en
Feedback
توت‌فرنگی آکادمیک

توت‌فرنگی آکادمیک

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 315
Subscribers
+1424 hours
+267 days
+4630 days
Posts Archive
ای خداااا💞🍓

Repost from N/a
photo content

ادا💞💘🎀
ادا💞💘🎀

بچه‌ها اگر که مک‌بوک دارین من یه سوال دارم، اول اینکه ورد رو چیکار می‌کنید؟ چون مال من حتما باید عضویت بخرم و دوم اینکه متن فارسی رو چطور تایپ می‌کنید؟ روی WPS ترتیبش به هم می‌خوره.

دو سه روزه دندون درد دارم و تصمیم گرفتم برم بیمارسنان. این نزدیک‌ترین به دانشگاهم بود. یه بخش بین‌الملل هم داشت که انگلیسی حرف می‌زدن. اول رفتم اونجا خانمی گفت هزینه ویزیت می‌شه پونصد یوان :)))) سیزده میلیون :)))) گفتم خب بذار فکرامو‌ بکنم. رفتم از پذیرش چیتی پرسیدم کلینیک دندون کجاست، رفتم پیداش کزدم و نوبت گرفتم شد ۲۵ یوان😭😭 شصت هفتاد هزار تومن😭

photo content
+1

وای بچه‌ها ما ترم پیش یه کلاس ادبیات جهان داشتیم که بهترین کلاس دنیا بود واقعا. جمعیت کلاس صد و بیست نفر بود. بعد یه سری بحث تاثیر حافظ روی گوته شد. من دست بلند کردم و چندتا مورد به بحث اضافه کردم که استادم خیلی دوست داشت و خوشش اومد و گفت یه مقاله بنویسم. بعد جلوی اون همه ادم حرف زدن استرس داره خب. منم هول شدم اخراش، می‌خواستم از استاد هاروارد، مارتین دمراش نقل‌قول کنم و اشتباهی اسمش رو گفتم «مایکل شوماخر»😭😭😭

من هم‌سنش بودم نهایتا اسمات هری استایلز و لویی تاملینسون می‌خوندم بعد این بچه هروقت می‌خواد داستاناشو تعریف کنه یه عالمه الفا و امگا و بتا و فلان ردیف می‌کنه پشت هم ادم نمی‌فهمه چی به چیه.

محتوای مانهوایی که خواهرم مصرف می‌کنه تراماتایزینگه.

ببخشید فوتباله یا فرمول یک؟

تیشرت اسپا در پس‌زمینه🫶🫶🫶
تیشرت اسپا در پس‌زمینه🫶🫶🫶

ولی سری قبلی که لوییز رو فرستادیم بره خیلی اذیت شدم. لوییز صمیمی‌ترین دوست غیر ایرانی‌مه و عجیب صمیمی شدیم با هم. سه بار فکر کنم گریه کردم، و این در حالیه که من سر مهاجرت خودم کلا دوبار گریه کردم طی یک ماه :)))) یک مقدار فرودگاه و خداحافظی کردن داره اذیتم می‌کنه. می‌دونم بهای ماجراجویی و دوست‌های جدید پیدا کردن همین حداحافطی‌هاست و به خودم یاداوری‌ش می‌کنم، ولی خب، سخته کمی.

تو راه برگشت هم بستنی خوردیم چون دلمون برای دنی تنگ می‌شه و ناناحن هستیم🫶

رفتیم فرودگاه دنی رو بفرستیم بره خونه‌شون. دو ماه می‌ره مکزیک و برمی‌گرده. من و رافا تابستون می‌مونیم شانگهای. تو ذهنم بخشی ا
رفتیم فرودگاه دنی رو بفرستیم بره خونه‌شون. دو ماه می‌ره مکزیک و برمی‌گرده. من و رافا تابستون می‌مونیم شانگهای. تو ذهنم بخشی از همیلتون پخش می‌شه: There’s nothing like summer in the city. زود رسیدیم فرودگاه. یه قنادی پیدا کردیم که نون داشت. نون توی چین خیلی رایج نیست و پیدا کردن نون خوب یکم سخته. بیگل رو امتحان کردم و واقعا دوست داشتم، به خصوص طعم پنیر و سیر. یکم حرف زدیم و کلی خندیدیم. دنی خیلی منطقی و بادرکه، واقعا دلم براش تنگ می‌شه. تو راه برگشت رافا می‌گه هایپرفیکسیشن اخیرش خط میخی بوده :))) هفته پیش ازم پرسید قبل حمله اعراب فارسی رو چطوری می‌نوشتین و گفتم خط میخی بوده، یک هفته‌ست درباره‌ش مقاله خونده و تو یوتیوب چرخیده. بامزه :)))

محتوایی که برای دوستام تولید می‌کنم:

Repost from N/a
Video message00:08

Repost from N/a
Video message00:25