HANA
Open in Telegram
We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
410
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-8730 days
Posts Archive
410
کم کم داریم برمیگردیم به زندگی هامون
دلم برای دانشگاه تنگ شده بود
جای خالی بچه ها خیلی حس میشه این حیاط انقد صدای خنده به خودش دیده بود این روزا براش غریب بود
410
7 تا نکته خرید لباس :
دوتا دیگم اضافه کنم 🙂↔️
*پنج تا رنگ انتخاب کنید و هرچیزی میخرید فقط از همون پنجتا بخرید اینجوری بد یه مدت همه لباساتون خود به خود ست میشن (میتونه از تناژ مختلف همون رنگام باشه )
*علاوه بر رنگ جنس لباساتونم ست کنید .
410
#پارت_10
بخش دوم: نظریهپردازان کلیدی: خلاصهها
فصل دوم: کارل مارکس (1818-1883)
کتاب با بحثی درباره نقد اولیه کارل مارکس بر سرمایهداری آغاز میشود؛ نقدی که بهطور ضمنی، زیربنای مطالعه انتقادی مد است. آنتونی سالیوان به تشریح منابع غنی نظری میپردازد که مارکس برای درک فرهنگی و اجتماعی مد در اختیار میگذارد. توصیف زندهی مانیفست کمونیست از سرمایهداری بهعنوان جامعهای که در آن تغییر، تضاد و کهنگی بر تداوم، ثبات و سنت پیروز میشود، ظهور مد را در فضایی قرار میدهد که در آن «هر چه جامد است، ذوب میشود» - بهقول معروف مارکس. این فصل توضیح میدهد که چگونه در «شیوه تولید» سرمایهداری، «ذات نوعی» انسان از کار و محصولاتش «از خودبیگانه» میشود. در نتیجه، روابط ما با یکدیگر و با طبیعت، عینیت مییابند. رویکرد مارکسیستی، مبنای ادبیات موجود در زمینه تولید مد و نیز دیالکتیک منفیِ سرشار از مفاهیم روانشناختی مکتب فرانکفورت در آلمان (دهههای 1940 و 1950) را شکل داده است. سالیوان استدلال میکند که رویکرد متمایز مارکس به فرهنگ انسانی بهمثابه یک دگرگونی مادیِ آگاهانه، اغلب نادیده گرفته شده است؛ مارکس معتقد بود «یک لباس تنها با پوشیده شدن به لباس تبدیل میشود». بدین ترتیب، مارکس پیشدرآمدی بر رویکردهای فرهنگ مادی به مد بود. این فصل با بحث در مورد کاربرد نظریات مارکس بهطور خاص در مد امروزی، نشان میدهد که چگونه کار او ما را قادر میسازد تا درک کنیم چرا و چگونه مد همچنان چنین قدرتمند و در عین حال متناقض باقی مانده است. بدون تحلیل مارکس از «فتیشیسم کالایی»، رمزآلودگی و بازنمایی اشیای مد، چه پوشاک، کیف یا کفش، بهعنوان نمادهایی جادویی و افسانهای، غیرقابلدرک باقی میماند. فصل با بررسی نقاط قوت و محدودیتهای کار مارکس به پایان میرسد و بر یکی از جنبههای میراث او در دوران پساس مارکسیسم، در رابطه با درک مد برندمحور، مد اخلاقی و مد آهسته تمرکز میکند.
فصل سوم: زیگموند فروید (1856-1939)
جانیس میلر به بررسی ایدههای زیگموند فروید میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که این ایدهها چگونه میتوانند در تحلیل مد و پوشش یاریرسان باشند. او به ایدههای فروید در مورد تکنیک درمانی به نام روانکاوی میپردازد که فروید در قرن نوزدهم برای درمان بیماریهای روانی آن را توسعه داد. چارچوب مفاهیم روانکاوانه را میتوان در تحلیل فرهنگ به کار بست، کاری که خود فروید آغازگر آن بود و نیم قرن بعد، ژاک لاکان، روانکاو فرویدی، آن را ادامه داد. این فصل به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه مفاهیم روانکاوانهای چون «فتیشیسم» یا «نگاه خیره» توسط نویسندگان حوزه مد مورد استفاده قرار گرفتهاند. با این حال، نکته مهم این است که میلر نه تنها به چگونگی پذیرفته شدن برخی ایدههای روانکاوانه بهعنوان سازوکاری برای درک اهمیت فرهنگی مد و پوشش علاقهمند است، بلکه به دلایل نادیده گرفته شدن سایر ایدهها نیز توجه دارد. هدف این فصل، ارزیابی پتانسیل مجموعهای از ایدههای روانکاوانه برای مطالعه مد است. میلر در نهایت استدلال میکند که اگرچه به نظر میرسد مطالعات مد به خوانشهای اجتماعی-فرهنگی گرایش داشته، اما روانکاوی این پتانسیل را دارد که به چارچوبهایی که در حال حاضر عموماً در این رشته رایج هستند، طراوت تازهای ببخشد.
فصل چهارم: گئورگ زیمل (1858-1918)
گئورگ زیمل که بیشتر عمر خود را در برلین گذراند، بهطور indelibly (تخریبناپذیری) تحت تأثیر این واقعیت شکل گرفت که در یکی از شهرهای بزرگ اروپایی دوران پایان قرن به بلوغ رسید. همانطور که پیتر مکنیل نشان میدهد، رویکرد زیمل به صورتهای اجتماعی نقش عمدهای در ایجاد الگویی برای درک مد ایفا کرد که از دهه 1910 بهطور خاص در ایالات متحده آمریکا تأثیرگذار بوده، در دهه 1950 و بار دیگر در دهه 1980 احیا شد و همچنان در شاخههای مختلف بینالمللی مطالعات مد امروزی طنینانداز است. تحلیل زیمل از تمایز بیپایان اشیا و جزئیات در جامعه معاصر خود، بستری را برای نظریهپردازان بعدی زندگی روزمره، از جمله رولان بارت، فراهم آورد. او همچنین بر توسعه «جامعهشناسی زندگی روزمره» آمریکای شمالی، یا جامعهشناسی «مردمروششناختی» و روانشناسی اجتماعی تأثیر گذاشت. رویکرد زیمل به مد، که در درک او از مدرنیته ریشه داشت، بر نویسندگان بزرگ حوزه مد، صرفنظر از وابستگیهای روششناختی یا رشتهای آنها، تأثیرگذار بوده است. به گفته مکنیل، سبک نگارش او به «امپرسیونیسم» یا «سمبولیسم» در نقاشی یا موسیقی شباهت دارد؛ در واقع، فیلسوف مارکسیست، گئورگ لوکاچ، او را «مونهای فیلسوف» نامید.
410
بله بله اینم پسر خاله ۵ سالم کشیده 🥹💖
آخه من همینجوری عاشق بچه هام اینکارارم میکنن دیگه غشششششششش
