Тёмный Шёпот
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
251
Subscribers
+2324 hours
-117 days
+5230 days
Posts Archive
249
_اصلا بابتش ناراحت شدی که اینجوری میگی؟
_بابتش اصلا حتی گریه کردی؟
_ آره. جوریکه تو خیابون،باشگاه،اتوبوس،ماشین،وقت خواب،وقتی خوابشو میدیدم،گریه کردم ،طوری براش گریه و زجر کشیدم که زنده برای مردش گریه نمیکرد...
249
بی مقدمه شروع میکنم همونجور که بی مقدمه اومدی و شدی جزئی از زندگیم
شاید خودتم میدونی که چقدر دوستت دارم ولی لازمه بهت بگم تو برای من متفاوت ترینی مهم نیست چقد ازم فاصله داری فقط تو مهمی
جوری که دوستت دارم قرار نیست برای شخص دیگه ای تکرار بشه تنها کسی هستی که حرف زدن باهاش آرومم میکنه ، تو تنها کسی هستی که ناخودآگاه خود واقعیم میشم ازت ممنونم امسال هم پیشم هستی و میتونم تولدتو تبریک بگم
امروز تولدته روزی که تو اومدی و باعث شدی من عمر دوباره ای داشته باشم ، کاشکی میدونستی چقدر به اطرافیانت حسودی میکنم .
اونا الان برات کلی تدارک دیدن ، کیک مورد علاقت ، بادکنکای رنگی رنگی ، کادوهای قشنگ و خاص مثل خودت ، دوستایِ نزدیکت و همه و همه برای تو اونجان ، لمست میکنن ، میبوسنت ، بهت عشق میورزن ، بغلت میکنن و از همه مهمتر شاهد فوت کردن شمعت هستن ولی من نمیتونم کاری کنم فقط میتونم یه مشت کلمه رو روی این صفحه الکترونیکی روون کنم تا مثلا سعی کنم شادت کنم ، ولی میخوام بدونی اگه پیشت بودم ، پیشم بودی ، پیش هم بودیم قرار بود با هم همه جا اتیش بپا کنیم
حتی اگه هیچ ستاره ای نباشه شیر کاکائو ها دیگه وجود نداشته باشن و در آخر هیچ دنیایی وجود نداشته باشه ولی من بازم به دوست داشتنت ادامه میدم و توی یه دنیای دیگه بازم منتظرت میمونم .
و در آخر تولدت مبارک هپی هپییی عاشقتمممم قلب منییی دختر نازمممم 😭😭
249
ولی من از ته دل براتون آرزوی دوستایی مثل ملیسا،مهشید،پریناز،سلین،امیر،تروسکه، قنبرخانم😂 رو براتون میکنم ..
249
در آن سپیدهدمے ڪه شبنم ، آخرین مرواریدهاي شب را بر برگهای خاموش مےنشاند و نسیم ، آرامآرام خوابِ باغ را از چشمِ گلها مےربود ، خورشید با دستانِ زرینِ خویش ، پردهی افق را ڪنار زد و گویے بہ جهان گفت :‹ امروز ، روزِ شڪفتنِ فصلے دیگر از قصهي انسانیست ڪہ بودنش ، خود نعمتے براے این جهان است . › امروز ، آسمان آبےتر از همیشہ است ، ابرها سبڪتر میگذرند ، پرندگان آهنگِ دیگرے میخوانند و درختان ، شاخہهایشان را آرامتر بہ دستِ باد مےسپارند ؛ انگار تمامِ هستے ، بيآنڪه بداند چرا ، حال و هواے دیگری دارد . شاید رازِ این همہ زیبایے ، تنہا در همین باشد ڪہ امروز ، روزِ تولد توست ؛ روزے ڪہ تقویم ، یڪي از زیباترین برگهایش را ورق میزند . زادروز ، تنہا آغازِ سالے تازه نیست ؛ یادآوري این حقیقت است ڪہ خداوند ، بار دیگر فرصتے نو براے ساختن ، برای رشد ڪردن ، برای لبخند زدن و براے رسیدن بہ آرزوها پیش روی انسان قرار داده است . چہ زیباست ڪہ هر تولد ، نویدِ فصلے باشد ڪہ در آن امید ، پررنگتر از دیروز ، آرامش ، عمیقتر از همیشہ و لبخند ، همیشگےتر از گذشتہ باشد . امیدوارم سالِ تازهی زندگےات ، از جنسِ روزهایے باشد ڪہ وقتے سالها بعد بہ آنها فڪر میڪني ، تنہا لبخند بر لبانت بنشیند . سالے ڪه در آن ، هر قدمی تو را بہ آرزوهایت نزدیکتر ڪند ، هر سختے ، مقدمهي اتفاقے شیرین باشد و هر انتظار ، سرانجام بہ زیباترین پاسخ برسد . آرزو میڪنم دلت همیشہ خانهي آرامش باشد ؛ جایے ڪہ نگرانے راهے بہ آن پیدا نکند و امید ، هرگز از پنجرههایش ڪوچ نڪند . آرزو میڪنم خداوند ، بهترین تقدیرها را در مسیرت قرار دهد ، لبخند را مہمان همیشگے روزهایت ڪند ، سلامتے را از تو دریغ نڪند و تمامِ خیرهایے را ڪہ شایستہی آن هستے ، در مناسبترین زمان بہ زندگیات هدیہ دهد . اگر روزی ، مسیرِ زندگے از میانِ جادههای دشوار عبور ڪرد ، امیدوارم هیچگاه روشنایے فردا را از یاد نبری ؛ چرا ڪہ زیباترین طلوعها ، پس از تاریڪترین شبها از راه مےرسند و عمیقترین ریشہها ، در دلِ سختترین خاڪها شڪل میگیرند . امیدوارم همیشہ آنقدر قوی باشے ڪہ هیچ مانعے نتواند شوقِ ادامہ دادن را از قلبت بگیرد و آنقدر امیدوار ڪہ هیچ رؤیایی را نیمہراه رها نکنے . ؤ سحر عزیزم چہ زیباست اگر سالِ پیشِ رو ، سالِ برآورده شدنِ آرزوهایے باشد ڪہ مدتها در سکوتِ قلبت از خدا خواستهاي ؛ سالِ رسیدن بہ موفقیتهایے ڪہ لایقشان هستے ، دیدنِ لبخندِ عزیزانت ، تجربہ کردنِ روزهایے آرام و ساختنِ خاطرههایے ڪہ تا سالها گرمایشان در دلت باقے بماند . امروز ، تنہا روزِ تولد تو نیست ؛ روزِ جشن گرفتنِ حضوریست ڪہ بیشڪ ، معنا بہ این جہان افزوده است . امیدوارم هر سال ڪہ از عمرت میگذرد ، قلبت آرامتر ، نگاهت روشنتر ، مسیرت هموارتر و حالِ دلت زیباتر از سالِ قبل باشد و زندگے ، هر روز هدیہای تازه براے لبخند زدنت ڪنار بگذارد .
سالروزٮ خجستہ باد باٖنو 𓏺 🤍 𓏺
249
برای تمام آنهایی که از ۱۸ و ۱۹ دی آغاز شدند و برای همهی جوانهایی که پس از آن و بعد از ان روزها دیگر به خانه برنگشتند...
بعضی تاریخها فقط روی تقویم نمیمانند؛
برای همیشه در قلب یک ملت حک میشوند.
نامها شاید کمکم از تیترها فاصله بگیرند،
اما جای خالیشان هرگز از دل عزیزانشان پر نخواهد شد.
امروز با احترام، سر تعظیم فرود میآوریم
در برابر یاد تمام جانهایی که دیگر میان ما نیستند؛
و با خانوادههایی همدردیم که هنوز
با خاطرهی آخرین نگاه، آخرین لبخند و آخرین خداحافظی زندگی میکنند.
یاد همهی رفتگان آن روزها و پس از آن، گرامی و جاودان🕊.
249
+1
Я НЕ ИЩУ, ЧТОБЫ МЕНЯ ЗАМЕТИЛИ. И НЕ БОЮСЬ БЫТЬ ЗАБЫТЫМ. ТЕ, КТО ПОНИМАЮТ ПРАВДУ, НИКОГДА НЕ ГОВОРЯТ ГРОМКО.
249
+4
NOT LOST. NOT FOUND. I JUST PASSED THROUGH A PLACE WITH NO NAME. DON'T BELIEVE EVERYTHING YOU SAW... THE MOST IMPORTANT PART OF THE STORY WAS NEVER TOLD.
249
گاهی سکوت، خطرناکتر از هر اعترافیست.
بعضی رازها قرار نیست هیچوقت گفته شوند.
من فقط یاد گرفتم لبخند بزنم و چیزی نپرسم.
شبها هنوز یک صدا اسمم را آرام زمزمه میکند.
شاید گذشته هیچوقت تمام نشده باشد.
آدمها رفتند، اما ردِ سایههایشان ماند.
هر کسی مرا دید، فقط چیزی را دید که خودم پنهان کرده بودم.
حقیقت همیشه پشت تاریکترین پنجره منتظر میماند.
اگر روزی ناپدید شدم، دنبال دلیل نگرد...
بعضی داستانها فقط باید نیمهکاره بمانند.
249
سخت ترین.
دلتنگی،
برای خاطره ها
نیست؛
برای
احتمال های
ست
که
هیچ وقت،
فرصت واقعی
شدن
پیدا نکردند.
249
حقیقتا من دلم برای خود قبلیم تنگ نشده چون منه قبلی خیلی اهمیت میداد ، بیشتر از حدش مهربونی میکرد، بیشتر از حدش آدمارو درک میکرد به خواست خودشون و براشون زیادی وقت میذاشت و وقتی چیزی میشد میخواست به آدما کمک کنه و آخرش خودش اسیب میدید
منه جدید دیگه حتی خودشم براش مهم نیست چه برسه دوستاش یا آدمارو
پس اگه دیدی دیدم و رفتارم نسبت بهت تغییر کرده بدون از چشمم افتادی و دیگه برام اون آدم قبل نیستی.
