en
Feedback
Rumination

Rumination

Open in Telegram

All through the night, he lingered with the ghosts of his own misdeeds, while sleep, offended by remembrance, refused his weary eyes. Lord Byron Music: https://t.me/ahangayeGTA Chat: https://t.me/+U10_vvkTnZ8xMjhk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
256
Subscribers
+124 hours
-137 days
-1330 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+277
in 4 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+6
06 September+1
05 September+1
04 September+2
03 September+1
02 September+2
Channel Posts
شب یخ.

2
@hiiphopfree Hoodadk4 - Deli Bastam.mp3
76
3
این میتونستیم من و تو باشیم ولی تو PS5 نخریدی برام.
این میتونستیم من و تو باشیم ولی تو PS5 نخریدی برام.
83
4
Video message
104
5
آفتابگردان 🌻 در افسانه‌های یونانی، کلیتیا عاشق هلیوس، خدای خورشید بود و هر روز بی‌وقفه اون رو دنبال می‌کرد تا سرانجام به آفتابگردون تبدیل شد. یعنی آدمی که تمام دلش را برای کسی گذاشته که هیچ‌وقت حتی برنگشت نگاهش کند.
237
6
رز 🌹 در اسطوره‌های یونانی، رز با آفرودیت، الهه عشق و زیبایی، پیوند داره و در بعضی روایت‌ها با عشق و سوگ آدونیس گره خورده. یعنی آدمی که دوست داشتنش قشنگه، ولی نزدیک شدن بهش همیشه بی‌دردسر نیست.
197
7
فور کنید چنلتون تا بگم اگه گل بودین چ گلی بودین.
551
8
xforgott.mp3
238
9
امیرپارسا جان پس چرا ناگهان نوبت ما نمیشه؟
242
10
اگر ریمل زدن رو ازم بگیرن میتونم آپشن زود آماده شدن رو هم به نسخه پرمیوم خودم اضافه کنم.
254
11
اونم با همچین عشقی که داشته
84
12
واقعا فکر میکنی همچین خانمی به ما بله میگه؟
87
13
sticker.webp
86
14
انگار 30 سالگی منه
84
15
No text...
83
16
اول پنیرخامه‌ای شد ویلی، بعد طلا شد میلی، الانم زندگی من شد کیلی.
268
17
فیلم ترسناک پلی کردم و اون‌جاهایی که نمیترسم به زندگیم تو ایران فکر میکنم که کاملا بترسم.
476
18
بعضی وقتا آدم نه گریه‌اش میاد، نه حوصله حرف زدن داره، نه حتی می‌تونه بفهمه دقیقاً چی اذیتش می‌کنه؛ فقط یه خستگی سنگین می‌مونه که انگار از خودِ زندگیه. می‌شینی، به یه نقطه خیره می‌شی و با خودت فکر می‌کنی چطور شد که چیزایی که یه روز برات مهم بودن، امروز حتی ارزش ناراحت شدنت رو هم ندارن. نه اتفاق خاصی افتاده، نه کسی مرده، نه دنیا تموم شده؛ فقط یه تیکه از آدم آروم‌آروم خاموش شده و خودش هم نفهمیده کی.
249
19
Voice message
243
20
‏از من حرفی نزد؟
245