🥣
Open in Telegram
Woman, Life, Freedom ✉️: missappleshere@gmail.com chat: @Itsnaranbot BookClub: @figsandfolio BookShop: @naransbookstore
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
3 135
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
3 135
هروقت پیش درختها میرم تنها یک چیز به ذهنم میآد، و وقتی دستمو روی تنهش میذارم با تمام قلبم بهش فکر میکنم، اینکه یک روزی من رو کنار یکی از اونها دفن میکنن و من طوری تبدیل به بخشی از ریشههاش میشم که انگار هیچوقت ازشون جدا نبودم. انگار که اینهمه زندگی کردم تا باز برگردم به خاک، تا باز بشم درخت.
3 135
خب،
۱. آرد، پودر کاکائو، جوش شیرین، نمک رو باهم الک کنید، بذارید کنار.
۲. شکر، تخم مرغ، شیر، روغن و سرکه رو هم باهم مخلوط کنید. (از ریختن سرکه نترسید، باعث نرم شدن بافت کاپکیکهاتون میشه.)
۳. همه اینارو بهم اضافه کنید و در حدی هم بزنید که مواد باهم مخلوط بشن. (زیاد هم زدنش باعث کیکی شدن کاپکیکها میشن و دیگه بافت نرم و مرطوبی نخواهند داشت.)
۴. فر رو از قبل گرم کنید و روی دمای ۱۷۵ درجه به مدت پونزده دقیقه بذارید بمونه تو فر.
نکات:
🥣این مقدار مواد بهتون یه کاپکیک کم شیرین میده که من معمولا با خامه روش شیرینیش رو تنظیم میکنم، اگر دوست نداشتید خامه بزنید و شیرینتر دوست دارید پیشنهاد میکنم شکر بیشتری بزنید. / من مواد رو بر اساس گرم گفتم و پیشنهادم بهتون اینه که از ترازوی آشپزی استفاده کنید. / سرکهتون سفید باشه / پودر کاکائو هم من هم من ترک استفاده کردم! هلندی رنگ روشنتری داره.
3 135
هرروز داریم آدمهای بیگناه بیشتری رو از دست میدیم. و انگار هیچ راهی هم برای نجات زندهها نیست.
و وقتی بیشتر بهش فکر میکنی میبینی با از دست رفتن هر یدونه از این آدمها، فقط اونها نیستن که از بین میرن، پشت بندش تمام کسایی که به یه شکلی بهشون متصل بودن، از بین میرن.
مثل مرگ یه درخت. همه چیزش رو باهم از دست میده، ریشهشو، شاخ و برگشو، میوهها و شکوفههاش رو. همه چیزش باهم از بین میره.
3 135
Repost from نا+کجایی که آباد نبود.
دلار ۲۰۶ تومنه، زلزله اومد، دیرم شده، ناران تو کانالش حتماً از پست ناراحته، اما هوا ابریه!
3 135
دوست دارم امروز برای یک دقیقه هم که شده، آروم بشینم یه گوشه و به هیچی فکر نکنم. فقط یک دقیقه. یک دقیقه هم برام کافیه.
3 135
In his forty-third year William Stoner learned what others, much younger, had learned before him: that the person one loves at first is not the person one loves at last, and that love is not an end but a process through which one person attempts to know another.
Stoner
3 135
"I am not ill," she said. And she added in a voice that was calm, speculative, and almost uninterested, "I am desperately, desperately unhappy."
3 135
فاطمه یک چیز خوشگل برام آورده که نمیتونم تا یک هفتهی آینده ازش عکس بذارم یا درموردش حرف بزنم.
