مُبهَم...
Open in Telegram
ماکیستیم؟! سائلآقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
221
Subscribers
+1524 hours
-197 days
-2930 days
Posts Archive
218
خدایا...
تو با آن بزرگی در آن آسمانها
چنین آرزویی بدین کوچکی را
توانی برآورده کنی آیا؟
"شفعی کدکنی"
218
تا شب نشده
خورشید را
لای موهایت میگذارم
و عاشق میشوم
فردابرای گفتن
دوستت دارم
دیر است.
"جلیل صفربیگی"
218
در زدی باز کردم
سلام کردی اما صدا نداشتی
به آغوشم کشیدی
اما سایهات را دیدم که
دستهایش توی جیبش بود
“گروس عبدالملکیان”
218
تو را دوست میدارم
طرفِ ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمیکند
کلمات انتظار میکشند
من با تو تنها نیستم،
هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستارهها تنهاتر است…
"شاملو"
218
گفتند
شعرهای من
جوشش دریاست
خروش رود
بیشک
کمی بالاتر
به چشمهای میرسند
که تو هستی
"گروس عبدالملکیان"
218
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود
وان که با خود داشتم با دلستانم میرود
"مهراد کاظمی"
218
گفته بودم به تو اینبار 'شما' یادت هست!
معنی 'تو' شدنت را به 'شما' میفهمی؟!
"علی لنکرودی"
218
تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست
آن که با دسته گلی حرف دلش را می زد
پرِ درد است ولی مثل تو مغرور که نیست
تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه، دل دیوانه ی من کور که نیست
خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیرِ تو با هیچ کسی جور که نیست.
"زهرا حسینی"
218
جنگلی از کف پا تا به کمر سوخت ولی
دل ضحاک بر این جنگل بیچاره نسوخت
هرچه ویران شدنی بود ،به ویرانه کشید
آنچه ویرانه نمیشد به بیگانه فروخت.
218
آمار سرباز هایی که امروز به شهادت رسیده اند
غلطه است هر گوله دونفر را از پا درآورد
سرباز و دختری که در قلبش بود...
218
Repost from N/a
میگفت: «تو خیال میکنی دیوارها برای این هستند که خانه فرو نریزد؟! نه، دیوارها برای ایناند که تنهاییِ آدم، پخش نشود کفِ خیابان. آدم اگر چهاردیواری نداشته باشد، غصهاش لایِ چرخِ ماشینها له میشود.»
