between dreams
Open in Telegram
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-ieihabgaig
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
413
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-4730 days
Posts Archive
من اون جلد اخری که درمورد کاسین و نستا هستو کامل نخوندم بخاطر اخلاق خوب نستا خانوم، یه روز بلاخره میخونمش(هرگز)
مجموعه درباری از خار و رز
نمیشه از کاسین، ازریل و مور صحبت نکرد،به نظرم حضور اونا باعث شده مفهوم خانوادهای که انسان خودش انتخاب میکنه، در داستان پررنگتر بشه،رابطه میان اعضای حلقه داخلی ریسند یکی از جذابترین بخشهای مجموعهس
نستا شاید در ابتدا شخصیت سخت و سردی داشته باشد، اما به نظرم یکی از واقعیترین شخصیتهای مجموعهس.(تو کون نرو ترین) اون با مشکلات روحی زیادی دستوپنجه نرم میکنه و روند بهبودش برای من یکی از قویترین بخشهای داستان بود.(در حدی که سه چهار بار درد زایمان روتجربه کردم) کسکش خواهرت الین از تو کمتر رو مخ بود اگه خواهرم بودی میخوابوندمت زمین سرتو میکردم جایی که نباید بره، سر شما دوتا من فقط خودمو دار نزدم چه نکبتی بود خانوم سارا جی تصمیم گرفت شما دوتا رو بیاره وسط
میرسیم به یکی از مزخرفترین شخصیت ها، در حدی که به اون خانومی که ریسند بهش میداد هم راضیم!
و نخواهد بود،او با وجود علاقهای که به فیرا داره، گاهی به خاطر ترس و نیاز به کنترل، باعث آسیب زدن به اطرافیانش میشه، ای سگه زرده جاکفشی، از مردی که بلوند خرابی داره چه انتظاری داریم ما؟
از حق نگذریم اونم یه خوبی های کرد، نمیدونم چی بوده اما،به نظر من شخصیت تملین نشون میده که عشق به تنهایی کافی نیست.
به شخصیت ریسند میرسیم
ریسند یکی از پیچیدهترین شخصیتهای مجموعهس. در ابتدا مرموز و حتی ترسناک به نظر میرسید؟ مرموز و ترسناک؟ ددی بود!، اما کمکم متوجه میشیم که بسیاری از کارهایش برای محافظت از کسانی بوده که دوستشون داره!
اره تملین خودشیرینی کرد قضاوت کردیم
اینجا هم یه درس دیگه میگیریم که به حرف بلوندی که اسمش تملینه گوش ندیم
رابطههای بین شخصیتها هم برای من جالب بود، چون بیشتر از اونا فقط بر پایه عشق شکل نگرفتن و مفاهیمی مثل اعتماد، فداکاری، دوستی و حمایت از یکدیگر هم در اونا دیده میشه. به نظرم یکی از پیامهای مهم مجموعه اینه که داشتن آدمهایی که در سختیها کنارت باشن، میتونه باعث بشه راحتتر با مشکلات روبهرو شی، فکر نمیکنم بین این همه خنجر این قسمت زیادی به دردمون بخوره خب ناراحت کنندس، شما تو زندگیت یه حمایت کننده نداشته باشی باید بری بمیری، اگه میگی بدونه اونم میشه خر خودتی
از طرف دیگه، هر دربار نماد ویژگیهای متفاوتی داشتن و به نظرم نویسنده از اونا برای نشون دادن تفاوت شخصیتها و دیدگاههای مختلف استفاده کرده، مثلاً بعضی دربارها نماد قدرت، بعضی نماد آزادی و بعضی نماد دانش و آرامش هستن
البته من هنوز یاد نگرفتم اسمشونو، تو بیای ازمن بپرسی ریسند مال کدوم درباره، میگم قلبم،
یکی از چیزهایی که به نظرم خیلی خوب در این مجموعه نشون داده شده، موضوع آسیبهای روحی و کنار آومدن با گذشتهس. تقریباً همه شخصیتها زخمها و مشکلات خودشون رو دارن و نویسنده نشون میده که قوی بودن به معنی نداشتن درد و ترس نیست، بلکه یعنی با وجود اونها به مسیر ادامه بدی!
فِیرا در ابتدای داستان دختریه که لقمه ی توی دهن خودشو میزاره تو دهن خانوادش و تمام زندگیاش رو صرف مراقبت از خانوادهاش کرده و مجبور بوده خیلی زود بزرگ بشه، اما در طول مجموعه کمکم خودش رو پیدا میکنه( این بیشتر رو مخم بود، فکر کن اول کتاب برای این خانوادت نگران باشی و مثل سگ دنبال بقا باشی، بری توی یه خانواده ی دیگه بازم برای اونا مثل سگ بجنگی ) و یاد میگیره که فقط برای دیگران زندگی نکنه، که بازم خوبه
نمیدونم چرا هرچی کتاب میخونم شخصیت اوله این حس رو بهم میده!
