HANA
Open in Telegram
We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
410
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-8730 days
Posts Archive
410
چالش اون نمره ای که خراب کردین بزارم ؟😂💔
اسم درسو بدین تو ربات @GOO_DO_BOT
خودم دفاع مقدس رو 14 شدم معدلمم 18/70🥹🎀
410
#پارت_9
دوم، مارکسیسم، الهامبخش رویکرد جامعهشناختی به فرهنگ اشیاء بوده است، همانگونه که در آثار تورشتاین وبلن و گئورگ زیمل میبینیم (براون، ۲۰۱۰: ۶۲). والتر بنیامین مارکسیست دریافته بود که چگونه تاریخ تولید و کار، بهطور عمیقی با گردش و مصرف، و بنابراین با «تاریخی از شیدایی، هراس و آرزو» مرتبط است (براون، ۲۰۱۰: ۶۳). سوم، رویکرد جامعهشناختی بهطور نزدیکی با انسانشناسی فرهنگی به عنوان رشتهای که «هستی خود اشیاء» را موضوع محوری خود قرار داده، مرتبط است (براون، ۲۰۰۱: ۹). چهارم، نظریهٔ کنشگر-شبکه (ANT) برونو لاتور (۲۰۰۵) نوعی عاملیت به کنشگران غیرانسانی نسبت میدهد که به تفکر دربارهٔ عاملیت اشیاء و مجمعهای کنشگران انسانی و غیرانسانی کمک میکند. پنجم، پدیدارشناسی موریس مرلو-پونتی بر مادیت بدن انسان متمرکز شده و تجربهٔ آنچه او «بدن-من-در-جهان» مینامد را کاوش میکند (۲۰۰۲: ۱۶۷). ششم، شاخهٔ ماتریالیستی فمینیسم، مادیت بدن انسان و ماهیت جنسیتی آن را بازاندیشی میکند (برایدوتی، ۲۰۰۲). و در نهایت، ژیل دلوز و فلیکس گتاری (۱۹۸۷[۱۹۸۰]) از یک سو ماتریالیسمی از جنس گوشت و بدن را احضار میکنند که بدن را به مثابه مادهای هوشمند در نظر میگیرد، و از سوی دیگر شکلی از تجربهگرایی میافزایند که ایدهٔ متعالی عقل را رد میکند. همگرایی این دو جریان، ماتریالیسمی پویا پدید میآورد که نقد را با خلاقیت ترکیب میکند.
این واقعیت که بسیاری از این نظریهپردازان در کتاب «اندیشیدن از رهگذر مد» مورد بحث قرار گرفتهاند، نشاندهندهٔ اهمیت ماتریالیسم برای مطالعات مد است. مد نه تنها یک نظام دلالتگر، بلکه یک صنعت تجاری است که کالاهای مادی تولید و به فروش میرساند. مد، شاید آشکارتر از سایر عرصههای فرهنگی، متشکل از اشیاء مادی و متضمن کنشی بدنی به نام پوشیدن است. این واقعیت از دید پژوهشگران مد پنهان نمانده است. رویکرد انسانشناختی، لباسها را به عنوان اشیایی مستقل یا در بستر کنش پوشیدن واجد معنا میداند (کوچلر و میلر، ۲۰۰۵). دانیل میلر (۱۹۹۸) بر لزوم تعدیل نظریهها برای پذیرش ویژگیهای خاص فرهنگهای مادی استدلال کرده است. رویکردهای قومنگارانه روشهای مهمی برای درک این که مردم چه میپوشند و چرا هستند (وودوارد، ۲۰۰۷). انتوئیستل (۲۰۰۰) بر ضرورت یک جامعهشناسی مبتنی بر تجربه که کنش تجسمیافتهٔ پوشش را جدی بگیرد، تأکید کرده است. از آنجا که این رویکردهای متنوع همواره روششناسیهای حیاتی برای مطالعات مد بودهاند، ادعای تازگی «ماتریالیسم جدید» قدری عجیب به نظر میرسد. از این جهت، شاید بهتر باشد از «ماتریالیسم نوشده» سخن بگوییم.
مطالعات مد از این حیث منحصر به فرد است که رشتههای نظری مختلفی را ترکیب میکند، که در آن افراطهای چرخش زبانی با تمرکز ضروری بر خود مادیت مد مهار شده است: شیوهٔ تولید آن، و همچنین منسوجات و لباسهایی که در کمد یا بر تن داریم. همانطور که بیل براون زیرکانه مینویسد: «خود فرهنگ اکنون نه به صورت متن، بلکه به صورت منسوج ظاهر میشود» (۲۰۱۰: ۶۴). کتاب «اندیشیدن از رهگذر مد» طیفی از نظریهپردازان را ارائه میدهد که توسط متخصصان و پژوهشگران نوظهور در حوزهٔ مطالعات مد با دقت انتخاب و مورد بحث قرار گرفتهاند. مؤلفان این اثر، گفتوگوهای فکری میان خود و میان نظریهپردازانی که بحث میکنند برقرار ساختهاند و ماجراهای فکری تازهای را برای خواننده میگشایند. دستکم این است که کتاب باید پویایی خاص حوزهٔ مطالعات مد و سهم آن در اندیشیدن از طریق نظریهٔ اجتماعی و فرهنگی را آشکار سازد. بنابراین، این کتاب نه تنها برای دانشجویان و پژوهشگران مطالعات مد، بلکه برای آن دسته از نظریهپردازان اجتماعی و فرهنگی که با حوزهٔ مد آشنایی کمتری دارند نیز ارزشمند خواهد بود و عرصهای نو برای تأمل در نقاط قوت و ضعف متفکرانی که خود و دانشجویانشان با آنها سروکار دارند، معرفی میکند.
شاید بتوانیم نقشهٔ اجتنابناپذیر مختصر خود از نظریه و نظریهپردازان را با یادآوری لذت مطالعهٔ مد به پایان ببریم. نظریه غالباً با انتزاع خشک یا دشواری زیاد همراه بوده است. اما اندیشیدن از رهگذر مد میتواند هیجانانگیز و نشاطآور باشد. همانطور که دانیل میلر مینویسد، مطالعهٔ چیزها و اشیاء مد به معنای بهرهبردن از «تجملی که در جزئیات نهفته است: حسیّت لمس، رنگ و جریان. مطالعهٔ پوشاک نباید سرد باشد؛ باید جهان لمسی، عاطفی و صمیمی احساسات را فراخواند» (۲۰۱۰: ۴۱). امیدواریم کتاب «اندیشیدن از رهگذر مد» راهی بیابد تا از میان نظریههای متعددی که میتوانند ما را به غوطهوری در مطالعهٔ مد ترغیب کنند، عبور کند، زیرا در نهایت، مد نه تنها سرگرمکننده است، بلکه اهمیت دارد.
410
#پارت_8
ماتریالیسمهای قدیم و جدید
برای ریچارد رورتی، چرخش زبانی نشاندهندهی تغییری پارادایمی در فلسفهٔ غرب بود. چنین چرخش چشمگیری در پارادایم به کرات روی نمیدهد و رورتی (۱۹۶۷) تنها سه مورد از آن را در تاریخ فلسفهٔ غرب برمیشمارد: از «اشیاء» در فلسفهٔ باستان و قرون وسطی به «ایدهها» از قرن هفدهم تا نوزدهم و سپس به «واژگان» در قرن بیستم. با این حال، اکنون در دورهای زندگی میکنیم که چرخشها پیدرپی و با سرعتی بیشتر از توانایی ما در مطالعهٔ آنها رخ میدهند: چرخش تصویری، چرخش تجربی، چرخش فضایی، چرخش فرهنگی، چرخش اجرایی، چرخش عاطفی، چرخش مادی و غیره. این نه تنها نشان میدهد که واژهٔ «چرخش» دچار تورم شدیدی شده، بلکه حاکی از آن است که در زمانهای پرشتاب زندگی و اندیشه میکنیم؛ دورهای پس از پسامدرنیسم که هنوز به وضوح تعریف نشده است (ورمیولن و وان دن آکر، ۲۰۱۰).
مشکل چرخش زبانی این بود که تأکید افراطیای بر زبان داشت. این نکته در مطالعات مد مورد اشاره قرار گرفته است. برای مثال، جوآن انتوئیستل استدلال میکند که ساختارگرایی و پساساختارگرایی «بهطور مؤثری ایدهٔ تجسد و فردیت را به حاشیه رانده و نمیتوانند توضیحی از تجربه یا عاملیت ارائه دهند» (۲۰۰۰: ۷۰). در رهایی از چارچوب مسلط متنیت و نشانهشناسی، انتوئیستل و سایر پژوهشگران مد، به مکاتب فکری مختلفی متوسل میشوند که بارزترین آنها رویکرد جامعهشناختیِ زیمل، گافمن، بوردیو و لاتور است و در کتاب «اندیشیدن از رهگذر مد» مورد بحث قرار گرفتهاند. با وجود تمام تفاوتها، چنین رویکرد جامعهشناختیای به ما امکان میدهد مد را نه تنها به عنوان یک نظام دلالتگر، بلکه به مثابه یک کنش تجسمیافته که در فضای اجتماعی مشترک و جمعی رخ میدهد، درک کنیم.
اینجاست که به مفهوم جدید، یا بهتر است بگوییم احیا شدهٔ مادیت میرسیم، مفهومی که با عنوان «ماتریالیسم جدید» یا «چرخش مادی» معرفی شده است (بنت و جویس، ۲۰۱۰؛ کول و فراست، ۲۰۱۰؛ دولپین و فان در توین، ۲۰۱۲؛ بارت و بولت، ۲۰۱۳). این مؤلفان استدلال میکنند که تمرکز پساساختارگرایانه بر زبان، خود ماده و مادیت اشیاء و جهان را نادیده گرفته است. باربارا بولت بر ارتباط چرخش مادی با هنرهای خلاقانه از جمله مد تأکید میکند، زیرا «همین مادیت آن در متنیت، زبانمندی و گفتمان محو شده است» (۲۰۱۳: ۴). همانطور که بیل براون میگوید، این مسئله نه تنها در مورد هنر یا مد، بلکه در مورد بدنها و هویتهای ما نیز صدق میکند که صرفاً از طریق نشانهها، بلکه بهصورت مادی نیز ساخته و میانجیگری میشوند (۲۰۱۰: ۶۰). هویت «ماده» دارد (اهمیت دارد).
چرخش مادی، مسائل بسیار مرتبطی را برای مطالعات مد، مانند کنش، تجسد و تجربه، مجدداً مطرح میکند. عاملیت ما از طریق چیزها و اشیاء مادی – مانند لباسها – صورت میپذیرد. همانطور که آپادورای استدلال کرده است (۲۰۱۳ [۱۹۸۶])، رابطهٔ مردم با اشیاء وابسته به زمینهٔ اجتماعی و فرهنگی است که به نوبهٔ خود دلالت دارد بر این که اشیاء خود زندگی اجتماعی دارند. ما روابط اجتماعی با اشیاء، و نظامهای اجتماعیای را که اشیاء از طریق آنها معنا مییابند (یا نمییابند)، میانجیگری میکنیم. هویتهای ما در دل یک فرهنگ مادی عمل میکنند، همانگونه که به خوبی از رابطهٔ عاطفیمان با اشیاء آگاهیم؛ خواه یک شکلات باشد که اضطراب ما را تسکین میدهد، یک آهنگ که عشق ازدسترفتهای را به یادمان میآورد، یا لباس خاصی که به ما احساس جذابیت میبخشد. غذا، موسیقی یا لباس دارای ارزش هستند. البته در سرمایهداری متأخر، ارزش همواره مالی است، اما همانطور که کارل مارکس در «سرمایه» نشان داد (۱۹۹۰ [۱۸۶۷])، این ارزش عمدتاً یک ارزش افزوده است به دلیل روابط عاطفی ما با چیزهای مادی. ماده و اشیاء دارای کیفیت اجتماعی ذاتی هستند. «چیزها» – چنان که عنوان کتاب دانیل میلر (۲۰۱۰) بر آن دلالت دارد – صرفاً وجود ندارند، بلکه همواره از طریق کنش متقابل اجتماعی به ارزشی معین تبدیل میشوند: «من خرید میکنم، پس هستم». بنابراین، تأکید بر مادیت، فهم ماده به مثابه امری نمادین را نفی نمیکند؛ بلکه نشان میدهد که همواره مذاکرهای مستمر بین امر مادی و امر نمادین در جریان است.
ماتریالیسم جدید ادعای «تازگی» دارد، که از این حیث جدید است که پس از دههها تمرکز مسلط بر متن و متنیت، بار دیگر بر ماده و مادیت تأکید میورزد. با این حال، ماتریالیسم پیشینهای طولانی و پرآوازه دارد و در واقع تحت تأثیر چندین منبع و رشته است (بنت و جویس، ۲۰۱۰). این نظریهها را نباید کاملاً منفک از هم فهمید، زیرا بسیاری از این نظریهپردازان از یکدیگر الهام گرفته یا حتی انگیزهٔ کار خود را از دیگری گرفتهاند. نخست، ماتریالیسم تاریخی کارل مارکس است با تأکیدش بر پراکسیس تولید و کار، که در فصل مربوط به مارکس در این کتاب بیشتر توضیح داده شده است.
