"SON ᵒᶠ GOD ᵃʳᵗ ᵍᵃˡˡᵉʳʸ🎣"
Kanalga Telegram’da o‘tish
به نام خدا. Welcome.:> and be kind 😇 . Set with: https://t.me/leoras_art . 14yo/she/Christian چنل چالش: https://t.me/chsonofgod
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
673
Obunachilar
+124 soatlar
-117 kun
-930 kun
Postlar arxiv
Repost from 🕯️˚ ⋆ Honora’s Corner
+1
Miss NikkiHer and her taste in jewelry woven clothing istg.. This woman will request the smallest pins attached to her clothing for a pop of color yet keap it simple..and still manage to have this sort of elegant glamour! #oc #nikki
Repost from ❦・゚:*𝔭𝔲𝔯𝔭𝔩𝔢 𝔥𝔞𝔦𝔯 𝔩𝔞𝔡𝔶*:・゚❦
چالش حمایتی💜
این پیام رو به همراه این نقاشی از اسکارت نینی رو چنلتون فور کنید و یه آرت مشخص کنید که فور کنم اینجا و ازش تعریف کنم💕✨️
لیمیت : تا فردا ۲ ظهر
Repost from Раз и навсегда
+3
"Characters lore part 3"
Savanta Zhoper
ساوانتا تو مراسم های ارتشی که به عنوان دنسر اونجا حضور داشت از لوکاس خوشش میاد، و باهم ازدواج میکنن. ساوانتا برخلاف احساسات لوکاس خیلی زن منطقی، خشن و تقریبا بی احساسیه و بسیار هم هرزه است. ساوانتا بخاطر شغل لوکاس که زیاد نمیتونست همسرش رو ببینه و بیشتر مواقع لوکاس ماموریت میرفت مسکو اون شبا تنها بود و ازین موضوع خیلی شاکی بود که نمیتونست کنار لوکاس باشه. برای همین با یه مرد دیگه آشنا شد و هرشب که لوکاس شیفت یا ماموریت بود ساوانتا اون مرد رو به خونه لوکاس میاورد. یک شب که اونا پیش هم بودن متاسفانه لوکاس زودتر از شیفت مرخص میشه و میاد خونه و این دوتارو باهم میبینه و بشدت قاطی میکنه و با اون مرد درگیر میشه. ساوانتا میاد جلوی لوکاس رو میگیره و اون مرد غریبه فرصت پیدا میکنه و فرار میکنه و لوکاس بخاطر این کار ساوانتا از صورت ساوانتا میزنه؛ اما ازین کارش پشیمون میشه. ساوانتا هم مظلوم نمایی میکنه و لوکاس هم از عصبانیت میگه که از هم جدا بشن تا دیگه هیچوقت اونو نبینه. ساوانتا هم ازش جدا میشه و میره پیش خلاف کارا (همون مردی که باهاش به لوکاس خیانت کرد)#Story #Savanta
