en
Feedback
‌‌‌ ‌‌‌‌‌etı - sn

‌‌‌ ‌‌‌‌‌etı - sn

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
228
Subscribers
-124 hours
-87 days
+130 days
Number of Posts

Data loading in progress...

Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by

Data loading in progress...

Publication analysis
Posts
Views dynamics
🎁 فـور کـن چـنـلـت ایـنـجـا و اسپـانـسـر جـویـن بـاش تـوی فـولـدر بـزارمـت +𝟣𝟢𝟢 جـذب تـقـدیـمـتـون کـنـم🎁🎁 شات جوینیتون توی اسپانسر + تگ چنلتون رو حتما بفرستید این بات .
18000Loading...
sticker.webp
25000Loading...
بعد ورود انیگما به اون عمارت بزرگی که متعلق به عموی امگا بود ، امگا همون روز متوجه استخدام شدن اون بادیگارد شده بود و مطمئن بود قراره به شدت باهاش لج داشته باشه اما با فکر به اینکه ممکنه بادیگاردش یک الفا باشه چشماش از ذوق برق زدن و ساید همیشه هورنی‌ش براش تصمیم می گرفت . انیگما راه زیادی رو برای اومدن به سئول طی کرد و بود برای استراحت به اتاقی که بهش داده بودن رفت و بدون بستن در پشت پاراوات مشغول تعوض لباساش شد و امگای کنجکاوی که برای دیدن اون بادیگارد لحظه شماری می‌کرد بلاخره وارد اتاق شد و به سایه اون مرد نگاهی انداخت وقتی دستش به داخل پاراوان کشیده شد از دیدن هیکل فرد مقابلش لحظه ای نفس کشیدن رو فراموش کرد ؛ قطعا یک آلفا بود - تو بتایی ؟ اولین حرف از زبون امگا شنیده شد و فقط خواست سوالی برای مطمئن شدن از اون انیگمای روبه‌روش بپرسه که باعث شد ابروهای مرد روبه‌روش بالا بره + و اگه باشم ؟ انیگما در جواب لب زد و امگایی که به کل نا امید شده بود از اون اتاق بیرون زد ، اون قطعا قرار نبود وقتشو با بتایی حروم کنه که تصور می‌کرد قراره بادیگاردش یه الفایی باشه که دور از چشم عموش براش به زانو دربیاد امگا بی‌اهمیت به اون اِنیگمایی که توی ذهنش برای خودش بتاش کرده بود درحال برنامه ریزی برای رفتن با کلاب شبانه دوستش بود ، امگای مو بلوند تصور می‌کرد در رفتن از مشام گرم اون انیگما راحته ؟!     ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ― ☆‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  mınd Locker !¡ ‌ ‌ ‌____ t.me/etoilesrub      #bl
621371Loading...
+1
No text...
62000Loading...