خان زِنّیرَه
Open in Telegram
سلام بر آنها که مهربانی شان، سیاست نیست، سبک و سیاقِ زندگی شان است. سخن زِنّیرَه🌱 @Khan_Zanirahbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
249
Subscribers
+124 hours
-207 days
-4130 days
Posts Archive
250
اَللّهُمَّ صَلَّ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَّ عَلیَ الِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلیَ اِبرَاهِیمَ وَعَلیَ الِ اِبرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.🤍🌱
250
Repost from -نامههایِ اتوبوسی-
خان زنیرَهِ عزیز*
-وصله نمیشود دگر؛ این دو هزار و یک تَرک
هِی همه شب، بند مَزن؛ چینیِ دلشکسته را.
250
Repost from N/a
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.
250
اگر کسی مرا خواست بگویید
رفته باران ها را تماشا کند
و اگر اصرار کرد بگویید
برای دیدن طوفان ها رفته است
و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید
رفته است تا دیگر باز نگردد!
#پیژن_جلالی
250
روح: شب را چگونه سپری کردی؟
جسم: با همان درد کهنه طاقتفرسا؛ و امان از این درد تازه که گریبانم را گرفته است! آیا میدانند من یک نفر هستم؟ که هم زمان با هم آمدند به سراغم؟ حالا از من بگذریم، تو چگونه شب را سحر کردی؟
روح: همانند هزار و یک شب دیگر، با هزار و یک اندیشهی بیسرو ته گذراندم؛ اما هنوز به نتیجهای نرسیدهام. روزی این فکرها مرا به نابودی خواهند کشید!
جسم: آه....
"هستی_شایان"
250
"رَبَّنَا وَلاَ تُحِّملنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهَ"
"خدایا آنچه را که طاقت آن را نداریم بر دوش ما مگذار"
250
این روزها هیچ خوب نیستم. هر که حتی یک نظر تصادفی به من کند، به حال بدم پی میبرد. هر آنکه به این چشمان به خون نشسته نگاه کند، همان لحظه از درماندگی و وضعیت درونم آگاه می شود. همین چشمان کافیست تا همه به حال زارم پی ببرند. من زود رنج شدهام. من خسته شده ام از تحمل این همه درد این قلب نحیف من تحمل این دردهای عمیق را ندارد؛ به درد میآید، چنانکه کسی آن را در دست گرفته باشد و با بی رحمی مطلق میفشاردش. میترسم از اینکه همین روزها دنیا را ترک گویم، بدون اینکه لحظه ای برای خودم زندگی کرده باشم. من از مرگ هراسی ندارم، از ادامه بیهوده این زندگی نامعلوم هراس دارم؛ چنانکه هر شب با فکر فردا و آینده نامعلومم، این چشم ها آغشته به اشک های مشابه به خون میشوند و دردشان تا مغز استخوانم هجوم میبرد. من چه خواهم شد؟
نمیدانم!
"هستی_شایان"
250
مسخره ترین چیز دنیا اتفاق افتاده بود؛ شما نمرده بودید، اما زندگی هم نمیکردید، فقط زنده بودید. آدمی که فقط میشنود، به سختی حرف میزند، میخندد، میگرید، اما اصلاً نمیتواند سرپا بایستد، نمیتواند قلم به دست بگیرد. فقط هست که بگوید من هنوز نمرده ام.
#عباس_معروفی
250
هیچ کدام ما نمی دانیم چه در انتظار ماست. هیچ کدام ما نمی دانیم، شاید فقط چند ثانیه دیگر یک معجزه یا فاجعه منتظر مان باشد...
