en
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Open in Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
843
Subscribers
-724 hours
-387 days
+1330 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+186
in 40 channels
August '26
+303
in 77 channels
Get PRO
July '26
+866
in 52 channels
Get PRO
June '260
in 49 channels
Get PRO
May '26
+9
in 3 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 September0
17 September+3
16 September+15
15 September+3
14 September+2
13 September+1
12 September+2
11 September+36
10 September+16
09 September+29
08 September+2
07 September0
06 September+41
05 September+2
04 September+7
03 September+6
02 September+11
01 September+10
Channel Posts
photo content

2
میون موج دِریا خونه‌ی مو...
74
3
ممنونم ناناز!😭💘
19
4
https://t.me/DeryaDerrya/3280
https://t.me/DeryaDerrya/3280
15
5
ولی آخرین جمعه‌ی تابستون نباید اینطوری می‌گذشت.
40
6
این پیام و پست مورد علاقتون از کانالو فور کنید تا بیام یکی از پستای قشنگتونو فور کنم اینجا🦀
11
7
غروبا با آنشرلی..
غروبا با آنشرلی..
12
8
این‌پیامو‌فور‌کنید پیام‌چنلتون‌فضولی،وبه‌۱۵‌تاچنل استارزهدیه‌بدم⭐️ اینجا‌جوین‌باش
10
9
این پیام رو فور کنین بیام تو چنلتون بگردم یه پست خوشگل ازتون فور کنم اینجا کلی ویو بخوره. می‌تونین خودتون مشخص کنین کدوم پست باشه. چامه‌های ناگهان.
39
10
این پیام و این یا این پست رو فور کنید ازتون فور کنم🪷
36
11
+1
No text...
34
12
شالی برروی شاخه‌ی درخت، می‌رقصید. باد، بوی او را به‌ مشام می‌کشید و زمزمه می‌کرد؛ «بگذار تنها مشامِ این برگ‌ها از بوی تو پر نشود! بگذار بیش از این برقصانمت!» و دختری از محوطه فریاد زد؛ «ببار ای نم‌نمِ باران!» باد نگاهِ ملتمسش را به جانِ آن پارچه انداخت. پارچه‌ای که به سرخیِ خون بود و به آزادیِ روایت. دختر بال‌های نامرئی‌اش را می‌گشود و ترانه می‌خواند. اما قدم‌هایش بر موزاییکِ خیس رد نمی‌انداخت! شاید تاریخ او را ربوده بود، تاریخی که فراموش کرده بود صداها، یادها و جان‌ها تا ابد آواز سر می‌دهند! شال چشمکی به باد زد، باد آن را به سمتِ خانه‌ها سُراند و دختر همچنان قهقهه می‌زد.
37
13
این پیام + پست موردعلاقه‌تون رو فوروارد کنید چنلتون تا؛ یک پست از شما فوروارد کنم و چنلتون رو با یک کلمه توصیف کنم. همراهِ ما باشید
36
14
بووس بهتت💘
9
15
+1
No text...
473
16
sticker.webp
77
17
این پیام+این پست رو فور بزنید چنلتون، منم میام و جدیدترین پستتونو فور میزنم اینجا چند ساعت بمونه. جوین باشید🪷
37
18
«ماه افتاد تو آب؛ ماهی پرید رو ستاره ها»+1
«ماه افتاد تو آب؛ ماهی پرید رو ستاره ها»
38
19
«کاش امشب، ماه از پنجره‌ی تو می‌گذشت، بویِ چای در اتاق می‌پیچید و بخارِ فنجان‌ها آرام میانِ دست‌های ما گم می‌شد؛ کاش فاصله، برای یک شب هم که شده، راهِ خانه‌اش را فراموش می‌کرد و من در حوالیِ آغوشت، زیرِ همان ماه، آرام‌ترین جایِ جهان را پیدا می‌کردم.»
191
20
کوچیک‌ترین چیزها هم میتونن منو خوشحال کنن. کافیه کنارم باشه. مثلا یه کاری رو انجام بده و بگه برای تو کردم. برام نامه بنویسه. کتاب بخونه برام. نوشته‌های کوچیک. دستمو بگیره. مثلا اینکه ببینم طرف مقابلم هم دقیقا به همون جزئیاتی که من دوستشون داشتم توجه بکنه. یه چیز بامزه که دید بگه با دیدنش یاد من افتاده...
69