False Hope?!
Open in Telegram
Hi cherry 🍒 افتخار میدی خواننده ی دلنوشته هایم بشی؟! Talk to rain :) http://t.me/HidenChat_Bot?start=6376816841
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
286
Subscribers
No data24 hours
-817 days
-5730 days
Posts Archive
286
Repost from N/a
دلیل اینکه بعضی از حقیقتها به خاک سپرده میشن این نیست که فراموش بشن؛
خاکشون میکنن چون از این موضوع آگاهن که حقیقت، زمانیکه نفس بکشه، فقط یک راز رو برملا نمیکنه؛ بلکه تمام آدمهایی رو که با اون راز زندگی کردن، زیر سؤال میبره. گاهی چیزی که سالها اسمش رو "وظیفه" گذاشتی، فقط ترسیه که اونقدر بهش وفادار موندی تا دیگه نتونی فرق بین انتخاب و اجبار رو بفهمی. گاهی هم گذشته چیزی نیست که پشت سرت جا گذاشته باشی؛ چیزیه که هر روز باهاش تصمیم میگیری، بدون اینکه بدونی هنوز داره به جای تو حرف میزنه. و شاید ترسناکترین بخش حقیقت این نباشه که بفهمی چه اتفاقی افتاده؛ این باشه که بفهمی اگر اون حقیقت رو از اول میدونستی، شاید هیچوقت تبدیل به آدمی نمیشدی که امروز براش اینهمه جنگیدی. گاهی اوقات نیازه که یهسری از پروندهها بسته بمونن، نه به دلیل اینکه جواب ندارن؛ بلکه چون جوابشون آدمی رو که سوال رو پرسیده، دیگه به همون آدم قبلی برنمیگردونه.
286
اسلی کردی عزیز جان ♡
حس کم توقعی و کم توجه ای داشتن از کسی که ۱۰۰ ت رو براش میزاری ولی جوابی دریافت نمیکنی از هر حسی بد تره ! اینکه شاید اصلا مفید نبودی ..شاید اشتباه میکردی و از دید خودت بهش لطف میکردی و کمکش میکردی و یارش بودی ...
و این درد زمانی بد تر هم میشه که از کسی که دوستش داری ببینی!
باید بگم که متاسفانه درک کردم -
خسته نباشی عزیزم ♡
286
Repost from N/a
ﻣﻦ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩﯼ، ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ؛ ﻫﻢ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ، ﻫﻢ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﺮﺩﯼ.
ﺍﻣﺎ ﻣﯽﺩﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﺩﻟﻤﻮ ﻣﯽﺳﻮﺯﻭﻧﻪ؟
ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ. ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯽ، ﺍﺻﻼً ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﺒﻮﺩ. اﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺮﺍﺕ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻡ.
ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺎﻧﻢ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﺬﺍﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﻏﺮﻕ ﺷﯽ، ﻭ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽِ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﻪ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﻠﻪﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﻪ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﺪﯾﺪﯼ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﺘﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯼ.
286
قلم زیباو دلنشینی داری عزیز جان!
من هنوز دوستش دارم؛ فقط دیگر آرزو نمیکنم مال من باشد. گاهی دوست داشتنِ واقعی همین است… اینکه بگذاری کسی برود، حتی وقتی تمام وجودت هنوز به ماندنش التماس میکنداین یعنی عشق واقعی ! بعضی هایی که بعد از یک کار اشتباه معشوق خودشون ،رابطه رو پایان میدن و اسم حس شون رو عشق میزارن رو درک نمیکنم ! چون هرچه هم معشوق اشتباه کند یا عاشق ش رو ترک کند ،بازهم عاشق عاشق میماند ! دیدگاه یکسانی داریم و این منو متاثر کرد ؟! خسته نباشی عزیز جان :) امیدوارم به نوشتن ادامه بدی و بزاری از این قلم زیبات بهره ببریم ؟ ♡
