⭕️
دگماتیسم؛ حلقه مشترک تندروهای داخلی و افراطیون سلطنتطلب
✅
نگاهی به ریشههای روانشناختی و تاریخی یک بحران سیاسی در ایران
مقدمه
یکی از مهمترین ویژگیهای فضای سیاسی ایران، نه صرفاً اختلاف دیدگاهها، بلکه رشد «دگماتیسم» است؛ یعنی حالتی که در آن افراد یا گروهها، باورهای خود را حقیقت مطلق میدانند و هرگونه نقد، پرسش یا دیدگاه متفاوت را برنمیتابند.
این پدیده محدود به یک جناح نیست. در سالهای اخیر، هم در میان بخشی از جریانهای تندرو داخل کشور و هم در میان بخشی از سلطنتطلبان افراطی خارج از کشور، الگوهای رفتاری مشابهی دیده میشود؛ هرچند اهداف، ایدئولوژی و جایگاه سیاسی آنان متفاوت است.
دگماتیسم؛ وقتی سیاست جای اندیشه را میگیرد
دگماتیسم زمانی شکل میگیرد که یک ایده از «فرضیه قابل نقد» به «حقیقت غیرقابل تردید» تبدیل شود.
در این وضعیت:
رهبران مقدس میشوند.
تاریخ گزینشی روایت میشود.
مخالف، دشمن تلقی میشود.
گفتوگو جای خود را به حذف میدهد.
هویت گروهی از حقیقت مهمتر میشود.
به بیان دیگر، افراد دیگر برای کشف حقیقت بحث نمیکنند؛ بلکه برای اثبات برتری هویت خود میجنگند.
شباهتهای بخشهای تندرو دو جریان
با وجود تفاوتهای بنیادین ایدئولوژیک، از منظر روانشناسی سیاسی، میان بخشهایی از هر دو طیف شباهتهایی دیده میشود.
۱. اسطورهسازی از رهبر
در هر دو سو، رهبران یا نمادهای سیاسی گاه به شخصیتهایی تبدیل میشوند که نقد آنان نوعی خیانت تلقی میشود.
۲. تاریخ گزینشی
هر دو جریان معمولاً بخشهایی از تاریخ را برجسته و بخشهایی را نادیده میگیرند.
۳. دو قطبی مطلق
جهان به دو بخش تقسیم میشود:
«ما» و «آنها»
در این چارچوب، مخالف صرفاً اشتباه نمیکند، بلکه فاقد مشروعیت معرفی میشود.
۴. اتاق پژواک رسانهای
شبکههای اجتماعی باعث شدهاند افراد عمدتاً مطالبی را ببینند که باورهای قبلی آنان را تأیید میکند.
نتیجه، کاهش گفتوگوی واقعی و افزایش یقین کاذب است.
۵. هویت به جای عقلانیت
وقتی هویت سیاسی تبدیل به هویت شخصی شود، نقد یک جریان، حمله به شخصیت افراد تلقی میشود.
چرا ایران مستعد دگماتیسم است؟
تجربه تاریخی بحران
ایران طی بیش از یک قرن گذشته، انقلاب، کودتا، جنگ، تحریم، بحرانهای امنیتی و بیثباتیهای متعدد را تجربه کرده است.
جامعهای که دائماً احساس تهدید کند، بیشتر به سمت قطعیت و رهبران مقتدر گرایش پیدا میکند.
ضعف نهادهای گفتوگو
در جوامعی که احزاب پایدار، رسانههای مستقل و فرهنگ گفتوگوی آزاد ضعیف باشند، افراد بیشتر به هویتهای بسته پناه میبرند.
آموزش مبتنی بر پاسخ قطعی
اگر نظام آموزشی بیشتر بر حفظ پاسخهای درست تأکید کند تا پرسشگری، تحمل ابهام کاهش مییابد و دگماتیسم تقویت میشود.
قطبیشدن فضای مجازی
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولاً محتوای همسو با باورهای کاربران را بیشتر نمایش میدهند و این «اتاق پژواک» باعث افزایش قطبیسازی میشود.
زخمهای حلنشده تاریخی
در ایران هنوز درباره بسیاری از رخدادهای مهم تاریخی، روایت مشترکی شکل نگرفته است.
در نتیجه، هر جریان روایت اختصاصی خود را حقیقت مطلق میداند.
تفاوت مهم
با وجود شباهتهای روانشناختی، باید میان گروههای دارای قدرت حکمرانی و گروههای فاقد قدرت تفاوت قائل شد.
الگوی ذهنی ممکن است مشابه باشد، اما میزان اثرگذاری بر قانون، سیاستگذاری و زندگی روزمره مردم یکسان نیست.
راه برونرفت
کاهش دگماتیسم با تغییر حکومت یا تغییر یک جریان سیاسی بهتنهایی ممکن نیست.
این مسئله نیازمند:
آموزش تفکر انتقادی؛
تقویت فرهنگ گفتوگو؛
پذیرش امکان خطا در همه جریانهای سیاسی؛
تقویت نهادهای مدنی و رسانههای حرفهای؛
و فاصله گرفتن از سیاست مبتنی بر شخصیتپرستی است.
جمعبندی
مشکل امروز ایران صرفاً اختلاف میان حکومت و مخالفان یا میان جمهوریخواه و سلطنتطلب نیست.
چالش اصلی، گسترش نوعی ذهنیت است که خود را مالک حقیقت میداند و برای دیدگاه متفاوت، مشروعیتی قائل نیست.
تا زمانی که این الگوی ذهنی تغییر نکند، حتی اگر بازیگران سیاسی تغییر کنند، خطر بازتولید چرخههای جدیدی از اقتدارگرایی، قطبیسازی و حذف مخالفان همچنان باقی خواهد ماند.
📍
@Zavieh360