en
Feedback
مُبهَم...

مُبهَم...

Open in Telegram

ماکیستیم؟! سائل‌آقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
211
Subscribers
-324 hours
-177 days
-3230 days
Posts Archive
photo content

زندگی درد قشنگی است بجز شب هایش..

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگی است که جریان دارد "محمدرضا طهماسبی"

مگر تاریخ مرگم را آن دو چشمان تو میدانند؟! که از حالا برایم این چین مشگی به تن کردن.. "محسن صحت"

عشق مانند نماز است: که بعد از نیت نادرست است نگاهی به چپ و راست کنی.. "محمدمهدی سیار"

photo content

Repost from -لَیل🌙-
این مدت نشد بزارم ، فور‌کنید فولدر بسازم؛
جوین باشید لطفا؛

از تمامی ممبرام عذر میخوام بابت زیاد فولدر گذاشتن وسط مطلب های کانال ولی قصد دارم چون کانال تازه تاسیس هست یکم جون بگیره و مقداری عضو داشته باشیم بازم پوزش میطلبم اگر براتون ناخوشاینده🙏🏻🌱

و چشم ها تنها اعضایی هستند که حقیقت را می‌گویند و می‌توان روح را در آنها دید.

تو فقط آمده بودی که دل از من ببری..! بروی دور شوی قصه و رویا بشوی!؟

دل نهادم به صبوری که جزین چاره ندارم "سعدی"

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم به خیابان شلوغی که نباید رفتیم می‌شنیدیم صدای قدمش را اما پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم زندگی سرخی ِسیبی است که افتاده به خاک به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانی‌ست دربه‌در در پی گم کردن مقصد رفتیم مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم دیگر اصرار مکن باشد ،باشد رفتیم . "فاضل‌ نظری"

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد آه، ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام! لانۀ بر شاخه های لاغرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند.. نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی... نیمۀ عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را وا کنم عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد "حامدعسکری"

اگر گرد کسی بسیار گردی اگرچه بس عزیزی خوارگردی اگر بسیار کس را سر دهی باز ز دردسر فراوان سر نهی باز بپیران کن تقرب تا توانی که ایشانند آگاه از جوانی "عطار"

از ازل تقدیر یوسف بر زلیخا رفته بود ورنه پیغمبر فروشی رسم هیچ بازار نیست

عاشقم گر نیستی لطفی کن و نفرت بورز بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم می‌کند "فاضل نظری"

photo content

و آنان مردمانی بودند که می‌خندیدند اما در پشت نگاهشان غمی جانگداز میرقصید

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم، دیدمش و از یاد بردم گفته های خویش را "مهدی اخوان ثالث"

دلا غافل ز سبحانی، چه حاصل! اسیر نفس شیطانی،چه حاصل! بود قدر تو برتر از ملائک تو قدر خود نمیدانی ،چه حاصل؟ " شهید مصطفی صدرزاده"