221
Subscribers
-224 hours
-207 days
-3230 days
Posts Archive
220
درود نون قندیا، شبتون بخیر
میخواستم درمورد یه مسئله باهاتون صحبت کنم
من هرروز چنلاتونو چک میکنم و پستا و پیاماتونو سین میزنم، هرچند فور نکنم یا نظر ندم راستش شرایط و تایمشو ندارم که بخوام این تعامل رو حفظ کنم حتی نمیتونم دیگه درست و حسابی فعالیت کنم بخاطر شروع دانشگاه و کار و بار تایمم قراره خیلی شلوغ تر هم بشه کلوزد نمیزنم، شاید گاهی یهو یه پست گذاشتم، انتظار حمایت خاصی هم ندارم همین که ببینید و یه ریکت بزنید ارزشمنده اما بدونید چنلاتونو هستم و همیشه هم چک میکنم و اگه بخاطر فور خوردن پستاتون و تعاملای اینجوری اینجا هستید لطفا لفت بدید چون شرایطشو ندارمتا اینجا هم خیلی به کرونیکس لطف داشتید ممنونم بابتش
220
همه فکر میکردن من برای اینجا ساخته نشدم. دختری با استخوانهای شکننده و دستهایی که بیشتر برای ورق زدن کتابها تربیت شده بودن تا گرفتنِ لبهٔ مرگ. شاید راست میگفتن. اما هیچکس نگفت آدما میتونن خودشونو دوباره بسازن. هر روز که از خواب بیدار میشم، میدونم ممکنه این آخرین روزم باشه. هر پله، هر پرواز، هر نگاه اشتباه؛ اینجا مرگ نزدیکتر از نفس بعدی وایساده. و میون تمام این ترسها، بدترین بخش، اژدهایان نیستن. بدترین بخش، اینه که قلبم کسی رو انتخاب کرده که باید از اون فاصله بگیرم.. کسی که باید کابوسم میشد نه دلیل بال بال زدن پروانههای تو دلم. ولی شاید شجاعت همین باشه؛ این که با وجود ترس، با وجود درد، باز هم انتخاب کنی بمونی و به خودت و انتخابهات ایمان داشته باشی. #به_جای_او Fourth wing
220
+The factions..why do you have all of them?
-I don't want to be just one thing. I can't be...
-I want to be "BRAVE" I want to be "SELFLESS", "INTELLIGENT" and "HONEST" and "KIND".
-Well...I'm still working on kind...
220
People like to invent monsters and monstrosities. Then they seem less monstrous themselves. Geralt of Rivia;
220
"Fear is an illness. If you catch it and leave it untreated, it can consume you."
Vesemir;
220
قدرت چیز عجیبیه. همه فکر میکنن قدرت یعنی بتونی آدمها رو وادار به اطاعت کنی. اینطور نیست. قدرت واقعی، اینه که هر روز دلیلی برای فرو ریختن داشته باشی و باز هم نذاری کسی ترکهات رو ببینه. من سالها یاد گرفتم چطور خشمم رو حمل کنم؛مثل خنجری زیر دندههام. همیشه حاضر، همیشه تیز. اما بعد تو اومدی و همه چیزو به هم ریختی. با اون نگاههای سرسخت و بدنی که انگار دنیا بارها شکستتش، ولی هنوز ایستاده. تو خطرناکی..نه فقط چون زیبایی، نه چون شجاعی.. چون باعث میشی آیندهای رو تصور کنم که نباید بخوامش... و برای آدمی مثل من، امیدوار شدن همیشه ترسناکتر از جنگ بوده. پس تو بگو، وایولنس باید چیکار کنم؟ امیدوار باشم به اینکه تو این دنیای کثافت تورو برای خودم نگه دارم؟ چون یه چیزی رو خوب فهمیدم، تو عاشق منی، و من هم خودمو متعلق به تو میدونم. #به_جای_او Fourth wing
220
بعضی آدما با قدرت به دنیا میان و بعضیا با زخم. من با زخمهام بزرگ شدم؛ با ترسِ لو رفتن، با جنگیدن برای جایی که انگار هیچوقت سهمم نبود. میگفتن ناتوانم؛ چون چیزی نداشتم که دنیا تحسینش کنه. من فقط معمولی بودم اما این به معنای ناتوانی نیست... سختترین قدرت، ادامه دادنه وقتی هر روز باید ثابت کنی بودنت اشتباه نیست. گاهی بین تمام این فرارها و دیوارهایی که دور قلبت میکشی، کسی پیدا میشه که نه نجاتت میده و نه تغییرت میده فقط نگاهت میکنه انگار برای اولین بار ناتوان بودن هم میتونه شکل دیگهای از قدرت باشه. انگار برای اولین بار، یک برگزیده یک ناتوان رو لایق دیده شدن میدونه. اونم کی؟ قدرتمند ترین برگزیدهی ایلیا، مجری قانون، قاتل ناتوان ها، قاتل امثال من... اما من حس میکنم زندم منی که تمام زندگیم تپش های تند قلبم بخاطر فرار بوده، اینبار برای موندن کنار کسی بی قرارم، هیجان زده تر از وقتی که روی پشت بام های ایلیا میدویدم اینبار امن ترین جا برام تو قلعهی داغونی که برای دیگران یک خرابه اما برای من خونه بود نیست، اینبار من فقط دنبال آغوش کای میگردم، و ازش میخوام که منو "مال خودش" صدا بزنه #به_جای_او -Powerless
