TheGandomin
Open in Telegram
340
Subscribers
-124 hours
-67 days
+130 days
Posts Archive
340
«گفتی که میبوسم تو را، گفتم تمنا میکنم. » همین «تمنا میکنم»، برای من بازتاب صدای زنی بود که بلد است عشق را احساس کند، دوست بدارد و دوست داشته شود؛ زنی که عشق را نه گناه، بلکه حقِ طبیعیِ قلبِ خودش میداند. همین جسارت را در شعرهای فروغ فرخزاد نیز میتوان دید؛ آنجا که بیواهمه از لذت، عشق و خواستن سخن میگوید. و به همین دلیل است که شعرش، برای بسیاری، بیش از آنکه صرفاً یک متن ادبی باشد، نوعی جسارت است؛ جسارتِ زن بودن، بیآنکه احساسش پشت پرده پنهان شود.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5226/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
دفترچهام دیگر کمکم از خاطرات تلخ و شیرین پر شده بود. هر صفحه، تکهای از زندگیام را در خود نگه میداشت؛ دردهایی که جرئت گفتنشان را نداشتم، دلتنگیهایی که تنها روی کاغذ آرام میشدند و حرفهایی که هیچ شنوندهای جز دفترم نداشت. آن دفترچه، تنها دوستی بود که بدون قضاوت، همه حرفهایم را در آغوش میگرفت.
بعد از صرف ناهار، تصمیم گرفتم لباسهایم را بشویم. هنوز لباسها را جمع میکردم که یکی از دخترهای کاکایم با لحنی عادی و تحکمآمیز گفت:
«راحله، لباسهای ما را هم بشور.»
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5201/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
قبل از پرداختن به وضعیت اسفناک زنان در جغرافیای افغانستان و رنجی که به اشکال مختلف متحمل میشوند، دوست دارم خوانندهٔ محترم را به دل تاریخ و مبارزات نفسگیر زنان، پرچمداران جنبشهای انسانی و برابریخواه ببرم.
در آغاز مبارزات زنان، واژهٔ «فمینیسم» به معنای امروزی وجود نداشت و تنها در اواخر قرن نوزدهم، در سال ۱۸۷۰ در فرانسه و ۱۸۹۰ میلادی در انگلستان، مطالبات زنان برای آزادی و برابری تحت عنوان «فمینیسم» مطرح شد. پیش از آن، زنان در گوشهوکنار جهان شروع کردند به طرح پرسشهایی که چیستی موجودیتشان را در شکلدهی به اگزیستانس فردی و جمعی برجسته میکرد.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5191/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
چند سال پیش، وقتی برای نخستین بار «انسان در جستجوی معنا» را خواندم، چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، خودِ ویکتور فرانکل بود؛ انسانی که از دل یکی از تاریکترین دورههای تاریخ گذشته بود و با وجود از دست دادن خانواده، آزادی و بسیاری از چیزهایی که زندگی را برای انسان قابل تحمل میکنند، هنوز توانسته بود معنایی برای ادامه دادن پیدا کند.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5170/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
من و مادرم سرگرم پختن بولانیِ تندوری بودیم. کمکش میکردم؛ بولانی را روی تخته میآوردم و مادرم با مهارت خاصی آن را در تندور میچسباند. این کار را از مادربزرگم یاد گرفته بود. کنجکاو بودم بدانم چطور خمیر به دیواری که با آتش داغ شده میچسبد. از مادرم پرسیدم. گفت: «وقتی پشت بولانی ره آب بزنی میچسپه و اگر تندور خوب داغ نشده باشه، خراب میشه.» مادرم از طرز پختن آن بیشتر گفت و دو سه باری یادآوری کرد که باید جاکت سرمهایام را بپوشم، اما من ترجیح میدادم بدنم از سردی به لرزه بیفتد.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5156/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
به باور من، مهمترین هستهی زندگی انسان آزادی است؛ زیرا در سایهی آزادی است که میتوان به رشد و تکامل دست یافت و آرزوها و رویاها را جامهی عمل پوشاند. اما وقتی آزادی از انسان سلب شود، انگیزه و تلاش نیز به خاموشی میگراید. افغانستانِ امروز برای زنان جز زندانی بزرگ نیست؛ جایی که نه مکتب و دانشگاهی باقی مانده، نه اماکن تفریحی و نه حضور آزادانه در جامعه. از چنین سیاهی و انسدادی، هیچ انتظار روشنی نمیتوان داشت. جامعهای که زنان و دخترانش را از خود رانده، نفس کشیدن را بر آنان دشوار کرده و آینده را چون چاهی تاریک در برابرشان قرار داده، تن به وضعیتی بس تلخ و خفتبار داده است.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5141/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
همه گفتند و نوشتند از دخترانی که دروازههای مکتب به رویشان بسته شد؛ اما کمتر کسی از دخترانی نوشت که با تمام وجود درس خواندند تا در کانکور راه بیابند و به آرزویشان برسند. من میخواهم از درد همان دختران بنویسم.
بلی، ما دخترانی بهجامانده از کانکور هستیم؛ دخترانی که دروازههای دانشگاه درست در چند قدمی رسیدن به رویاهایمان به رویمان بسته شد. ما کسانی هستیم که تنها چند قدم با آرزوهایمان فاصله داشتیم. با شوق درس خواندیم، خسته شدیم، دوباره برخاستیم و باز خواندیم؛ چون باور داشتیم روزی ناممان در فهرست نخبگان خواهد درخشید. آن سالها تمام دنیای ما به کانکور و رویای قدم گذاشتن به یکی از بهترین دانشگاههای افغانستان خلاصه میشد.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5128/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
پیش از مرگ ایرج به دست برادرانش، یکی از کنیزان شبستان او به نام ماه آفرید، از ایرج باردار میشود و فریدون که پیوسته آرزوی جانشینی فرزند خود را در سر میپرورانده است با شنیدن این مسأله بسیار خوشحال میگردد و امیدوار میشود که ماه آفرید پسر بزاید و این پسر جانشین ایرج گردد تا وجود او سبب تسكين غم و اندوه فریدون شود. و نیز ایرج ماه آفرید را از میان پرستندگان ایرج بیشتر دوست میداشته است و از بخت نیک فریدون، ماه آفرید از او بارداشته است.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5115/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
کتاب «آرایش، مد و بهرهکشی از زنان» اثری از جوزف هنسن، ایولین رید و ماری آلیس واترز است. این کتاب به بررسی ساختاری مفهوم «زنانگی» و بهرهکشی از زنان در نظام مردسالاری و سیستم سرمایهداری میپردازد؛ تحلیلی بر اینکه چگونه معیارهای زیبایی در جامعهی سرمایهداری تعیین میشوند و چرا کارفرمایان و رسانههای جمعی از ردههای پایین تا بالا، از «راز و رمز زنانه» هواداری میکنند تا نقش زنان را در مسئولیتهای خانوادگی محدود سازند.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5102/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
