Survivor guilt
Open in Telegram
زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. @Survivorebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
143
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-8930 days
Posts Archive
نسل ما یه نمونهی بارز از ادامهدادن و امیده، هر بار متعجب میشم که چقدر ظرفیت داریم و چقدر در اوج نا امیدی باز هم ادامه میدیم.
تکتک این کلماتو زندگی کردم و با تمام وجودم حسش کردم. آره، تنهایی نمیشه مسیر دو نفره رو ادامه داد، تنها نمیشه، شدنی نیست. از یه جایی به بعد فقط باید رها کنی و بری.
Repost from ساقی
من آدم تلاشگریم، ولی اتفاقا از یه جایی به بعد تو زندگیم به هر چیزی که درحال فروپاشی بود فقط نگاه کردم و منتظر پایانش شدم. چون از یه جایی به بعد دیگه فهمیدم یه نفری نمیشه، یه نفری نمیشه یه ارتباط رو حفظ کرد، نمیشه فقط یه نفری محبت کرد، نمیشه فقط یه نفری از حال کسی خبردار بود، نمیشه فقط یه نفری تلاش کرد، نمیشه فقط یه نفری با همه سختیا جنگید، نمیشه فقط یه نفری اهمیت داد، اصلا راه نداره، نمیشه که نمیشه. آدم تهش زیر فشار این یه نفری بودنا، با باقی ویرانهها له میشه.
Repost from ساقی
دیشب با کلی ذوق وسط صحبتای جدی و کلی آدم غریبه گفت: راستی، نامزد کردم، از وقتی پارتنرم رسما وارد زندگیم شده این سختیا رو خیلی راحتتر تحمل میکنم. دوباره برگشت به حالت جدی مکالمه، یهو وسطش میگفت باید با همسرم هماهنگ کنم، همسرم اطلاع داره، همسرم کنارم بوده، همسرم، همسرم، همسرم. همه از جو جدی خارج شده بودیم و با لبخند نگاهش میکردیم. یاد وقتی افتادم که هنوز نامزد نکرده بود و همش میگفت، پیش پارتنرم بودم، باید با پارتنرم هماهنگ شم، از پیش پارتنرم اومدم، پارتنرم، پارتنرم، پارتنرم. میخوام بگم، اون تصورات غلط رو بریز دور، این مرد نه صورت فوق جذاب داشت نه قد خیلی بلند نه هیکل خیلی خفن. یه مرد با یه قیافهی مردونه، هیکل ساده، و قد متناسب، اما دلش پر بود از عشق، احترام، ذوق، و میل به تلاش زیاد برای ساختن زندگی خوب با همسرش. این مرد بازم بهم ثابت کرد شخصیت و اخلاق و احترامی که برات یه فرد قائله، مهمتر از ملاکهای ظاهری سختگیرانهس.
Repost from le vent nous portera
+ دیگه به چیزی فکر نمیکنم. درونش فرو میرم و همون لحظه که در موقعیتش قرار میگیرم کاری میکنم. کل زندگیم رو همینطوری پیش بردم. ترجیح میدم در حرکت و جریان بمیرم تا در سکون و مردابشدن.
