خانه کتاب کالاگان
Open in Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 114
Subscribers
+424 hours
+487 days
+20530 days
Posts Archive
2 114
معرفی کتاب | دویدن یا مردن
کیلیان جورنت
ترجمه: امید لهبی
این کتاب دربارهٔ آدمی نیست که فقط میخواهد سریعتر بدود؛ ماجرای کسی است که میخواهد بفهمد تا کجا میتواند پیش برود.
کیلیان جورنت، یکی از برجستهترین دوندهها و کوهنوردان استقامتی جهان، در «دویدن یا مردن» از مسیرش میگوید؛ از کوهستان، مسابقه، خستگی، درد، ترس و لحظههایی که بدن دیگر همراهی نمیکند اما چیزی درون آدم هنوز میگوید: ادامه بده.
برای جورنت، کوهستان فقط محل مسابقه نیست؛ جایی است برای آزمودن خود، شناختن محدودیتها و گاهی عبور از آنها.
شاید به همین دلیل «دویدن یا مردن» فقط برای دوندهها و کوهنوردها نیست.
این کتاب برای هر کسی است که یکبار در میانهٔ راه ایستاده و از خودش پرسیده:
«واقعاً دیگر نمیتوانم،
یا فقط فکر میکنم نمیتوانم؟»
#معرفی_کتاب
#دویدن_یا_مردن
#کیلیان_جورنت
#امید_لهبی
2 114
قصه واژهها | «رمان» روزی نامِ یک زبان بود.
امروز «رمان» برای ما نامِ یک قالب ادبی است؛ داستانی بلند که معمولاً به نثر نوشته میشود.
اما این واژه در قرون وسطی، معنای دیگری داشت.
در گذشته roman یا romanz به زبانهای عامیانهای گفته میشد که در بخشهایی از اروپای غربی رواج داشتند؛ زبانهایی برخاسته از لاتین که در برابر لاتین، زبان رسمی و ادبیِ آن روزگار قرار میگرفتند.
بعدها، آثاری که به این زبانها نوشته میشدند نیز «رمان» نام گرفتند؛ بهویژه داستانهای منظومی دربارهٔ عشق، پهلوانان و شوالیهها.
در سدههای شانزدهم و هفدهم، با آثاری چون گارگانتوا و پانتاگروئل از فرانسوا رابله و دن کیشوت از سروانتس، «رمان» به معنایی نزدیکتر به مفهوم امروزیاش رسید.
واژهای که روزی برای تمایز یک زبان عامیانه از لاتین به کار میرفت،سرانجام نام یکی از مهمترین قالبهای ادبی جهان شد.
#قصه_واژهها
2 114
واژههای مهاجر
بوفه
از فرانسوی buffet آمده است. Buffet در اصل به میز، پیشخوان یا وسیلهای برای نگهداری و نمایش ظروف گفته میشد و بعدها برای میز یا محل چیدن و عرضهٔ غذا و نوشیدنی هم به کار رفت. در فارسی، «بوفه» بیشتر به محلی برای عرضه و فروش خوراکی و نوشیدنی گفته میشود؛ مثل بوفهٔ مدرسه یا سینما.
گارسون
از فرانسویِ garçon به معنی پسر یا پسر جوان آمده است. اما در فارسی «گارسون» به پیشخدمت رستوران گفته میشود؛ یعنی واژهای که در زبان مبدأ معنایی عمومی داشت، در فارسی به یک شغل مشخص محدود شد.
دوش
از فرانسویِ douche آمده که خود از ایتالیایی doccia گرفته شده است. معنای آن جریان یا پاشش آب برای شستوشوی بدن است. در فارسی، «دوش» بیشتر نام وسیلهای است که آب را به صورت پاششی روی بدن میریزد و گاهی به محل استفاده از آن نیز گفته میشود.
ویترین
از فرانسویِ vitrine آمده است؛ یعنی محفظه یا فضای شیشهای برای نمایش کالا یا اشیا. در فارسی نیز این معنا حفظ شده، اما «ویترین» علاوه بر خودِ محفظه، برای فضای نمایش و مجموعهٔ چیزهای به نمایش گذاشتهشده هم به کار میرود.
#واژه_های_مهاجر
2 114
- أحضنّي وكأنّي سأموت غدًا.
• وماذا عن الغد؟
- أحضنّي وكأنّي عُدتُ.
- مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
• و فردا چطور؟
- جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام.
[منسوب به #نزار_قبانی]
2 114
اثر هالهای؛ وقتی یک ویژگی، همهچیز را تحتتأثیر قرار میدهد
گاهی یک ویژگی مثبت یا منفی در یک فرد، نگاه ما به ویژگیهای دیگر او را هم تغییر میدهد.
مثلاً ممکن است کسی را از منظری جذاب ببینیم و ناخودآگاه او را باهوشتر، مهربانتر یا قابلاعتمادتر هم تصور کنیم؛ بدون اینکه شواهد مستقلی برای این قضاوتها داشته باشیم.
این پدیده را اثر هالهای (Halo Effect) مینامند.
اصطلاح «اثر هالهای» را روانشناس آمریکایی ادوارد ثرندایک (Edward Thorndike) در سال ۱۹۲۰، در پژوهشی بهکار برد و دریافت که ارزیابی یک ویژگی میتواند با ارزیابی ویژگیهای دیگر فرد همبستگی داشته باشد؛ یعنی یک برداشت کلی میتواند بر قضاوت دربارهی ویژگیهای دیگر اثر بگذارد.
گاهی یک ویژگی آنقدر پررنگ میشود که مثل هالهای، باقی تصویر را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
منابع:
Thorndike, E. L. (1920). A Constant Error in Psychological Ratings. Journal of Applied Psychology, 4(1), 25–29.
Nisbett, R. E., & Wilson, T. D. (1977). The Halo Effect: Evidence for Unconscious Alteration of Judgments. Journal of Personality and Social Psychology, 35(4), 250–256.
2 114
معرفي كتاب | رویای مردان ایرانی
ماردین ابراهیم
ترجمه: مریوان حلبچهای
اوفلیا بعد از کشتهشدن پدرش، دیگر نمیتواند حرف بزند. در آسایشگاه روانی، به جای حرفزدن شروع به نوشتن میکند؛ و از همینجا روایتی آغاز میشود که مرز میان خاطره، عشق، مرگ و افسانه را کمکم محو میکند.
داستان او به قصهی «مم و زین» گره میخورد؛ منظومهای عاشقانه که در طول سالها، میان جنگ، مهاجرت و خشونت، نسلبهنسل روایت شده است.
رویای مردان ایرانی داستانی کوتاه و چندلایه است؛ دربارهی عشقهایی که به افسانه تبدیل میشوند، آدمهایی که ناچار به کوچاند و کلماتی که گاهی تنها چیزی هستند که از یک زندگی باقی میمانند.
اگر از داستانهای قصهدرقصه و روایتهایی که آرامآرام لایههای پنهان خودشان را آشکار میکنند لذت میبرید، این کتاب میتواند انتخاب خوبی باشد.
#کالاگان
#رویای_مردان_ایرانی
#معرفی_کتاب
2 114
اگر جویای احوال منی، من سخت غمگینم!
اگر هم از سر تکلیف میپرسی؛ «خدا را شکر»!
#رضا_احسانپور
2 114
اثر بارنوم؛ «این دقیقاً منم!»
تا حالا شده یک تست شخصیت یا متنی دربارهی ویژگیهای شخصیتی بخوانید و با خودتان بگویید:
«عجب! دقیقاً من را توصیف کرده!»
این میتواند نمونهای از اثر بارنوم (Barnum Effect) باشد؛ تمایل ما به اینکه توصیفهای کلی و مبهم را طوری برداشت کنیم که انگار دقیقاً و بهطور اختصاصی دربارهی خودمان نوشته شدهاند.
روانشناس آمریکایی برترام فورر (Bertram Forer) در سال ۱۹۴۹ آزمایشی انجام داد: از دانشجویانش آزمون شخصیت گرفت و به هرکدام گفت نتیجهی اختصاصی خودشان را دریافت میکنند.
اما همه، دقیقاً یک متن یکسان دریافت کردند.
با این حال، بیشتر دانشجویان آن متن را توصیفی دقیق از شخصیت خودشان دانستند.
اثر بارنوم یادآور نکتهای ظریف است:
گاهی چیزی که بسیار شخصی و دقیق به نظر میرسد، آنقدر کلی است که میتواند دربارهی بسیاری از ما صدق کند.
پس شاید بد نباشد هنگام خواندن چنین توصیفهایی، یک لحظه مکث کنیم و بپرسیم:
«آیا این واقعاً دربارهی من است، یا میتواند دربارهی خیلیهای دیگر هم درست باشد؟»
منابع:
Forer, B. R. (1949). The Fallacy of Personal Validation: A Classroom Demonstration of Gullibility. Journal of Abnormal and Social Psychology, 44(1), 118–123.
Dickson, D. H., & Kelly, I. W. (1985). The “Barnum Effect” in Personality Assessment: A Review of the Literature. Psychological Reports, 57(2), 367–382.
2 114
من گرفتم که قمار از همه عالم بردی
دست آخر همه را باخته میباید رفت!
#صائب_تبریزی
2 114
دربارهی نام این کتاب صادق هدایت چندین بار پرسیده بودید:
زندهومن یسن
بد نیست بدانیم که این نام در چند چاپ به این شکل نوشته شده، در حالی که نگارش دقیقتر آن
«زَندِ وهْمَن [وهومن] یَسْن» است.
اما این اسم یعنی چه؟
زَند یعنی تفسیر و شرح.
وهْمَن یا بهمن نام یکی از ایزدان در جهانبینی زرتشتی است که با خرد و دانایی و منش نیک پیوند دارد.
یَسن هم نام یکی از بخشهای اوستاست.
پس «زَندِ وَهْمَن یَسن» را میتوان ساده و امروزی اینطور گفت:
«تفسیرِ بهمن یشت»
بهمن یشت، بخشی از اوستا بوده که اصل اوستایی آن از میان رفته و آنچه امروز از آن در دست داریم، بیشتر در قالب ترجمه و تفسیرِ فارسی میانه به ما رسیده است.
کتاب؛ متنی است پر از پیشگویی دربارهی دورههای گوناگون جهان، آیندهی ایران، دگرگونیهای روزگار و پایان جهان.
شاید همین آمیختگیِ تاریخ، اسطوره و پیشگویی است که هنوز خواندنش را کنجکاویبرانگیز میکند.
#صادق_هدایت
2 114
بخشی از کتابهایی که دوستان کالاگان به ما سپردند، حالا به خانهی سالمندان، زندان و دریانوردان تحویل داده شدند.
ممنونیم از تمام دوستانی که با بخشیدن یک کتاب، کمک کردند
قصهای خوانده شود، خیالی زنده شود، و شاید لحظهای دشوار، قدری آسانتر بگذرد.
کالاگان، به لطف شما، هنوز میتواند کتابها را به مقصدهای تازه برساند. 💚🦢
سپاس از همراهی سرکار خانم ساناز قنادی و آقایان کهنسال، آرش فهمیده و آرمین صافدل عزیز.
#کالاگان
2 114
بخشی از کتابهایی که دوستان کالاگان به ما سپردند، حالا به خانهی سالمندان، زندان و دریانوردان تحویل داده شد.
ممنونیم از تمام دوستانی که با بخشیدن کتاب، کمک کردند قصهای دوباره خوانده شود، خیالی دوباره زنده شود، و شاید لحظهای دشوار، به مدد خواندن؛ کمی آسانتر بگذرد…
سپاس از همراهي خانم ساناز قنادي و آقايان كهنسال، آرش فهمیده و آرمين صافدل عزیز.
کالاگان، به لطف شما، هنوز میتواند کتابها را به مقصدهای تازه برساند. 💚🦢
#کالاگان
