etı - sn
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
228
Subscribers
+224 hours
-47 days
+130 days
Posts Archive
تاپ رازی رو با خودش حمل میکنه یعنی چی میتونه باشه این رازی که پسر بدبوی ما با خودش حمل میکنه؟ اون نمیتونه به هیچکسی اعتماد کنه تا اینو بهش بگه ولی خب برادرش میتونست گزینه ی خوبی باشه؟ باتم پسری که شیرینه و برای هیونگش همه کار میکنه پس میتونه گزینه ی منطقی باشه راز تاپ رک هیچکس نمیدونست چون بخاطر پدر و مادرش تا الان ریسک نکرده بود و به کسی بگه و همیشه سعی میکرد با دخترا هندلش کنه ولی بیشتر از این چیزا بود اون دوست نداشت با دخترا سکس داشته باشه اون برادر کوچیک ترش به چشمش دلربا میومد پس کاره خودش رو میکنه. یه روز که پدر و مادرشون خونه نبودن و رفته بودن به سفر تاپ دره اتاق باتم رو میزنه و میره داخل کنارش روی تخت میشینه و باتم مثل همیشه اون شلوارک و رکابی رو تنش کرده تاپ با استرس شروع میکنه به گفتن قضیه و وقتی فکرمیکنه باتم ترسیده و میخواد عقب بکشه بلند میشه و میره سمت در ولی همون موقع است که باتم بلند میشه و دستش رو میگیره میکشه و تکیه اش میده به در و شروع میکنه به وحشی بوسیدن لب های هیونگش . ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #bl
تاپ دکتر سرشناسیه که نه تنها بین کادر درمان بیمارستان، بلکه توی رسانه هم بسیار محبوبه تاپ ، موفق شده بود پشت چهره محبوب و مشهورش، ساید دارک و سادیسمیش رو مخفی کنه باتم دختر یتیمی بود که به خاطر هزینههای زندگیش توی هتل معروفی مشغول به کار شده بود اما خبر نداشت که این هتل علاوه بر خدمات معمولی به مهمانان ویآیپی خدمات جنسی خاصی ارائه میده شبی که تاپ توی اون هتل اقامت داشت باتم در اتاق اون مرد رو برای نظافت میزنه، اما تاپ که کمی قبلترش سفارش یک اسلیو رو داده بود باتم از همه جا بیخبر رو با اون اشتباه میگیره مهم نبود باتم چقدر تقلا کنه، طعم بدن دست نخوردهی اون دختر حسابی به مذاقش خوش اومده بود ! ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #st
تحمل اون دعوای شدید برای هردوشون خیلی سخت بود ولی هردوشون میدونستن که باتم ما کینه ای تر از این حرفاست و قرار نیست کوتاه بیاد با اون اتفاقاتی که افتاد. تاپ و باتم زوج هایی هستن که به تازگی باهم وارد رابطه شدن بعد از ۳ سال آشنایی و دوستی تصمیم گرفته بودن رابطه اشون رو جدی کنن چون همه و حتی خودشونم میدونستن که نمیتونن فقط دوتا دوست باشن ولی به شدت هردوشون لجبازن و دیشب وقتی توی بار بودن باتم برمیگرده به تاپ میگه تو جرعت نداری به جز من با یکی دیگه باشی و تاپ توی بار سمت یه دختر دیگه میره و طوری وانمود میکنه که انگاری داره میبوستش بعد از اینکه از بار برگشتن باتم هیچ حرفی نمیزد و بعدش دعواشون شد و شب رو با دعوا سپری کردن، ولی الان صبح شده و باتم با اون شلوارک کوتاه خوابیده و مردش گوشه ی دیوار داره نگاهش میکنه چقدر دیگه میتونه دووم بیاره؟ معلومه که نمیتونه و جلو میره و درحالی که باتم خوابه شروع میکنه به بوسیدن بدنش و .. ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #bl
همسایه ی بالایی که چندروز بود اومده بود بدجوری جذاب بود یه دختر با استایل مسک و موهای بلند لخت و صورت کشیده و چشم و ابرو مشکی باتم بدجوری دلش میخواست باهاش صحبت کنه برای همین یه روز رفت دم خونش با یه گلدون و شیرینی و وقتی درو باز کرد تاپ با نیم تنه و شلوار رو به روش قرار گرفته بود و باتم با دیدن تاپ سرش رو پایین انداخت و لپاش قرمز شد و تاپ باتم رو دعوت کرد تو و باهم آشنا شدن و قرار شد با محله اشناش کنه و اون روز برخلاف انتظارشون خیلی صمیمی شدن . چند ماهی میگذشت که باهم در ارتباط بودن و یه شب به زور دوستای باتم با پسری که روی باتم کراش بودن رفتن بار و باتم تاپ روهم همراه خودش برد و وقتی برگشتن خونه باتم جلوی تاپ رو گرفتن و ازش پرسید چرا انقدر تو خودش بود و وقتی این بحث باز کرد بحثشون شروع شد و تاپ بهش گفت تو که با اون پسره داشتی حال میکردی و همون موقع بود که باتم زد توی صورتش و روش رو برگردوند تا وارد خونه بشه و وقتی میخواست درو پشت سرش ببنده پای تاپ مانع بستنش شد و به زور وارد خونه شد که چون در رو هُل داده بود باعث شد باتم که پشت در بود بیوفته روی زمین و مشروب هایی که خورده بود کاره خودشون رو کرده بودن و باتم حتی نمیتونست از جاش بلند بشه و تاپ وقتی جلو میره که بلندش کنه باتم دستش رو میکشه و باعث میشه تاپ هم بیوفته و بوسه ای بینشون شکل بگیره... ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #gl
