Faded Memories
Open in Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
899
Subscribers
-324 hours
-257 days
-630 days
Posts Archive
میخوام یه مدت طولانی دوستت داشته باشم
اونقدر که اسمت آرومآروم با همهی خاطرههام گره بخوره.
هر وقت دنیا خستهت کرد، آغوشم اولین جایی باشه که بهش پناه میاری.
اگر زخمی شدی، مرهمت میشم
اگر غمگین شدی، دلیل لبخندت.
فقط بذار کنار تو باشم
بقیهی زندگی، خودش راهشو پیدا میکنه.
چه بی حساب آرامش خودمان را فدای بیشعوری دیگران کردیم. برای آدمهایی که نه ارزش توضیح داشتن و نه لیاقت ناراحتی.
ما آدمهای خوبی بودیم همچنان که خودمان در بدبختی و تاریکی دست و پا میزدیم، برای بدبختی و تاریکی همدیگر غصه میخوردیم، ما آدمهای خوبی بودیم که اتفاقات خوبی برایمان نیفتاد عزیز قلبم.
من پذیرفته ام که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناگاهی باشیم تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند.
تنها پشیمونیای که بعد از هر قطع ارتباط با تو داشتم این بوده که چرا تو مکالمهی اخر مودب و باشخصیت بودم.
چرا میای منو پرت میکنی وسط روزای خوبمون و بعدش دوباره میشی همون آدم بی رحمی که بودی؟
دیگه اینطوری شدم که از نظر بقیه مغرور و عصبی هستم، اما از نظر خودم به یه بغل نیاز دارم که توش بمیرم.
اندوه. اندوه. اندوه. اندوهِ خیلی خیلی زیاد. اندوهِ بیپایان. اندوهی که ولکن نیست. اندوهی که انگار ته نداره. اندوهی که از در میندازی بیرون از پنجره بر میگرده. اندوهی که هر روز یهذره بیشتر میشه.
