⸢ 𝐚𝐛𝐬𝐨𝐥𝐮𝐭𝐞𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞 ⸥
Відкрити в Telegram
بالاخره هر داستانی یه پایانی داره نه؟!'
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
505
Підписники
-524 години
-927 днів
+37030 днів
Архів дописів
ما نسلی بودیم که یاد گرفت آرزوهایش را کوچک کند؛ نه چون کمتلاش بود، بلکه چون هر بار که خواست بلندتر بپرد، سقف کوتاهتر از بالهایش بود...
چه تلخ است وقتی بزرگترین آرزویت دیگر موفقیت نیست؛ فقط یک زندگی معمولی است. خانهای کوچک، شغلی آرام، لبخندی بیدغدغه برای خانواده، و آیندهای که از آن نترسی
بعضی از ما هنوز ماندهایم؛ با چمدانهایی که هیچوقت بسته نشدند و آرزوهایی که هیچوقت فرصت شکوفا شدن پیدا نکردند. بعضیها هم رفتند، اما بخشی از دلشان همیشه همینجا ماند
شاید سختترین درد این نسل، نرسیدن به آرزوها نبود؛ عادت کردن به نرسیدن بود🖤
👼امروز 22 August، روز جهانی فرشتههاست.
💔روز فرشته های جوونمون که هیجدهم و نوزدهم از دست دادیم مبارک:(
نه مرگ آنقدر ترسناک است ونه زندگی آنقدر شيرين!
كه انسان براى اين دو شرفش را بدهد ...
میدونی
دلمبچگیهامومیخاد؛
دنیاییکاونموقعداشتمخیلیقشنگبود.
بزرگتریندقدقماینبودبیشترسوارتاببمونم،نوشابهبیشتریبخورم،تویحمومبیشترآببازیکنم
اونموقعدنیامخیلیکوچیکبود
قدهمونخونهبالیشتیکتنهادرستمیکردم...
باکوچیکترینچیزازیرخندهمیزدم-
وباکوچیکترینچیزاذوقمیکردم-
ولیالانشدمیآدمدلمرده;
انگارذوقاموبادستایخودمچالکردم
خندههامانگاررفتنسفردور...؛🚶🏻♀️❤️🩹
