en
Feedback
مُبهَم...

مُبهَم...

Open in Telegram

ماکیستیم؟! سائل‌آقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
221
Subscribers
+1524 hours
-197 days
-2930 days
Posts Archive
ما آدم ها گاهی زندگی را در روزمرگی‌های کوچک‌ خود می‌کنیم و فراموش می‌کنیم که زندگی، فراتر از این «بودن‌های تکراری» است.

زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق. زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود "سهراب سپهری"

نمیدامم گویا تو واقعا شاهکار خدایی...

ای غم چه کنم رحم کنی بر من خسته پا پس بکشی ازین تن،ازین قلب شکسته ای غم چه کنم باز کنی رنگ خوشی را بر این دل خون از غم این طالع بسته "ارین کشوری"

یار آن است که زهر از قلبش نوش کنی نه چون رنجی رسدت یار فراموش کنی "سعدی"

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم "سعدی"

شعر هایم جز خودش دست همه چرخید و حیف آن که بایستی بخواند مصرعی از من نخواند. "زهرا عسگری"

مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی در دلم همواره هستی در کنارم نیستی هر طرف را بنگرم تصویر زیبای تو بود انتخابم هستی و در اختیارم نیستی تک درختی بی تو تنها در کویری مانده ام ای سراب آرزو ها چشمه سار نیستی. "حسین توکلی"

محبوبم جوری دوستت دارم که گویا من لرم و تو آجر...

photo content

آن صبر که در حوصله ی غیر نگنجد در ماست که خارج بود از طاقت ایوب‌ "شیرازی‌"

گهی از دل ،گهی از دیده، گاه از جان تو را جویم نمی‌دانم تو را ای یار هر جایی، کجا جویم "صائب تبریزی"

من‌که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم بشوی...

همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی... چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی "شهریار"

به گمانم راجب تو است:
آنانی که با شعر پیوند خورده‌اند، از توده‌ی رهگذران جدایند؛ آنان که از میان بیت‌ها “عبور” نمی‌کنند، بلکه در میان واژه‌ها “ مسکن ” می‌گزینند. این‌ها انسان‌هایی هستند که با جان‌های ظریف و چشمانی که فراتر از کلمات را می‌بیند؛ کسانی که شعر را نه چون یک سرگرمی، که چون بخشی از تپش قلب خود می‌پذیرند و در هر قافیه، تکه‌ای از وجود خویش را بازمی‌یابند.»

گر نباشد حیا و درک و شعور آدمی طعنه می‌زند به ستور… جانِ انسان که تربیت نشود آدمی گاو می‌شود به مرور! "مرتضی لطفی"

سلام و درود به اعضای جدید کانال✨️ بسیار خوش آمدید 🌱 اگر فرصتی بود در وصف خوشامد گویی مناسب تر شعر می‌سرایم براتون.

عشق یعنی:
در میان صدهزاران مثنوی بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند "فاضل نظری"

اندوه من این است، که در دفتر شعرم یک بیت به زیبایی چشم تو ندارم "ملک الشعرا بهار"

گفتمش دوستت دارم گفت محبت دارید، ای به گور پدر آنکه ادب یادش داد...