etı - sn
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
227
Subscribers
-224 hours
-67 days
-130 days
Posts Archive
دکتر جدیدی که وارد شهر شده بود باعث شده بود تمام توجه ها سمتش باشه حتی توجه رئیس اصلی بزرگترین مزرعه که بیشتر زمین های شهر برای اون بود دختری با موهای بلند و روشن بدنی ورزیده و قدی بلند دختری که روی پای خودش وایساده بود و بعد از مرگ پدرش تمام چیزایی که براشون مونده بود رو خودش به تنهایی میچرخوند و حالا با ورود دکتر جدید بدجوری چشمش رو گرفته بود تا روزی که وقتی سوار اسبش بود و توی شهر قدم میزد با ورود یک موتور با سرعت بالا اخماش توهم میره اون موتور کل محوطه مزرعه رو میچرخه و با رسیدن به تاپ درست جلوی اسب اون میایسته موتور سوار کلاهش رو درمیاره و تاپ با دختر قد کوتاه با موهای کوتاه رنگی رو به رو میشه که برخلاف چشم های آرومش قیافه ی خیلی شیطونی داشت و قبل از اینکه حرفی بزنه اون دختر خودش رو معرفی میکنه و معذرت خواهی میکنه و معلوم میشه که خواهر دکتر جدیدمونه و حالا رئیس بین دوتا خواهر گیر افتاده که به مرور معلوم میشه خواهر کوچیک تر هم به اون علاقه داره برعکس خانم دکتر خواهر کوچیک تر دکتر خیلی دوروبر رئیس میپلکید و حتی سعی داشت کمکش کنه رئیس مخ خواهرش رو بزنه تا اینکه یه روز وقتی توی اصطبل تنها بودن از فرصتی که بلاخره گیرش اومده استفاده میکنه و به تاپ نزدیکه میشه و .. ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #gl
تحملکردن یک ازدواج کاری و همسری کنترلگر، برای سه سال جزو دستآوردهایی بود که باتم میتونست در ازاشون مدال طلایی طلاق رو دریافت کنه؛ اما فقط چند روز مونده به دادگاه پایانی که تاپ مست از کلاب به خونه برمیگرده و بدون اینکه اهمیتی به خواسته باتم بده با اون میخوابه و حتی ناتش میکنه. اون شب تاپ بخاطر مستی چیزی از باردار کردن باتم توی ذهنش نمیمونه و باتمم بدون اینکه اهمیت بده بارداره یا نه فقط برای آزاد شدن از این زندگی هیچی به زبون نمیاره ، حالا یک سال از جدا شدن این دوتا گذشته و تاپ وقتی به طور تصادفی باتم رو توی کافهای میبینه که مشغول به کار و چند باری تعقیبش میکنه متوجه اون بچه تو زندگی باتم میشه و فکر میکنه باتم تو این مدت کم با شخص دیگهای ازدواج کرده و انقدر زودم بچهدار شده ، وقتی عصبانیت جلوی چشماش رو میگیره یه شب که باتم درحال تلاش برای خوابوندن دختر چندماهش بود صدای در به گوشش میرسه و بیخبر از تعقیبای تاپ در رو باز میکنه و تاپ بدون معطلی وارد خونش میشه و .. ― ☆ mınd Locker !¡ ____ t.me/etoilesrub #bl
