en
Feedback
"SON ᵒᶠ GOD ᵃʳᵗ ᵍᵃˡˡᵉʳʸ🎣"

"SON ᵒᶠ GOD ᵃʳᵗ ᵍᵃˡˡᵉʳʸ🎣"

Open in Telegram

به نام خدا. Welcome.:> and be kind 😇 . Set with: https://t.me/leoras_art . 14yo/she/Christian چنل چالش: https://t.me/chsonofgod

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
674
Subscribers
-424 hours
-147 days
-1730 days
Posts Archive
God bless them🙏

Miss Nikki Her and her taste in jewelry woven clothing istg.. This woman will request the smallest pins attached to her cloth
+1
Miss Nikki
Her and her taste in jewelry woven clothing istg.. This woman will request the smallest pins attached to her clothing for a pop of color yet keap it simple..and still manage to have this sort of elegant glamour! #oc #nikki

خدا به راه راست هدایتشون کنه🙏🏼

خدا راهنماییشون کنه🙏

دقیقا من و یاسمن مظلوم

بچه ها "چرا من؟" حیلی از "چرا من نه؟" عذاب آور تره

Repost from Ella
Commission✨️
Commission✨️

Repost from Velvet Rot
Hua Cheng and Xie Lian.🍡
Hua Cheng and Xie Lian.🍡

میشه تعریف نکنی انتقاد کنی؟

چالش حمایتی💜 این پیام رو به همراه این نقاشی از اسکارت نینی رو چنلتون فور کنید و یه آرت مشخص کنید که فور کنم اینجا و ازش تعریف کنم💕✨️ لیمیت : تا فردا ۲ ظهر

شاید باورتون نشه دو هفته بود چنلا رو چک نکرده بودم

This is NOT the baby🙅‍♂🙅‍♂🙅‍♂
+1
This is NOT the baby🙅‍♂🙅‍♂🙅‍♂

"Characters lore part 3" Savanta Zhoper ساوانتا تو مراسم های ارتشی که به عنوان دنسر اونجا حضور داشت از لوکاس خوشش میاد، و باه
+3
"Characters lore part 3"
Savanta Zhoper
ساوانتا تو مراسم های ارتشی که به عنوان دنسر اونجا حضور داشت از لوکاس خوشش میاد، و باهم ازدواج میکنن. ساوانتا برخلاف احساسات لوکاس خیلی زن منطقی، خشن و تقریبا بی احساسیه و بسیار هم هرزه است. ساوانتا بخاطر شغل لوکاس که زیاد نمیتونست همسرش رو ببینه و بیشتر مواقع لوکاس ماموریت میرفت مسکو اون شبا تنها بود و ازین موضوع خیلی شاکی بود که نمیتونست کنار لوکاس باشه. برای همین با یه مرد دیگه آشنا شد و هرشب که لوکاس شیفت یا ماموریت بود ساوانتا اون مرد رو به خونه لوکاس میاورد. یک شب که اونا پیش هم بودن متاسفانه لوکاس زودتر از شیفت مرخص میشه و میاد خونه و این دوتارو باهم میبینه و بشدت قاطی میکنه و با اون مرد درگیر میشه. ساوانتا میاد جلوی لوکاس رو میگیره و اون مرد غریبه فرصت پیدا میکنه و فرار میکنه و لوکاس بخاطر این کار ساوانتا از صورت ساوانتا میزنه؛ اما ازین کارش پشیمون میشه. ساوانتا هم مظلوم نمایی میکنه و لوکاس هم از عصبانیت میگه که از هم جدا بشن تا دیگه هیچوقت اونو نبینه. ساوانتا هم ازش جدا میشه و میره پیش خلاف کارا (همون مردی که باهاش به لوکاس خیانت کرد)
#Story #Savanta