616624 PIN: 698 543 315#
More phone numbers: https://tel.meet/gfi-mwoz-aot?pin=7514471283254
