505
Open in Telegram
216
Subscribers
+324 hours
+57 days
+5730 days
Posts Archive
216
دارم زندگیم رو میکنم. تو یک لحظه وسط یکجای نامربوطی مثل بانک، یکهو قلبم فشرده میشه، همهچیز یادم میاد و غم. هرچی پیشتر میرم غم رو شدیدتر میفهمم. سابقاً چیزها برای غمگین شدن کافی بود و حالا فقط تصورِ چیزها برای غمگین شدن کافیه.
