Rêverie
Open in Telegram
متن ها همه دلنوشته های شخصی هستند محبت کنید و کپی نکنین🤍 @LaMmusebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 335
Subscribers
No data24 hours
-587 days
+48730 days
Posts Archive
2 335
تعصب شبیه به دیوار بلندی است که آدمها با دقت و وسواس دور خودشان میکشند، بعد اسمش را میگذارند حقیقت.
فکر میکنم ریشهاش خیلی عمیقتر از چیزی است که به نظر میآید.
ما متعصب نمیشویم چون چیزی را خیلی خوب فهمیدهایم؛
ما متعصب میشویم چون از این میترسیم که شاید اصلا نفهمیده باشیم.
انسان از کودکی چیزهایی در ذهنش ثابت میماند:
خانواده، فرهنگ، باورها، داستانهایی که به او میگویند «این تویی».
و کمکم، اینها فقط به شکل یک اندیشه یا یک باور نمیمانند،
میشوند ستون فقرات هویت شخص.
حالا تصور کن یکی بیاید و به یکی از این ستونها شک کند.
این فقط یک بحث ساده نیست.
این یعنی یک لرزش کوچک در جایی که فکر میکردی محکمترین بخش وجودت است.
برای همین تعصب به وجود میآید.
مثل یک واکنش دفاعی.
مثل وقتی دستت را ناگهانی از روی یک جسم داغ عقب میکشی.
من حس میکنم آدم متعصب، بیشتر از هر حس دیگری، خسته است.
خسته از اینکه مدام باید جهان را ثابت نگه دارد.
چون اگر یک تکهاش جابهجا شود، ممکن است همهچیز فرو بریزد.
یه جور عجیبی هم تنهاست.
چون تعصب، دیالوگ را از بین میبرد.
وقتی مطمئنی فقط تو درست میگویی، دیگر واقعاً کسی را نمیشنوی.
و وقتی نمیشنوی، کمکم از جهان جدا میشوی، بدون اینکه خودت بفهمی.
گاهی به این فکر میکنم که تعصب، در اصل، ترس از این است که ندانیم.
اینکه وسط زمین و آسمان بایستیم و هیچ جواب قطعی نداشته باشیم.
البته که این وضعیت خیلی ترسناک است.
چون هیچکس به ما یاد نداده چطور با «ندانستن» زندگی کنیم.
همه یاد گرفتیم سریع جواب پیدا کنیم، سریع قضاوت کنیم، سریع مطمئن شویم.
اما شاید حقیقت، دقیقاً در همان جایی باشد که ما از آن فرار میکنیم:
در تردید هایمان.
در یک اعتراف ساده که « من هم انسانم ممکن است اشتباه کنم».
برای من، سختترین لحظه این نیست که بفهمم باورم غلط بوده؛
سختترینش این است که بپذیرم من دیروزم، با تمام اطمینانش، ممکن است اشتباه کرده باشد و تظاهر به مطمئن بودن کرده باشم.
و شاید به همین خاطر است که خیلیها تعصب را انتخاب میکنند.
چون نگه داشتن یک دروغ آرامبخش،
گاهی آسانتر از روبهرو شدن با یک حقیقت متزلزل است.
از نظر من انسان متعصب، دنبال امنیت است؛
اما انسانی که از تعصب عبور میکند،
دنبال صداقت است حتی اگر این صداقت، گاهی زمین را زیر پایش بلرزاند.
