en
Feedback
⸢ 𝐚𝐛𝐬𝐨𝐥𝐮𝐭𝐞𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞 ⸥

⸢ 𝐚𝐛𝐬𝐨𝐥𝐮𝐭𝐞𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞 ⸥

Open in Telegram

بالاخره هر داستانی یه پایانی داره نه؟!'

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
502
Subscribers
-1424 hours
-867 days
+35630 days
Posts Archive
بله، منم کل این تابستونو مسافرت بودم، همش از این بگایی می‌رم تو اون بگایی.

مگه دیکتس ازم غلط بگیرن؟ اصن می‌خوام زندگی رو برعکس بگیرم.

من یا کامل تو یچیز هستم یا کلا نیستم، حد وسط ندارم متاسفانه.

به امید رویآی بوسیدنت ❤️‍🩹🫂 .

تآ تَه آسمانم سِتآری بان شآرِم . .

هنوز وِناو دلم ساکنی🪽 . .

چویلد‌ ارزش ای دردسرَ دره!

تو دلیل تپشِ قلب خستهء منی!"♥️

ما نسلی بودیم که یاد گرفت آرزوهایش را کوچک کند؛ نه چون کم‌تلاش بود، بلکه چون هر بار که خواست بلندتر بپرد، سقف کوتاه‌تر از بال‌هایش بود... چه تلخ است وقتی بزرگ‌ترین آرزویت دیگر موفقیت نیست؛ فقط یک زندگی معمولی است. خانه‌ای کوچک، شغلی آرام، لبخندی بی‌دغدغه برای خانواده، و آینده‌ای که از آن نترسی بعضی از ما هنوز مانده‌ایم؛ با چمدان‌هایی که هیچ‌وقت بسته نشدند و آرزوهایی که هیچ‌وقت فرصت شکوفا شدن پیدا نکردند. بعضی‌ها هم رفتند، اما بخشی از دلشان همیشه همین‌جا ماند شاید سخت‌ترین درد این نسل، نرسیدن به آرزوها نبود؛ عادت کردن به نرسیدن بود🖤

👼امروز 22 August، روز جهانی فرشته‌هاست.
💔روز فرشته های جوونمون که هیجدهم و نوزدهم از دست دادیم مبارک:(

نه مرگ آنقدر ترسناک است ونه زندگی آنقدر شيرين! كه انسان براى اين دو شرفش را بدهد ...

امروز 22 August, روز جهانی دل شکسته هاست.

میدونی‌ دلم‌بچگی‌هامو‌میخاد؛ دنیایی‌ک‌اون‌موقع‌داشتم‌خیلی‌قشنگ‌بود. بزرگترین‌دق‌دقم‌این‌بود‌بیشتر‌سوار‌تاب‌بمونم،نوشابه‌‌بیشتری‌بخورم،توی‌حموم‌بیشتر‌آب‌بازی‌کنم اون‌موقع‌دنیام‌خیلی‌کوچیک‌بود قد‌همون‌خونه‌بالیشتی‌ک‌تنها‌درست‌میکردم... با‌کوچیک‌ترین‌چیزا‌زیر‌خنده‌میزدم- و‌‌با‌کوچیکترین‌چیزا‌ذوق‌میکردم- ولی‌الان‌شدم‌ی‌آدم‌دلمرده; انگار‌‌ذوقامو‌با‌دستای‌خودم‌چال‌کردم خنده‌هام‌انگار‌رفتن‌سفر‌دور...؛🚶🏻‍♀️❤️‍🩹

یه ﻭﻗﺗﺍﻳﻳم ﻋﺯﺭﺍئیل ﻣﻳﺷﻫ ﻓﺭﺷﺗﻫ ﻧﺟﺍتت:)🖤