en
Feedback
‌‌‌ ‌‌‌‌‌etı - sn

‌‌‌ ‌‌‌‌‌etı - sn

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
228
Subscribers
+224 hours
-47 days
+130 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

باتم دختری با موهای روشن و بلند و چشمایی کشیده و بدنی خوش فرم دختری ایده‌آل و رویایی برای تمام پسر ها، باتم از کودکی توی خانواده ای بزرگ شده به شدت لوسش کردن و توی پر قو بزرگ شده و برای محبوبیت خانواده اش توی مدرسه هم خیلی معروفه.دختریه که به راحتی عاشق نمیشه و به تمام پسرا به چشم اسباب بازی نگاه میکنه تا اینکه تاپ وارد مدرسه میشه. پسری با موهای خرمایی رنگ و چشمای قهوه ای بدنی ورزیده و هوشی بالاتر از هرکسی ولی پسره خیلی آرومی بود و هیچ دوستی هم نداشت و از همون اول رقیب های زیادی پیدا کرده بود و حالا باتم همه جا دنبالش میرفت تا بتونه باهاش حرف بزنه و بعضی وقت ها خوش قلب بودن باتم باعث می‌شد تاپ لبخند روی لباش میاد ولی هیچوقت نشونش نمی‌داد تا یه روز وقتی یه پسره به باتم گیر میده و وقتی که دستش رو گرفته بود و فشارش میداد تاپ میرسه و با اون پسره دعواش میشه و بعدش باتم رو بغل میکنه سمت آزمایشگاه مدرسه که خلوت هم بوده میبره و روی صندلی میزارتش و تمام چیزارو میزاره کنار و با خجالت جلو میره و باتم رو میبوسه ولی زود خجالت زده عقب میکشه و راهش رو میکشه و از آزمایشگاه میره بیرون ولی خب باتمم از اون خوشش میاد پس سعی میکنه دنبال موقعیتش بگرده تا بتونه اون پسر آروم رو مال خودش کنه و اگر این کارو میکرد کار خودشم راحت تر میبود پدرش میخواست باتم ازدواج کنه با پسر بزرگ یه خانواده ای و اون خانواده،خانواده ی تاپ بودن و برادر بزرگتر تاپ ولی باتم از اون پسر آروم و نرد و هیکلی خودش خوشش میومد پس تمام تلاش خودش رو میکنه
    ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ― ☆‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  mınd Locker !¡ ‌ ‌ ‌____ t.me/etoilesrub      #st

sticker.webp0.00 KB

باتم برای امروز خیلی هیجان زده بود چون قرار بود بعداز چندوقت کار بی‌وقفه بالاخره دوست صمیمیش یعنی تاپ رو ملاقات کنه توی بار خود تاپ که حدودا دو ماه بود باز شده بود ولی باتم انقدر سرش شلوغ بود که وقت نمی‌کرد حتی برای نیم ساعت به اونجا سر بزنه و فقط برای تبریک گلدون فرستاده بود. بالاخره رسید باری با تم بنفش که وقتی واردش میشدی صحنه ی رقص و میله هایی که برای اجرا های مخصوص بودن دیده میشدن باتم سمت بارمن میره که ازش سوال بپرسه ولی توی همون لحظه دستی دور کمرش حلقه میشه و بین بازو های بزرگی گره میخوره و با بو کردن اون فرد مطمئن میشه اون دوستشه تاپ. تاپ اونو به اتاق خصوصی خودش توی بار میبره جایی که هرکسی اجازه ی ورود نداره و چندنوع نوشیدنی میگه براشون بیارن و شروع میکنن به خوش و بش و باتم بدجوری مست میشه و تاپ زیر چشمی بهش خیره میشه و با فکر اینکه اون الان توی حال خودش نیست دستشو زسر چونه اش میبره و لباش رو روی لب های باتم میزاره و بالاخره میتونه کسی که حداقل ۱۰ ساله روش کراشه رو ببوسه ولی باتم برای لحظه عقب میکشه و تاپ میفهمه اون کاملا هوشش سرجاش بوده و استرس میگیره و وقتی میخواد بلند بشه باتم دست هاشو روی شونه اش میزاره و خودش رو کمی بالا میکشه و به تاپ نزدیک میکنه و لباش رو دوباره روی لب های تاپ قرار میده و بوسه‌ی عمیقی رو شروع میکنه رو این بار از سمت خودش شروع می‌کنه
    ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ― ☆‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  mınd Locker !¡ ‌ ‌ ‌____ t.me/etoilesrub      #bl

sticker.webp0.00 KB

nd ın more detail #bl , #st , #gl

unknown nıl , kalın __ for ur request

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.00 KB