False Hope?!
Open in Telegram
Hi cherry 🍒 افتخار میدی خواننده ی دلنوشته هایم بشی؟! Talk to rain :) http://t.me/HidenChat_Bot?start=6376816841
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
286
Subscribers
No data24 hours
-817 days
-5730 days
Posts Archive
286
اینقدر فرست بودی که من هنوز ویرایش ها رو کامل نکرده بودم 😂 سرعت عملت خیلی بالاست عزیز جان :)))))
مرسییی ازتت :))
286
این شهر، برایِ من دیگر یک مکانِ جغرافیایی نیست؛ تالارِ آینههایی است که هر کدام، تصویریِ ناقص و کجومعوج از تو را در خود قاب کردهاند. هر بار که غریبهای از کنارم میگذرد، چشمانم ناخودآگاه مثلِ یک کارآگاهِ خسته ، شروع میکند به کاویدن؛ به دنبالِ یک امضایِ بصری.
آیا آنکه از روبرو میآید، همان گرهِ ابرویِ تو را دارد؟ صدایِ خندهیِ آن دیگری، طنینی از همان بمِ آشنایِ کلامِ تو را در خود پنهان نکرده است؟ به محضِ اینکه شباهتی، هرچقدر ناچیز و گذرا، میانِ رهگذری و تو پیدا میکنم، قلبی که مدتهاست به خاموشی خو کرده، لرزهای کوچک به خود میگیرد؛ نه از سرِ عشق، که از سرِ یک توهمِ آنی.
و چه مضحکهیِ حقیری است این وضع! من در میانِ مردم، دارم برایِ خودم تکه-معشوق میسازم. از یکی، نگاهِ تو را وام میگیرم؛ از دیگری، طرزِ ایستادنِ تو را؛ و از سومی، نحوهیِ نگاه کردنش به دوردستها را. من دارم یک غولِ فرانکشتاین از خاطراتِ تو در ذهنِ غریبهها میسازم تا فقط بتوانم لحظهای بیشتر به تو فکر کنم.
آدمهایِ جدید، همگی برایِ من حکمِ «ماسک» را دارند؛ ماسکهایی که من به زور رویِ صورتشان میکشم تا لحظاتی، آن «نبودنِ تو» را به تأخیر بیندازم. اما حقیقت، مثلِ سیلی به صورتم میخورد؛ همان لحظهای که آن غریبه دهان باز میکند تا سخنی بگوید، یا نگاهش را به سمتی میچرخاند که هیچ شباهتی به تو ندارد، آنجاست که بساطِ این نمایشِ مضحک فرو میریزد.
من به جرمِ این شباهتهایِ خیالی، به غریبهها نزدیک میشوم و به خاطرِ نبودنِ مطلقِ تو در وجودشان، آنها را پس میزنم. میبینم که چقدر مضحکم؛ دارم در خیابانها، پیِ سایهای میگردم که خودش هم نمیداند کجا گم شده است. هنوز هم دنبالِ نشانههایِ تو در دیگرانم، در حالی که خوب میدانم تو دیگر نه در هیچ لبخندی هستی، نه در هیچ صدایی.
من ماندهام و این کلکسیونِ چهرههایِ ناقص که هیچکدامشان تو نمیشوند؛ و با این حال، دست برنمیدارم. این، یعنی غرق شدن در مردابی که خودم برایِ خودم کنده بودم، و حالا در تکتکِ رهگذران، به دنبالِ طنابی میگردم که بندِ آن، سالهاست بریده شده است.
286
https://t.me/omidvahifiction/988
دورت بگردم من خیلی مهربونی میخورمت😭😭😭😭🤏🏻
آره آره میخوام بذارم رابطه سر تایم خودش تموم بشه که حسرت نشه برام چرا تلاش نکردم
286
این بده :)))
اگر احساس میکنی داری اذیت میشی ،تموم کننده خودت باش:)
و اینو بدون که من طرف تو ام ؛)
مطمئن ام قلب مهربونی داری و حتما پارتنرت خوش شانسه که فرصت بودن کنارت رو داشته !
اگر هم همچنان لیاقتت رو داشته باشه میمونه کنارت :)
پس بزار زمان مشخص کنه برات ♡
286
https://t.me/omidvahifiction/980
کاش رابطمون جوری بود که بتونم بگم اینو ولی نیست
و احتمالا نفسای آخر رابطس..
