خانه کتاب کالاگان
Open in Telegram
نشانی: بندر انزلی- خیابان سیمتری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحهای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعهها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 148
Subscribers
+724 hours
+317 days
+21130 days
Posts Archive
2 154
دو کتاب| یک جهان
ابله و دن کیشوت؛ دو آدمِ «نامتناسب» با جهان
بعضی شخصیتهای ادبی شکست میخورند چون ضعیفاند؛ بعضی دیگر چون بیش از حد پاکاند. ابله داستایفسکی و دن کیشوت سروانتس، هر دو دربارهی آدمهایی هستند که انگار برای جهان اطرافشان ساخته نشدهاند.
ابله | داستایفسکی
شاهزاده میشکین بعد از سالها درمان به روسیه برمیگردد؛ مردی ساده، مهربان و صادق که در دنیایی پر از جاهطلبی، غرور و بازیهای اجتماعی، شبیه یک موجود غریبه به نظر میرسد. پرسش پنهان رمان این است: آیا انسان کاملاً خوب میتواند در جهان واقعی دوام بیاورد؟
دن کیشوت | سروانتس
مردی میانسال آنقدر افسانههای شوالیهها را میخواند که تصمیم میگیرد خودش تبدیل به یک شوالیه شود؛ با اسب لاغرش راه میافتد تا عدالت را برپا کرده و دنیا را نجات دهد. اما جهان مدام به او یادآوری میکند که رؤیاهایش با واقعیت فاصله دارند.
میشکین را «ابله» میدانند و دن کیشوت را «دیوانه». اما شاید مسئله این نباشد که ایراد از آنهاست؛ شاید مشکل این باشد که جهان نمیتواند آدمهایی را تحمل کند که زیادی صادقاند، زیادی آرمانگرا هستند، یا هنوز به خوبی باور دارند.
شاید به همین دلیل است که بعد از تمام شدن این دو کتاب، این سؤال باقی میماند:
اگر امروز چنین آدمهایی را ببینیم، آنها را انسانهای متفاوت میدانیم یا فقط آدمهایی که در زمانهی اشتباهی به دنیا آمدهاند؟
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب | موسیقی
بارون درختنشین/ | Cucurrucucú Paloma
رمان «بارون درختنشین» از ایتالو کالوینو داستان زندگی پسری اشرافزاده به نام کوزیمو است که در قرن هجدهم در خانوادهای اشرافی زندگی میکند. او در دوازدهسالگی در اعتراض به قوانین سختگیرانهی خانوادهاش، تصمیم میگیرد روی زمین نباشد و تا پایان عمرش بر فراز درختها زندگی کند و کمکم از طریق همین زندگی غیرعادی، به فردی مستقل، اندیشمند و در عین حال منتقد جامعه تبدیل میشود.
در نهایت، بارون درختنشین روایتی است دربارهی آزادی فردی، سرکشی علیه سنتها، و جستوجوی شیوهای متفاوت برای زیستن؛ اما در عین حال نشان میدهد که انتخاب آزادی مطلق، میتواند نوعی تنهایی عمیق هم به همراه داشته باشد
موسیقی— Cucurrucucú Paloma در اصل یک ترانهی فولکلور مکزیکی است که توسط کائتانو ولوسو به شکلی مینیمال اجرا میشود؛ جایی که موسیقی از روایت محض فاصله میگیرد و بیشتر برای مخاطب فضا میسازد.
صدای کبوتر (cucurrucucú) بهجای اینکه صرف تقلید آوای پرنده باشد، تبدیل میشود به نشانهی یک حضور دور: چیزی که هست، اما در دسترس نیست. یک صدا در فاصله.
همین کیفیت «حضور در فاصله» است که آن را به فضای بارون درختنشین نزدیک میکند؛ جایی که کوزیمو با انتخاب زندگی روی درخت، هم در جهان هست و هم بیرون از آن. او از جامعه جدا نشده، اما هیچوقت هم کاملاً به آن تعلق ندارد. درست مثل این موسیقی که بین صدا و سکوت معلق است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب | موسیقی
بارون درختنشین- ایتالو کالوینو | Caetano Veloso — Cucurrucucú Paloma
2 154
دوکتاب | یک جهان
گاهی دو نویسنده در دو سوی جهان، به یک اندوه مشترک میرسند.
«شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری و «خشم و هیاهو» ویلیام فاکنر، با وجود فاصله جغرافیایی و فرهنگی، هر دو روایتی از فروپاشیاند؛ فروپاشی یک خانواده، یک طبقه و شاید یک جهان.
در هر دو رمان، گذشته چیزی نیست که تمام شده باشد. گذشته در اتاقها قدم میزند، در سکوتها حضور دارد و دست از سر شخصیتها برنمیدارد. زمان خطی پیش نمیرود؛ مدام بازمیگردد، تکرار میشود و خودش را به اکنون تحمیل میکند.
در «شازده احتجاب»، سایه زوال یک خاندان قاجاری بر همهچیز افتاده و در «خشم و هیاهو»، خانوادهای آرامآرام از درون فرومیریزد.
شاید بعضی کتابها، قصهی آدمها نباشند؛ قصهی وقتی باشند که یک جهان، پیش از نابودی، آخرین نفسهایش را میکشد.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب | عكس
««خانم دَلُوی» ویرجینیا وولف داستانِ یک روز از زندگی کلاریسا دلوی در لندن است، اما در واقع روایتِ «اتفاقها» نیست. رمان از بیرون خیلی ساده به نظر میرسد، اما درونش مدام بین گذشته و حال در رفتوآمد است. یک مهمانی ساده در حال آمادهسازی است، اما هر چیز کوچکی -یک صدا، یک خیابان، یک خاطره- ذهن شخصیتها را به گذشتههای دور میبرد. در این رمان، زمان خطی نیست؛ همهچیز در لایههای حافظه و ادراک اتفاق میافتد و شهر بیشتر شبیه یک ذهن مشترکِ زنده عمل میکند تا یک مکان واقعی.
در عکسهای سائول لایتر هم همین منطق دیده میشود. خیابانها و شخصیتها را نه به شکل واضح و کامل، بلکه از پشت شیشه، در انعکاسها، باران و… ثبت میکند؛ تصاویری که بیشتر شبیه خاطرهاند تا واقعیت قطعی.
پیوند این دو در این است که هر دو بهجای روایتِ روشن و قطعی، سراغ تجربهی ذهنی میروند؛ جایی که شهر، زمان و خاطره در هم حل میشوند و معنا نه در وضوح، بلکه در همین ناتمامی و ابهام شکل میگیرد.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب | نقاشی
شاید اگر قرار بود فضای رمان «The Stranger» (بیگانه) کامو به یک قاب نقاشی تبدیل شود، احتمالاً شبیه جهان ادوارد هاپر میشد.
در نگاه اول، میان آلبر کامو و هاپر شباهت آشکاری دیده نمیشود؛ یکی رمان مینویسد و دیگری نقاشی میکشد. اما هر دو جهانی را تصویر میکنند که در آن انسان حضور دارد، اما تعلق ندارد.
در نقاشیهای هاپر، آدمها اغلب تنها هستند؛ در کافهای نشستهاند، پشت پنجره ایستادهاند یا در خیابانی خاموش قدم میزنند. جهان اطرافشان کاملاً واقعی است؛ نور، ساختمانها و اشیاء سر جای خود هستند، اما چیزی نامرئی میان انسان و جهان فاصله انداخته است.
مرسو، شخصیت «بیگانه»، نیز همین فاصله را با جهان دارد. او نه قهرمان است و نه ضدقهرمان؛ فقط انگار با ریتمی متفاوت از دیگران زندگی میکند. در جایی که دیگران اندوه، عشق یا هیجان را مطابق انتظار تجربه میکنند، او جهان را بیشتر تماشا میکند تا زندگی.
شاید نزدیکترین نقطه میان کامو و هاپر، همین سکوت باشد؛ سکوتی که خالی نیست، بلکه از پرسش پر شده است. هر دو ما را با تنهاییای روبهرو میکنند که از نبودن آدمها نمیآید، بلکه از دشوار بودنِ ارتباط با جهان میآید.
شاید اگر «بیگانه» یک نقاشی بود، مرسو را پشت پنجرهای از آثار هاپر میدیدیم؛ نشسته، آرام، و در حال تماشای جهانی که انگار کمی از او دور ایستاده است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
Repost from خانه کتاب کالاگان
|معرفی کتاب|
«نامههای یک دلقک کوچک، از شهری بسیار سرد و بسیار دور» به خانه کتاب کالاگان رسید.
این کتاب مجموعهایست از نامههایی؛ سرشار از دلتنگی، خاطره، عشق و امید که با مخاطب از خانه، وطن، عزیزان و روزهایی میگوید که هنوز در قلب آدم زندهاند.
اگر دوست داشتید، میتوانید از همین حالا کتاب را تهیه کنید و بخوانید؛ چون بهزودی میزبان نویسنده اثر، شبنم مقدمی، در خانه کتاب کالاگان خواهیم بود و در کنار هم جشن امضای این کتاب را برگزار میکنیم.
زمان دقیق و جزئیات برنامه، بهزودی همینجا اعلام خواهد شد.
«دلم پَر میزند که زودتر پَر بگیرم از این غربتِ غریب سمتِ خانه و وطن، مامان…
انگار دلم دارد پیش از خودم میآید نزد شما!
انگار چشم دلم تعجیل دارد پیش از چشم سر، شما و خانه و طهران و عزیزان را ببیند…»
[از متن کتاب]
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب | روح ترجمه
ترجمه همیشه فقط «انتقال معنا از زبان مبدأ به مقصد» نیست؛ گاهی مترجم میان دقت زبانی و جانِ متن انتخاب میکند، و اینجاست که ترجمه از بازگویی واژهها فراتر میرود و به بازآفرینی اثر نزدیک میشود.
ناطور دشت | The Catcher in the Rye
این کتاب نخستینبار در دههٔ ۱۳۴۰ توسط انتشارات مینا و با ترجمهٔ احمد کریمی منتشر شد. عنوان «ناطور دشت» برگرفته از شعری از سعدی در بوستان، توسط مترجم است.
«ناطور» به معنای نگهبان و پاسبان دشت و باغ.
جان شیفته | L’Âme enchantée
ترجمهٔ تحتاللفظی آن «روح افسونشده» است، اما م. بهآذین با انتخاب «جان شیفته» معنایی درونیتر به آن بخشیده.
جنایت و مکافات | Crime and Punishment
ترجمهی آن میتوانست «جرم و مجازات» باشد. «جرم» در فارسی واژهای حقوقی و سرد است، در حالی که «جنایت» سنگینیِ اخلاقی و انسانی بیشتری دارد؛ چیزی که از سطح قانون فراتر میرود و وارد قلمرو گناه و فروپاشی درونی میشود. همینطور «مجازات» به یک حکم بیرونی محدود میماند، اما «مکافات» بیشتر به مفهوم تاوانی درونی و گریزناپذیر اشاره دارد؛ نوعی بازگشتِ ناگزیرِ عمل به خودِ انسان.
خوانشی از جهان داستایفسکی.
2 154
كتاب| موسيقي
«کافکا در کرانه» از موراکامی رمانی است که بیش از آنکه روایت شود، تجربه میشود.
موراکامی با نثری ساده اما عمیق، جهانی میسازد که در آن موسیقی، خاطره و ادبیات همزمان راهنما و گمراهکنندهاند و داستان میان خواب، رویا و واقعیت حرکت میکند. درونمایهی اصلی اثر بر تنهایی، جستوجوی هویت، سرنوشت و ناخودآگاه انسان متمرکز است؛ جایی که منطق کمرنگ میشود و اسطوره و تجربههای غیرقابلتوصیف جای آن را میگیرند. در چنین فضایی، «Clair de Lune» از دبوسی میتواند همراهی مناسب باشد؛ قطعهای امپرسیونیستی و شناور که با فضای محو، آرام و رؤیاگونهاش، همان حس تعلیق میان واقعیت و خیال را در کنار رمان تقویت میکند.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
کتاب|سینما
معمولاً وقتی سینما از دل ادبیات بیرون میآید، به اوج میرسد.
ادبیات پیش از تصویر، جهان را ساخته؛ شخصیتها را جان داده و سکوتها را معنا کرده است. شاید به همین دلیل، سینما وقتی به این جهانهای از پیش ساختهشده تکیه میکند، اغلب به اثری ماندگارتر تبدیل میشود؛ چون روی زمینی قدم میگذارد که پیشتر با دقت هرس شده است.
از The Godfather (پدرخوانده) که قدرت، وفاداری و فروپاشی اخلاقی را در قالب یک تراژدی خانوادگی به تجربهای سینمایی بدل میکند، تا One Flew Over the Cuckoo’s Nest (پرواز بر فراز آشیانه فاخته) که آزادی را در برابر سازوکار سرکوب، به شکلی ملموس و دردناک به تصویر میکشدو The Shawshank Redemption (رستگاری در شاوشنک) که امید را نه بهعنوان یک مفهوم، بلکه بهعنوان یک نیروی زنده و مقاوم در دل زندان روایت میکند.
شاید راز این موفقیت ساده باشد:
سینما وقتی به ادبیات تکیه میکند، فقط روایت نمیسازد؛ مخاطب را وارد جهانی میکند که پیشتر یکبار در آن زیسته است.
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
|معرفی کتاب|
«نامههای یک دلقک کوچک، از شهری بسیار سرد و بسیار دور» به خانه کتاب کالاگان رسید.
این کتاب مجموعهایست از نامههایی؛ سرشار از دلتنگی، خاطره، عشق و امید که با مخاطب از خانه، وطن، عزیزان و روزهایی میگوید که هنوز در قلب آدم زندهاند.
اگر دوست داشتید، میتوانید از همین حالا کتاب را تهیه کنید و بخوانید؛ چون بهزودی میزبان نویسنده اثر، شبنم مقدمی، در خانه کتاب کالاگان خواهیم بود و در کنار هم جشن امضای این کتاب را برگزار میکنیم.
زمان دقیق و جزئیات برنامه، بهزودی همینجا اعلام خواهد شد.
«دلم پَر میزند که زودتر پَر بگیرم از این غربتِ غریب سمتِ خانه و وطن، مامان…
انگار دلم دارد پیش از خودم میآید نزد شما!
انگار چشم دلم تعجیل دارد پیش از چشم سر، شما و خانه و طهران و عزیزان را ببیند…»
[از متن کتاب]
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
گاهی زندگی، برنامهها را متفاوت از آنچه فکر میکنیم پیش میبرد.
این روزها، به خاطر شروع ناگهانی دوره جدید درمان و ناپایدار بودن احوال روزانهام، ممکن است حضورمان در کالاگان همیشه قابل پیشبینی نباشد.
برای اینکه شرمندهی شما نشویم، لطفاً قبل از آمدن برای خرید کتاب یا استفاده از سالن مطالعه، حتماً با کالاگان تماس بگیرید و از باز بودنش مطمئن شوید.
کالاگان همیشه چشمبهراه شماست.
و
ممنونیم که این روزها با درک این شرایط کنارمان هستید.
013-44547512
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
اگر شخصیتهای رمانها، کتابفروش بودند:
ایوان ایلیچ:
هر بار که کسی میپرسید:
«این کتاب ارزش خواندن دارد؟»
مدتی سکوت میکرد و بعد میگفت:
«بستگی دارد ارزش زندگی را چه بدانید.»
هولدن کالفیلد از رمان ناطور دشت:
هر کتابی را که زیادی تبلیغ شده بود از قفسه برمیداشت و زیر لب میگفت:
«همهش اداست.»
بعد یک کتاب قدیمی و خاکگرفته را از گوشهای بیرون میکشید و میگفت:
«این یکی واقعیه.»
ژان والژان از رمان بینوایان:
به مشتریای که پول کافی نداشت میگفت:
«کتاب را ببر. وقتی توانستی حساب میکنیم.»
و احتمالاً هیچوقت هم حساب نمیکرد!
مورسو از رمان بیگانه:
وقتی مشتری میپرسید:
«به نظرت این کتاب خوبه؟»
جواب میداد:
«فرقی نمیکند.»
و دوباره به پنجره خیره میشد.
وینستون اسمیت از رمان ۱۹۸۴:
مراقب بود بعضی کتابها ناگهان از قفسهها ناپدید نشوند.
و هر بار که کتابی ممنوعه میفروخت، کمی آرامتر نفس میکشید.
2 154
کتاب| موسیقی
بعضی کتابها را نمیخوانیم؛ در آنها زندگی میکنیم.
اگر این روزها مشغول خواندن «صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز هستید، پیشنهاد میکنیم چند صفحه از آن را با شنیدن «Alfonsina y el Mar» با صدای مرسدس سوسا همراه کنید.
در هر دو، حس عجیبی از خاطره، عشق، اندوه و گذر زمان جریان دارد؛ حسی که انگار از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. همانطور که ماکوندو میان رؤیا و واقعیت شناور است، این موسیقی نیز میان دلتنگی و زیبایی حرکت میکند.
صدای مرسدس سوسا چیزی از روح آمریکای لاتین را با خود دارد؛ همان روحی که در کوچههای ماکوندو، در عشقهای نافرجام خاندان بوئندیا و در تنهایی شخصیتهای مارکز حضور دارد.
#موسیقی_کتاب
#صد_سال_تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
#Mercedes_Sosa
#خانه_کتاب_کالاگان
#بندر_انزلی
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
2 154
همین حوالی | جومپا لاهیری
«از آنجا که نه حرفی برای گفتن مانده و نه کاری برای انجامدادن، مکان دیگر اهمیتی ندارد: فضا، دیوارها، نور. سرگشته، گمشده، در دریا، خلاف جهت، گمراه، آواره، پریشان، گیج، بیخانمان، برگشته. من با این واژهها احساس خویشاوندی میکنم. این کلمات سکونتگاه مناند، تنها سرپناه امن من.»
[از متن کتاب]
بعضی کتابها قصهی حادثههای بزرگ نیستند؛ قصهی تغییرات آرامیاند که در سکوت زندگی رخ میدهند.
«همین حوالی» رمانی کوتاه از جومپا لاهیری است؛ روایتی از زنی که در میانهی زندگی، میان خاطرات، تنهایی و روزمرگیها، به گذشته و اکنون خود مینگرد. لاهیری با نثری روان و ظریف، از سادهترین لحظهها تأملی عمیق دربارهی هویت، گذر زمان و معنای زندگی میآفریند.
اگر از «مترجم دردها» و «همنام» لذت بردهاید، «همین حوالی» نیز شما را به دنیای آرام، انسانی و تأثیرگذار جومپا لاهیری خواهد برد.
#معرفی_کتاب
#جومپا_لاهیری
#خانه_کتاب_کالاگان
#بندر_انزلی
خانهی کتاب کالاگان
(جایی برای خواندن، شنیدن و ماندن)
@CalaganBookHouse
