Rumination
Open in Telegram
All through the night, he lingered with the ghosts of his own misdeeds, while sleep, offended by remembrance, refused his weary eyes. Lord Byron Music: https://t.me/ahangayeGTA Chat: https://t.me/+U10_vvkTnZ8xMjhk
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
256
Subscribers
+124 hours
-137 days
-1330 days
Posts Archive
256
فیلم ترسناک پلی کردم و اونجاهایی که نمیترسم به زندگیم تو ایران فکر میکنم که کاملا بترسم.
256
بعضی وقتا آدم نه گریهاش میاد، نه حوصله حرف زدن داره، نه حتی میتونه بفهمه دقیقاً چی اذیتش میکنه؛ فقط یه خستگی سنگین میمونه که انگار از خودِ زندگیه. میشینی، به یه نقطه خیره میشی و با خودت فکر میکنی چطور شد که چیزایی که یه روز برات مهم بودن، امروز حتی ارزش ناراحت شدنت رو هم ندارن. نه اتفاق خاصی افتاده، نه کسی مرده، نه دنیا تموم شده؛ فقط یه تیکه از آدم آرومآروم خاموش شده و خودش هم نفهمیده کی.
256
الان که ۲۱ سالم شده تازه دارم میفهمم معجزه واقعی حضرت عیسی این بود که تو ۳۰ سالگی ۱۲ تا رفیق صمیمی داشت.
256
وقتی از جام بلند میشم،بخاطر کم خونی چشمام سیاهی میره بعد همه توصیه شون اینه که"خب یهو بلند نشو از جات"چشم کلاچ میگیرم اول.
256
و اما خواب چیست؟ باید سنجید؛ آیا خواب، صرفاً گذر از مشکلات و رسیدن به آسایش است، یا وقفهای کوتاه میان دو دوره از بدبختی؟ شاید خواب تنها جاییست که انسان برای چند ساعت، بدون حل کردن هیچچیز، احساس میکند همهچیز حل شده است.
256
امروز تصمیم گرفتم آدم بهتری باشم. صبح زود بیدار شدم، تختم رو مرتب کردم، آب خوردم و حتی گوشیم رو کمتر چک کردم. تا ظهر همهچیز داشت خوب پیش میرفت. بعد فهمیدم هیچکدوم از این کارها پولساز نیست. تختم رو دوباره به حالت اول برگردوندم.
